ماه: مهر ۱۳۹۶

سیاست‌های نهان و افشای حقایق

No Comments
نویسنده : پاتریک ساهاکیان

تا قبل از قرن نوزدهم میلادی آموختن سیاست تنها برای اعضای خانواده‌های اشرافی و درباری امکان‌پذیر بود و در قرن نوزدهم به‌مرور زمان مردم عامی نیز توانستند به فراگیری دانش سیاست بپردازند. قرن هجدهم میلادی دوران طلایی سیاست در اروپا بود؛ زیرا سیاست در حالت نهان و خفی بود. نهان‌بودن سیاست بدین معنی بود که حکام با توجه به تصمیم‌های خود در خفا با دولت‌ها سیاست دوستی مطرح می‌کردند یا برخلاف آن سعی در قطع روابط و ایجاد روابطی خصمانه داشتند. ارتباط دوستی یا خصمانه در نهان با یکدیگر بود و کشورهای دیگر بدون اطلاع از این مسئله، سیاست خارجی خود را تنظیم می‌کردند. برای مردم عامی نیز دسترسی به سیاست‌های نهان دولت‌ها میسر نبود؛ به همین دلیل، جنگ‌ها و خونریزی‌ها در بین دول اروپایی در آن قرن به بیشترین حد خود رسید و بیشتر کشورها روزهای سال را در جنگ‌ها سپری کردند اما این وضعیت در قرن بعدی میلادی تغییر یافت و سیاست آشکارا جای سیاست پنهان را گرفت، ایجاد امکانات برای آموزش سیاست در کشورها ایجاد شد و روابط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به‌دلیل انقلاب صنعتی، ابداع ماشین بخار و تفاهم‌نامه‌های پستی و ارتباطات بین ملت‌ها، امکان‌پذیر و عاملی شد تا سیاست در جهان از حالت نهان به آشکار تحول یابد. حال پس از گذشت سال‌ها از آن وقایع، تکرار سیاست‌های نهان، افزایش میزان جنگ را افزایش داده است. افشای سیاست‌های رژیم صهیونیستی به‌واسطه سخنان نتانیاهو در جلسه با سران حکومتی کشورهای اروپای شرقی، باعث آشکارشدن حقایقی شد، حقایقی که نشان داد برخی دولت‌ها به‌دلیل منفعت خود سعی در انکار این حقایق داشتند. سخنان نتانیاهو صحه گذاشت بر حمایت از گروه‌های تروریستی، بمباران نقاط مختلف استراتژیک خاک سوریه و بمباران مواضع حزب‌الله لبنان توسط رژیم صهیونیستی، نگرانی‌های نتانیاهو از ایجاد روابط دیپلماتیک بین کشورها، هراس از اتحاد کشورهای منطقه خاورمیانه و… تا نهایتاً بیم از عدم هم‌سویی سیاست‌های ریاست‌جمهوری سابق ایالات‌متحده و اروپا او را وادار کرد تا از کشورهای حاضر در جلسه (نخست‌وزیران مجارستان، لهستان، اسلواکی و چک) استمداد کند با کشورهای اروپایی برای بهبود روابط با رژیم صهیونیستی میانجیگری کنند. اروپا برای ایجاد روابط بین اروپا و رژیم صهیونیستی یک‌سری شرایط اعلام کرده که نتانیاهو این شرایط را سیاسی و از این بابت ابراز ناخشنودی کرده و درنهایت غضب خود را این چنین بیان کرده است: «اروپا باید تصمیم‌ بگیرد که آیا می‌خواهد به حیات خود ادامه دهد یا این که محو شود؟» این مسئله را می‌توان یک تهدید تلقی کرد. مداخله نظامی رژیم صهیونیستی برای پیشگیری از حمایت مسکو از حکومت رسمی سوریه افشاگری دیگری بود که در سخنان نتانیاهو به زبان آمد و دخالتی که همواره ارتش رژیم صهیونیستی منکر آن بود. با وجود چنین سیاست‌هایی در منطقه باید آمادگی داشت با ایجاد سیاست‌های جنگ‌طلبانه و مداخله‌جویانه، امنیت منطقه دگرگون و بی‌ثباتی رایج شود.

