حقوق بین الملل و ضمانت اجرا

No Comments

حقوق بین الملل و ضمانت اجرا

پاتریک ساهاکیان

پیدایش حقوق بین الملل سرآغازی برای حاکمیت قواعد حاکم برروابط بین کشورها ، سازمانها و نهادهای بین المللی و افراد است . حقوقی که بخشی از آن قواعدی در خصوص نحوه رفتار کشورها در قبال یکدیگر را تعریف می نماید . پیروی از این قواعد نشانه احترام به آن است . نبود ضمانت اجرایی برای این نوع حقوق باعث اختلاف در وجود ولزوم آن بین سیاسیون و حقوقی ها به شمار می رود . نهایتا تقبل حاکمیت این حقوق در روابط اعضا جامعه بین المللی نشانه احترام به آن است و اعضای جامعه بین المللی به عنوان مخاطبان ، در صورت رعایت در مسیر ارج نهادن به آن و حفظ حریم اعضا اقدام نموده اند .  شاید یکی از ضمانت های اجرایی که حقوقی ها برای این نوع حقوق تعریف می نمایند اصل پایبندی به آن برای حفظ اعتبار و آبروی کشورها باشد . به نحوی که در صورت عدم رعایت آن صدور بیانه های نقض ، باعث نقض اعتبار و آبرو میگردد . حاکمیت یکی از چهار مولفه تشکیل دهنده کشورها است . عنصری غیر مادی که همبستگی دیگر عناصر را تضمین می نماید . احترام به حاکمیت دولت ها بر کشورها ، از قواعدی است که در حقوق بین الملل درج شده و نقض آن به نشانه عدم رعایت حقوق بین المللی و توهین به دولت ها محسوب می شود .  ایجاد سازمان های بین المللی توسط اعضای جامعه بین المللی برای نیل به اهدافی از پیش تعیین شده  امری مرسوم است . هدف از تشکیل بسیاری از این سازمان ها ایجاد زمینه های همکاری در خصوص موضوعات اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی بوده ، ضرورت  تشکیل آنها به واسطه ارایه خدمات و همکاری ها برای اعضا بوده است . نباید فراموش کرد تشکیل سازمان های همکاری حتی بنا بر ضرورت بر اساس رعایت شرایط خاصی است که نباید با حقوق بین الملل در تناقص باشد .

دخالت ایالات متحده امریکا در مسایل داخلی کشورها خصوصا کشورهای غرب آسیا منافی با حقوق بین الملل قلمداد نمی گردد ؟ از طرفی اقدامات نظامی در منطقه با اهداف سود جویانه است ؟

از عوامل همگرایی کشورهای منطقه غرب آسیا وجود عامل وحدت بخش دین اسلام است . کشورهای این منطقه دارای دین متحد می باشند ولو اینکه وجود فرقه های مختلف در آن باعث تبدیل این همگرایی به واگرایی میگردد . اما باید خاطر نشان کرد : دین مشترک باعث ایجاد هویت مشترک برای کشورهای منطقه گردیده است که از آن هویت اسلامی پدید آمده است . هویتی که دو واقعیت انکار ناپذیر در سایه آن باعث ایجاد اتحاد میگردد . این دو عامل عبارتند از مقابله با صهیونیسم و دشمن دانستن رژیم اشغالگر در پهنه فلسطین ، اتفاق نظر در خصوص روند فعالیت حزب الله لبنان است . عدم ایجاد اتفاق نظر در جهت تشکیل یک اتحادیه کارآمد در منطقه باعث ضعف و شکنندگی در برابر دیگر کشورهای میگردد . غرب و در راس آن ایالات متحده نظر دارد با ایجاد نفاق بین کشورهای مسلمان منطقه از ایجاد وحدت بین کشورهای منطقه ممانعت بعمل آورد . رنگ هویت اسلامی را با پر رنگ کردن هویت عربی کم رنگ نمایش دهد .

ایجاد پایگاه نظامی غیر رسمی یا حضور نظامیان امریکایی در شمال سوریه ( مرز مشترک با عراق و ….. ) نشانه ای از نقض واضح حقوق بین الملل است . حضور این نظامیان که بدون رضایت و حتی با اعتراض دولت رسمی سوریه همراه است نشانه ای از عدم به رسمیت شناختن حاکمیت دولت سوریه بوده و بی احترامی و توهین به این دولت در کنار نقض حقوق بین الملل محسوب میگردد . استمرار مداخلات نظامی ایالات متحده در منطقه امری جدید نبوده و می توان آنرا به عنوان بخشی از سیاست کلی ایالات متحده محسوب نمود . سیاستی که از پیآمدهای آن می توان رضایت کارخانه های تولید تسلیحات نظامی را بر شمرد یا رضایت رژیم اشغالگر را . اقدام نظامی علیه عراق به بهانه حمله عراق به کویت ، تصرف نظامی افغانستان با بهانه حمله پیش دستانه در قبال وقایع یازده سپتامبر از جمله اقداماتی محسوب میگردند که مداخله نظامی ایالات متحده را در منطقه به وضوح نمایش می دهد و قضاوت دلایل برای این نوع اقدامات را می توان بر عهده خواننده گذاشت . از دلایل تاکید ایالات متحده مبنی بر حضور نظامیان در خاک سوریه شاید در کنار دلایل دیگر نگرانی ایالات متحده از نفوذ روسیه در خاک کشورهای دیگر دانست . هرچند جهان پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی روند تک قطبی را پیشه کرد ولی چند قطبی شدن جهان ، انتظاری دست یافتنی است .

زمانی که دیپلماسی به پایان میرسد و نتایج لازم به دست نمی آید گزینه نظامی برای این منظور بکار گرفته می شود .

نقض حاکمیت دولت ها بر سرزمین و جمعیت کشورها امری است که پیامدی چون هرج و مرج را به دنبال داشته و ممکن است عمومیت یابد . در چنین شرایطی بسیاری از کشورها به بهانه های واهی نقض قانون کرده و اقدامی مشابه انجام می دهند که نهایتا عدم ثبات را به دنبال خواهد داشت . عدم خروج و حضور نیروی نظامی ترکیه در خاک عراق پس از آزاد سازی خاک این کشور از دست نیروهای اشغالگر داعش با بهانه گیریهای بی جا  . تکرار این عمل در شمال سوریه ،  مقاومت در برابر نظامیان تحت امر دولت سوریه در شرایطی که نیروهای مخالف با دولت رسمی کشور در حال نبرد هستند ، عدم به رسمیت شناختن حاکمیت دولت سوریه و اهانت به آن محسوب می شود . از طرفی اعتراض وزیر دفاع و نخست وزیر کشور ترکیه به ایران و روسیه در خصوص حمایت این دو کشور از دولت فعلی سوریه  و همچنین عدم پایبندی ترکیه به توافق حاصله در آستانه  نقض یک توافقنامه چند جانبه محسوب میگردد .

حمایت سایر دولت ها  از معترضین و مخالفین حکومت های کشورهای دیگر اقدامی ناقض حقوق بین الملل محسوب میگردد . در حقوق بین الملل این امر صراحتا عنوان شده است . اقدامی که رییس جمهور و دستگاه دیپلماسی ایالات متحده در قبال ایران صورت داده و دولتمردان ترکیه نیز بارها آن را در قبال دیگر دولت ها تکرار نموده اند .

در نهایت می توان گفت اگر تدبیری برای الزام به رعایت حقوق بین الملل یا به عبارتی  ضمانت اجرایی برای حقوق بین الملل لحاظ نگردد ، وجود آن بار به منزل نخواهد رسانید .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*