ظریف با حرکتی ظریف

No Comments
نویسنده : پاتریک ساهاکیان

بررسی جایگاه نخبگان در کشورها از جنبه اهمیت‌دادن و به‌کارگیری آنان در حکومت از خصایص ویژه دولت‌مردان موفق است که سعی دارند با به‌کارگیری آنان بتوانند در شناخت و درک هرچه بیشتر و بهتر وضعیت کشور اطلاعاتی کسب و از راه‌کارهای پیشنهادی آن‌ها برای بهبود و رشد کشور استفاده کنند؛ البته این بخشی از عملکرد نخبگان است و توانایی‌های آن در رشد و توسعه کشور را از جنبه‌های مختلف نباید نادیده گرفت. بدون شک استفاده از نخبگان در بدنه حکومت عاملی برای ایجاد توازن و تحمل فشار حاصل از ملت به حکومت و انتقال درست عملکرد حاکمیت به جامعه است. برای درک بهتر می‌توان این رابطه را به این صورت تشریح کرد که اگر نمودار قدرت را به‌صورت یک هرم درنظر بگیریم، قدرت و حکومت در رأس قرار گرفته و پس از آن در پایین‌تر جامعه متشکل از ملت قرار گرفته است. حال اگر در بین این دو گروه، در یک نظام سیاسی مطلوب نخبگان قرار گرفته باشند بهترین شرایط برای ادامه روند حکومت پیش خواهد آمد. دلیل این امر را می‌توان دریافت و آنالیز صحیح اطلاعات و کشف راهکارهای درست برای رفع مشکلات دانست. رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان که بارها و بارها باعث خشنودی ملت ایران شده‌ است برحسب رسالت انقلابی خود و درک درستی از سیاست و دستگاه حکومتی حاکم در ایالات متحده در سفر اخیر به آن کشور برنامه‌ای برای دیدار با همتای آمریکایی خود تدوین کرده و از فرصت حضور در آن کشور که برای شرکت در جلسات سالیانه سازمان ملل به آن کشور عزیمت کرده، بهره گرفته است، برنامه‌هایی حاوی دیدار و سخنرانی برای نخبگان آن کشور درنظر گرفته است. هرچند رهبر فعلی ایالات متحده تمایلی به استفاده از نخبگان ندارد؛ ولی به‌هرحال این دیپلمات بلندپایه کشورمان با این حرکت سنجیده و ظریف نه‌تنها توانایی‌های خود و دستگاه دیپلماسی کشور را یک‌بار دیگر به جهانیان یادآوری کرده بلکه اقدامی کرده است که بتواند اطلاعات صحیح و کافی از سیاست‌های کشورمان به گروهی از نخبگان ارائه کند تا باعث ایجاد درکی درست از دیپلماسی کشورمان شود. نباید فراموش کرد که سخنان رئیس دستگاه دیپلماسی کشور، بیانگر سیاست خارجی و گفتمان کشور و سخنان ایشان منعکس‌کننده دیدگاه و برنامه‌های کشور از تریبون رسمی است.

ادعاها و سیاست‌های عربستان

No Comments
نویسنده : پاتریک ساهاکیان

ادعاهای کشور عربستان تمامی ندارد. ایجاد تحول در نحوه جانشینی پادشاه عربستان، واقعیتی بود که به‌هرحال روزی به‌وقوع می‌پیوست. با نگاهی به آنچه در ورود به این دوره پادشاهی عربستان اتفاق افتاد وصیت ملک عبدالعزیز برای جانشینی به‌ترتیب پسران خود برای حکومت بر شبه‌جزیره عربستان بود، وصیتی که در آن ابهاماتی نهفته و مهم‌ترین آن، تعیین جانشین پس از مرگ آخرین فرزند وی بود. چه کسی وارث تاج و تخت خواهد بود، فرزند کدامین پادشاه فقید؟ یا به هر حال نحوه ادامه حکومت در خاندان آل سعود چگونه خواهد بود؟ پرسش‌هایی که پاسخ آن‌ها را تمام ارجحین بر بن‌سلمان به حاکم بعدی موکول کردند تا نهایتاً با اقدام بن‌سلمان قبل از به حکومت رسیدن نایف مسیر ادامه جانشینی منقطع شد و بناست روال آن تغییر یابد، تغییری که با مخالفت‌های افراد از خاندان آل‌سعود و… همراه بود. خواه‌ناخواه این عملکرد یک نوع تغییر مسیر بود و تغییرات همواره با مخالفت‌ها همراه است. وجود و ایجاد جوی ناآرام در منطقه و قرارگرفتن عوامل تشنج در کانون توجه، عاملی بود که تحولات در کشور عربستان را کم‌رنگ‌تر جلوه می‌داد. بن‌سلمان و همراهان وی از این فرصت استفاده کرده و زمینه را برای اجرایی‌کردن خط فکری خود هموار یافتند و دست به عمل شدند؛ اما آنچه از نظرها پنهان بود عوامل بیرونی تأثیرگذار بر این اتفاقات بود، عواملی که تأثیرات آن برای منطقه هزینه‌های فراوانی به‌همراه دارد: معامله با یک تاجر ماهر که دستی در سیاست دارد و تنها منفعت مالی او را ارضا می‌کند و برای پشتیبانی و ایجاد تلاطم در منطقه هدفی به‌جز سود مادی را دنبال نمی‌کند. تائید این مطلب سخنان ترامپ بود که عنوان کرد حضور من در جلسه ریاض، گرفتن میلیاردها دلار بود. شاید این تنها سخنی است که می‌شود از این رئیس‌جمهور ایالات‌متحده قبول کرد و در صحت آن تردید نکرد. سخنان چند روز گذشته امیر قطر مبنی‌بر آمادگی برای حل اختلافات از طریق دیپلماسی مشروط بر به‌رسمیت‌شناختن حاکمیت دولت قطر بر عرصه کشور سخنی سنجیده است و می‌توان آن‌را منطقی در دنیای سیاست و دیپلماسی قلمداد کرد، سخنی که در آن حکمتی وجود دارد و تائید حکمیت حکومت بر سرزمین است، اصلی که پایبندی بر آن برای کشورهای جهان الزام بوده و سه عنصر سرزمین، حکومت و حاکمیت در کنار جمعیت، عناصر تشکیل‌دهنده یک کشور یا دولت است که درصورت فقدان هرکدام تشکیل کشور کامل میسر نمی‌شود. به رسمیت‌شناختن حاکمیت دولت‌ها در حقوق بین‌الملل اصلی بنیادین تلقی می‌شود. اقدام یک کشور مبنی بر سلب شناسایی حاکمیت حکومت یک کشور، که قبلاً حاکمیت آن از طرف دولت‌ها به رسمیت شناخته شده است، امری غیرمتعارف و توهین و اهانت به حکومت آن کشور تلقی می‌شود. حال باید درنظر داشت که اعلام نظر وزیر امور خارجه عربستان در خصوص سخنان امیر قطر، بیانگر روحیه جنگ‌طلبی و عدم حل اختلافات از طریق دیپلماسی است. درنهایت این اقدام امیر قطر به‌منزله قبول اصول دیپلماسی بوده و نباید نگاهی مبنی بر عقب‌نشینی قطر داشت؛ بلکه رونمایی از سیاست حل اختلافات با تحمیل زور و به دور از قواعد دیپلماسی، گفتمان دولتمردان امروزی عربستان و متحدان وی است، سیاست‌هایی که باعث تیرگی روابط بین کشورهای منطقه می‌شود و زمینه نفوذ برای کشورهای خارج از منطقه را هموار می‌سازد. وابستگی بیش‎ازحد به ایالات‎متحده با توجه به اختلافات بین ایالات‎متحده و کشورهای اروپایی در نهایت انزوای کشور عربستان را به‎همراه خواهد داشت. قطر به‎عنوان کشوری ثروتمند با دارابودن منابع انرژی در رأس مراودات مالی با اروپا قرار گرفته و به‎دنبال آن حمایت‌های این کشورها را داراست. تغییر مواضع دیپلماتیک کویت در قبال ایران را نیز می‌توان در راستای فشار کشور عربستان برای خشنودی ایالات متحده از عملکرد عربستان گنجاند. به‎هرحال عربستان برای حفظ موقعیت خود نگرانی‌های بسیار دارد و در راستای تحقق سیاست‌ها و برنامه‌های خود مجبور است در ادامه مسیر، تغییرات بسیاری لحاظ و هزینه‌های گزافی پرداخت کند: چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی تا نهایتاً چندوقتی دوام داشته باشد. پرداخت میلیاردها دلار در مقابل خرید تسلیحاتی که حتی توان استفاده از آن ‌را ندارد و تنها برای خشنودی ایالات‌متحده پرداخت کرده است، تنها یکی از این هزینه‌هاست. تغییر در بدنه داخلی و ایجاد وزارت امنیت و ضد تروریست، ایجاد نهادهای موازی در دستگاه حکومتی بر اساس ارتقای جایگاه ادارات حتی در حد وزارت‌خانه و… اقداماتی است که نه‌تنها هزینه‌هایی بر دوش حکومت دارد و نشانه‌ای ازعدم ثبات سیاسی عربستان است، بلکه نمایانگر نگرانی‌های پادشاه و طرفداران است.

به بهانه تحلیف ریاست جمهوری و معرفی کابینه دولت دوازدهم

No Comments
به بهانه تحلیف ریاست جمهوری و معرفی کابینه دولت دوازدهم
نویسنده : پاتریک ساهاکیان

مراسم تحلیف ریاست جمهوری، از مراسم‌ رایج در کشورهای جهان است. روند برگزاری این مراسم در کشورها متفاوت است. در ایران نیزتحلیف طی تشریفات خاص خود صورت می‌پذیرد.
در کشور جمهوری اسلامی ایران، رئیس جمهور منتخب مردم پس از مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط رهبر، در مجلس شورای اسلامی در حضور اعضای شورای نگهبان، نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، دادستان کل کشور، رئیس قوه قضاییه و دیگر مهمانان داخلی و خارجی همراه با ادای سوگند وفاداری، تعهد اجرای آنچه در متن سوگندنامه قرائت کرده است را متعهد می‌شود. ماده ۱۱۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وظایف رئیس جمهور کشور را بر می‌شمارد و ایشان را مجری اجرای قانون اساسی می‌داند.
رئیس جمهور وظیفه دارد نسبت به اجرای قانون اساسی در تمامی دستگاه‌های حکومتی نظارت کند.در ضمن روابط خارجه کشور را در چارچوب قانون اساسی تعریف و برنامه‌ریزی کند. حفظ امنیت در کشور و مرزها با دیگر کشورها از وظایف خطیر ریاست جمهوری کشور ایران است؛ اما پس از مراسم تحلیف، رئیس جمهور منتخب رسما به عنوان رئیس جمهور کشور می‌تواند فعالیت خود را آغاز کند. در کشورهایی چون ایران که ریاست کابینه نیز بر عهده رئیس جمهور است، رئیس جمهور طبق آیین نامه باید نسبت به تعیین اعضای کابینه اقدام و نهایتا ظرف مدت ۱۵ روز از مراسم تحلیف نسبت به معرفی وزرای پیشنهادی به نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی برای رأی اعتماد اقدام کند. اولین اقدام رئیس جمهور را می‌توان مهم‌ترین اقدام وی دانست، انتخاب افرادی واجد شرایط که در رأس وزارتخانه‌های کشور قرار خواهند گرفت. از ویژگی‌های یک دولتمرد، استفاده بهینه از نخبگان است. نخبگانی که با توانایی‌های خود بتوانند یاری‌رسان بوده و در رشد و توسعه کشور نقشی موثر و سودمند داشته باشند. نخبگانی که در کنار رئیس جمهور و در رأس وزارتخانه‌ها باید موقعیتی پیش آورند تا درصد بالایی از وعده‌های انتخاباتی وی را اجرایی کنند. سخن از انتخاب است، انتخابی که به دنبال آن نیاز به تائید دارد. می‌شود گفت انتخاب کابینه، لازم و ملزوم به تائید است. از یک نگاه، تائید باعث می‌شود تا در تعیین، دقت بیشتری صورت پذیرد؛ اما از نگاهی دیگر محدودیت‌ها را به همراه دارد. اینجاست که نمایندگان باید منافع کشور را در نظر گرفته و برحسب وظیفه امانت داری از رأی ملتی که آنها منتخبشان هستند، محافظت کنند. طرفداران رئیس جمهور منتخب که اکثریت ملت را تشکیل می‌دهند، بر اساس برنامه‌های ارائه شده از طرف کاندیدای مورد حمایت خود، پای صندوق رأی رفته و رأی را به سود نامزد خود به صندوق ریختند، حال پس از شمارش آرا و انتخاب، نوبت رئیس جمهور منتخب است که با اجرایی کردن برنامه‌های پیشنهادی خود، جوابگوی اکثریت باشد. یکی از تفاوت‌های کشور جمهوری اسلامی ایران با کشورهای دیگر، نظام سیاسی کشور است که بر پایه ایدئولوژی واحد بنا شده است. در کشورهایی که تعدد احزاب وجود دارد، رئیس جمهور متعلق به یک خط فکری خاص است، مردم با حضور در محل اخذ رأی به ایدئولوژی که به خط فکری خود نزدیکتر است، رأی می‌دهند و آن خط فکری مشخص، سیاست‌ها و برنامه‌های منطبق با حزب خود را اجرایی می‌کند. در کشور ما با توجه به آنچه در نظام سیاسی کشور وجود دارد. برنامه‌های ارائه شده توسط نامزدهای انتخاباتی منافع و خط فکری حزبی مطرح نیست؛ بلکه مصلحت نظام، مد نظر است. مصلحتی که اکثریت به آن رأی مثبت داده و در مقابل آن منتخب، ملت وظیفه دارند تعهدات خود را در مقابل آنها اجرایی کنند. تعهداتی که در اثر اعتماد مردم ایجاد شده است. انتخاب معاونین و وزیرانی که توانایی انجام برنامه‌های ارائه شده توسط کاندیدا را پس از انتخاب دارند، جزو وظایف و الزامات رئیس جمهور است و رئیس جمهور وظیفه دارد نسبت به تعیین ترکیب افرادی که می‌توانند در انجام تعهدات وی را یاری کنند، اقدامی شایسته کند. رئیس جمهور نباید وامدار کسی باشد و استقلال وی برای انجام تعهدات در چارچوب قانون اساسی وظیفه‌ای است که بر عهده گرفته است، پشتوانه و مشروعیت را از رأی مردم کسب کرده است (تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط رهبر از طرف مردم) و در نگهداری و حراست از رأی ملت باید نهایت دقت را داشته باشد. شاید این انتصابات با مشکلاتی همراه باشد ولی آنچه حائز اهمیت است، تعهدات رئیس جمهور است و زمانی که رئیس جمهور به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهور، پای به میدان رقابت می‌گذارد، با علم به عوامل تاثیرگذار و آمادگی کامل برای به انجام رساندن برنامه‌های مطروحه خود، وارد این عرصه می‌شود. حال زمان عقب نشینی یا کوتاهی نیست؛ بلکه زمان مسئولیت‌پذیری است. زمانی که سخن از ریاست جمهوری در قانون اساسی به میان می‌آید، باید مروری بر شرایط عمومی نامزدها در قانون اساسی داشته باشیم شرایطی چون رجل سیاسی، مدیر و مدبر بودن در کنار شرایطی چون ایرانی‌الاصل ، تابع ایران، دارای حسن سابقه و امانت و تقوا، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور به عنوان ویژگی‌های فردی شخص برای کسب جایگاه ریاست جمهوری محرز است. دارا بودن ویژگی‌هایی که در شرایط نامزدهای ریاست جمهوری کشور قید شده است، هرگونه بهانه مبنی بر عدم توانایی به لحاظ محدودیت و ممنوعیت در انتصابات و اجرای تعهدات و برنامه‌های رئیس جمهور را پس از انتخاب بی معنا می‌سازد. در کنار تمامی این مطالب باید گفت دولتمرد بودن رئیس جمهور به معنای داشتن درک درست از عوامل و شرایط تاثیرگذار بر عملکرد وی است.

مصوبات نمایندگان ایالات‌متحده و گرفتاری‌های رئیس‌جمهور

No Comments
مصوبات نمایندگان ایالات‌متحده و گرفتاری‌های رئیس‌جمهور
نویسنده : پاتریک ساهاکیان

منطقه غرب آسیا از دیرباز کانون توجه سیاست‌مداران ایالات متحده و اروپا بوده است. توجه به این منطقه نه‌تنها به‌واسطه وجود منابع و ذخایر حامل‌های انرژی بوده بلکه قرارگرفتن این منطقه در کانون قدرت است. موقعیت ژئوپلتیک این منطقه، توجه بیشتر غرب و به‌خصوص ایالات‌متحده را به خود جلب کرده است. بر اهمیت ژئوپلتیک منطقه زمانی افزوده شد که پس از جنگ جهانی، خطر توسعه نظام کمونیستی و نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در کشورهای جهان شدت یافت تا نهایتاً در سال ۱۹۴۷ میلادی پیشنهاد همکاری به‌منظور جلوگیری از نفوذ اتحاد جماهیر شوروی ارائه شد و ناتو در سال ۱۹۴۹ میلادی متولد شد. هم‌پیمانان برای ادامه حیات این اتحاد دفاعی که به پیشنهاد ایالات‌متحده تأسیس شده است، هزینه‌های گزافی پرداخت می‌کنند. در سال ۱۹۹۰ فروپاشی نظام کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی، پایانی برای رقابت‌های تسلیحاتی، نظامی، فضایی و… بین دو ابرقدرت جهان بود. پایان جنگ سرد رقم خورد. ابرقدرت‌های جهان رقابت‌های خود را پایان بخشیدند و این مسئله باعث شناخته‌شدن ایالات‌متحده به‌عنوان قدرت برتر شد؛ اما این رؤیا نیز به‌پایان رسید و چندقطبی‌شدن جایگزین تک‌قطبی‌بودن شد. با توجه به پایان سیاست‌های قبلی جنگ سرد و ورود این مبارزه به مرحله‌ای جدید، کشورهای در رأس این جنگ شاید تغییر جدی در سیاست‌های خود را لازم دانستند و در جهت کسب قدرت، بدون خونریزی رویه مبارزاتی‌شان را تغییر دادند، مرحله‌ای که درگیری نظامی معنی نداشته و بحث نفوذ مطرح باشد. به‌هرحال کسب قدرت اساس سیاست است. سیاست‌مدار توانمند قبل از هرگونه اقدام، عواقب عمل خود را می‌سنجد تا بداند با توجه به عوامل تأثیرگذار چه چیزی ازدست خواهد داد تا بتواند آن چیزی را که می‌خواهد به‌دست آورد. ادامه عملکرد سیاست‌های ترامپ در زمینه سیاست خارجی، به‌دلیل انحراف کانون توجه ملت ایالات‌متحده و جهانیان به عملکرد و تخلفات در سیاست‌های داخلی خود است. ایجاد تغییرات و برکناری افرادی که به هر نحوی با او اختلاف سلیقه داشته یا درصدد کشف حقایق هستند، نشانه‌ای از نگرانی‌ها از نحوه کشورداری ترامپ است. بی‌ثباتی و نداشتن اشراف بر درک مسائل داخلی و خارجی، ضعف عمیق یک دولتمرد است. ترامپ مانند سکاندار کشتی عظیمی است که اشتباهات او باعث ایجاد امواج و غرق‌شدن کشتی خود می‌شود. ایجاد بحران‌های منطقه‌ای از اقداماتی است که ترامپ سعی کرده در منطقه غرب آسیا ایجاد کند، بحران‌های ژئوپلتیکی که حاصلی جز ایجاد تنش برای منطقه ندارد و در مقابل، ایجاد بازار فروش برای تسلیحاتی جهت کسب رضایت گروه عمده تاثیرگذار بر انتخابات روسای‌جمهور ایالات متحده است؛ اما این پایان داستان نیست، درنظرگرفتن اصل مهم اقتصادی که بیانگر وضعیت بازار است عرضه و تقاضاست. تا تقاضایی وجود نداشته باشد عرضه مفهوم پیدا نمی‌کند و زمانی تقاضا وجود دارد که نیاز وجود داشته باشد. دامن‌زدن به اختلافات و ایجاد بحران‌های منطقه‌ای عاملی روانی برای ایجاد نیاز است. به‌دست‌آوردن تسلیحات نظامی برای کسب قدرت، سیاستی است که حکام کشورهایی چون عربستان برای ادامه حکومت خود درپیش گرفته‌اند. عدم توانایی در سوء استفاده از بعضی کشورها باعث غضب سیاسیون ایالات‌متحده شده و برای تخریب این کشورها، چهره‌ای دیگر در ذهن کشورهای منطقه و جهان ایجاد می‌کنند، چهره‌ای که بتوانند در زمینه اجرایی‌کردن سیاست‌های خود نقشی بنیادی ایفا کنند؛ ولی نهایتاً ادامه این روش کارساز نیست؛ نه‌تنها باعث اجرایی‌شدن سیاست‌های شوم ایالات متحده نمی‌شود، بلکه نفاق را بین کشورهای اروپایی و ایالات متحده شدت می‌بخشد. شدت‌بخشیدن به تنش‌های میان عربستان و قطر نمونه‌ای است که اروپا با سیاست محکوم‌کردن قطر هم‌صدا نشد و در مقام دفاع از قطر برآمد. ادامه این سیاست‌ها انزوای ایالات‌متحده را در پی خواهد داشت. شعارهای روزهای قبل ایالات‌متحده مبنی بر تشدید تحریم‌ها علیه کشورهای ایران، روسیه و کره شمالی را می‌شود از دو جنبه مورد توجه قرار داد. یک دیدگاه از منظر سیاست است که می‌توان گفت در قالب سیاست داخلی ایالات‌متحده، تسویه حساب‌هایی بین نمایندگان دموکرات و جمهوری‌خواه این کشور با ترامپ است. تجمیع کشورهای ایران، روسیه و کره شمالی در یک طرح و تصویب آن، تحت‌فشار قراردادن رئیس‌جمهور کشورشان برای امضای این مصوبه است، مصوبه‌ای که در صورت امضا باعث بروز اختلافات بین روسیه و ایالات‌متحده می‌شود. اختلافاتی که در این برهه زمانی با توجه به مسائل مطروحه مبنی بر دخالت روسیه در انتخاب ترامپ باعث بروز مشکلاتی بسیار برای رئیس‌جمهور شده است، می‌تواند برای ادامه مسیر موانعی ایجاد کند. از طرفی درصورت عدم‌تائید به استناد اختیارات قانونی رئیس‌جمهور و با استناد به همان قانون و آرای کسب کرده این مصوبه که آرای بیش از دوسوم کنگره و سناست، اهرمی بر رئیس‌جمهور است که نمایندگان می‌توانند بدون درنظرگرفتن حق وتوی رئیس‌جمهور آن را قانون قلمداد کرده و به مرحله اجرا برسانند. به‌هرحال این مصوبه گرفتاری‌هایی برای رئیس‌جمهور دارد، موج‌هایی ایجاد می‌کند و دامان ایشان را خواهد گرفت. از دیدگاه دیگر که سیاست خارجی ایالات‌متحده است باید گفت گفتمان ایالات‌متحده با ایران بر پایه‌های اختلاف و دشمنی استوار شده است. خصومت‌های ایالات‌متحده با ایران به پیروزی انقلاب اسلامی و… برمی‌گردد و وضع تحریم‌ها از آن زمان در تاریخ دو کشور ثبت شده است. حال با واردکردن بحث برجام که یک توافق چندجانبه است و ایالات‌متحده به‌تنهایی توان نقض آن را ندارد سعی در ایجاد ذهنیت در جهان و اختلاف بین ملت ایران دارد. نباید فراموش کرد که سخنان سیاسیون اروپا و مسئولین کشورهای طرف برجام خلاف سخنان ایالات‌متحده و زمینه‌ای مستحکم برای تنهاماندن یا انزوای بیشتر ایالات‌متحده در سیاست خارجی خود است. پس نباید به اجرایی‌شدن این سیاست دامن زد. ملت ایران باید با اتحاد و نیک‌اندیشی و به دور از تأثیرپذیری و بزرگ‌جلوه‌دادن این حرکت ایالات‌متحده که باعث پیروزی دشمن است، با یکدلی در کنار دستگاه حکومتی و دیپلماسی و مسئولین نظام جوابی شایسته این رفتار ایالات‌متحده بدهند.

مشروعیت و تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری

No Comments
نویسنده : پاتریک ساهاکیان

مشروعیت حکومت‌ها امری است که در طول تاریخ توجه اهل سیاست را به خود معطوف کرده است. در سده‌های میانی تاریخ میلادی بحث حاکمیت در اروپا وارد مرحله‌ای جدید شد و شدت یافت؛ به‌نحوی‌که گروهی طرفدار حاکمیت کلیسا و به پاپیلیست مشهور بودند و گروه دیگر طرفداران امپراتور بودند که به امپریالیست مشهور شدند. باور طرفداران کلیسا بر کسب مشروعیت حاکمیت پاپ به پشتوانه کلیسا بود. در مقابل طرفداران امپراتور بر این باور بودند که حاکمیت به‌واسطه داشتن قدرت از آن امپراتور است، قدرتی که یا به‌واسطه موروثی‌بودن از گذشتگان به‌ارث می‌رسید یا نتیجه استیلا بود. به‌هرحال شخص صاحب قدرت شاید ویژگی‌های رسیدن به قدرت را نداشت؛ ولی به‌واسطه کسب جایگاه و مقام، صاحب قدرت می‌شد. طرفداران این حاکمیت چهار نوع قدرت نیز برای امپراتور تعریف می‌کردند و به‌واسطه این قدرت‌ها بود که طرفداران امپراتور، حاکمیت را از آن او می‌دانستند. از طرفی گروهی دیگر که با حاکمیت پاپ نیز در تضاد بودند، در مجادله عنوان می‌کردند که حاکمیت از آن قضات است و برهان می‌آوردند؛ چون شمشیر و تعیین مرگ و زندگی به دست‌های قاضی است؛ پس حاکمیت نیز از آن اوست. این اختلاف‌ها بین اندیشمندان سیاسی نیز وجود داشت و باعث اختلاف می‌شد. در دنیای سیاست امروزی تعاریفی از دانش‌واژه‌های سیاسی وجود دارد که بر پایه‌های اخلاقی و عقلانی تعریف شده‌اند. مشروعیت از دانش‌واژه‌های علوم سیاسی است که پیوندی با دیگر دانش‌واژه‌های این علم دارد. می‌توان آن‌را از مفاهیم انتزاعی دانست که در تعیین سرنوشت کشور تأثیر بسیار دارد. مشروعیت واژه‌ای انتزاعی است که به‌دنبال اقتدار می‌آید و نشانه‌ای مبنی بر تبدیل زور به اقتدار است. مشروعیت قدرتی ایجاد می‌کند که پشتوانه آن اقتدار است و تفاوت‌های بسیار با زور دارد. اقتدار همراهی و اطاعت مردم از حکومت است و پشتوانه‌ای برای حفظ حاکمیت. در یک عبارت می‌توان گفت، مشروعیت به‌منزله اجازه حکومت حاکم و میزان مشارکت و رأی در انتخابات نشانه‌ای از میزان مشروعیت حکومت است. در قانون اساسی کشورمان نیز در بند ۹ اصل ۱۱۰ قانون اساسی، امضای حکم ریاست‌جمهوری پس از انتخاب مردم جزو وظایف و اختیارات مقام معظم رهبری است. تنفیذ رأی مردم توسط ولایت فقیه به‌منزله تائید ایشان بوده و تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری نقش نظارتی تا انتهای دوران ریاست‌جمهوری دارد و درصورت انحراف رئیس‌جمهور از اصول تعیین‌شده، او را فاقد اعتبار و مشروعیت می‌کند. بر این پایه عزل نهایی رئیس‌جمهور توسط مقام معظم رهبری، نتیجه منطقی امضای حکم ریاست‌جمهوری است که پس از رأی به عدم کفایت سیاسی رئیس‌جمهور از سوی مجلس یا حکم به تخلف قضایی او از سوی قوه قضائیه امکان‌پذیر است. در روز دوازدهم مردادماه منتخب دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری کشورمان حکم ریاست‌جمهوری خود را از دست‌های رهبر جمهوری اسلامی ایران دریافت کرد و طبق قانون آغازی بر ریاست قوه مجریه برای یک دوره چهارساله خواهد بود.

گفتمان سیاست خارجی بر اساس بیانات مقام معظم رهبری
نویسنده : پاتریک ساهاکیان

سیاست کشورها به‌طورمعمول در سه سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی قابل تقسیم است. بخشی از سیاست‌های کشورها یا ثابت هستند یا با حرکتی بسیار کند که عمدتاً محسوس نیست، دچار تحول می‌شوند. مؤلفه‌های تأثیرگذار بر سیاست خارجی کشور از دو بخش مؤلفه‌های ثابت و متغیر تشکیل می‌شوند. مؤلفه‌های ثابت بافت فرهنگی، سنت‌ها و آداب، تاریخ و جغرافیای کشورها و… را در بر می‌گیرند. در کنار آن مؤلفه‌های تاثیرگذاری که تابعی از متغیرهای بین‌المللی، منطقه‌ای، حکومتی، نقش‌گرایانه و فردی هستند، مؤلفه‌های متغیر تأثیرگذار بر گفتمان کشورها تلقی می‌شوند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اختیارات مقام معظم رهبری به‌عنوان مقام ارشد سیاسی کشور لحاظ شده است و بخشی از اختیارات لحاظ‌شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حکایت از نقش مقام معظم رهبری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دارد. ازجمله این اختیارات تعیین سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، فرماندهی کل قوا، تعیین فرماندهان نظامی کشور و همچنین اعلان جنگ و صلح است. این اختیارات تعیین‌کننده و مؤلفه تاثیرگذار متغیر بر گفتمان سیاست خارجی کشور است که تحت‌تأثیر عواملی چون شخصیت و خصوصیات فردی، انطباق نقش با رفتار فردی و… شکل می‌گیرد. خصوصیات و ویژگی‌های فردی مقام تأثیرگذار بر سیاست خارجی نقشی بسیار حائز اهمیت در تعیین خط‌مشی گفتمان سیاسی کشور دارد. با توجه به اختیارات مقام ارشد سیاسی کشور طبق قانون اساسی، می‌توان گفت نقشی تعیین‌کننده در سیاست خارجی دارد.
اعلان جنگ و صلح به‌منزله تمیز بین دیپلماسی یا پایان این رفتار است. پایان دیپلماسی، آغاز جنگ است. مقام معظم رهبری در جلسه تنفیذ رأی ملت به ریاست‌جمهوری منتخب کشور در رهنمودهای خود، خط‌مشی گفتمان دستگاه دیپلماسی کشور را رسماً اعلام و ایجاد ارتباط با کشورهای جهان بر پایه دیپلماسی را سرلوحه رفتار این دستگاه قرار دادند، رفتاری که بر محوریت روابط دوستانه، گفت‌وگو و تعامل با کشورهای جهان استوار است.
ناگفته نماند در ادامه تعیین خط‌مشی دستگاه دیپلماسی کشور، آنچه از ابتدای انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان گفتمان انقلاب، در سیاست خارجی ایران لحاظ شده است نیز یادآوری و مبارزه با استکبار و استکبارستیزی را که از اصول سیاست کلی نظام است به‌عنوان رهنمود سوم به دستگاه دیپلماسی اعلام کرد. شاید رفتار دیپلماتیک آقای دکتر ظریف با همتای عربستانی خود در استانبول نیز ناشی از سیاست کاهش تنش و ایجاد روابط دوستانه با کشورهای جهان بر مبنای سیاست کلی نظام بوده است. به‌هرحال این سیاست کلی برای کشورهایی اتخاذ می‌شود که رابطه‌ای خصمانه و استکباری با جمهوری اسلامی ایران نداشته باشند. از دیگر مؤلفه‌های متغیر تاثیرگذار بر سیاست خارجی کشورها عملکرد و گفتمان کشورهای دیگر است. شاید تغییر در انتخاب افراد تاثیرگذار بر سیاست خارجی کشورها به‌عنوان تغییر در مؤلفه تأثیرگذار بر سیاست خارجی گامی در جهت تغییر در گفتمان کشورها بوده و با تغییر در گفتمان این‌گونه کشورها بتوانند در کنار کشورهایی چون ایران که گفتمانی بر اساس سازش و دوستی اتخاذ کرده‌اند، قرار گیرند. دولت‌هایی با سیاست‌های استکباری هیچ‌گاه نمی‌توانند در کنار جمهوری اسلامی ایران که در گفتمان سیاست خارجی خود مبارزه با استکبار را یک اصل ثابت می‌داند، قرار بگیرند، اصلی که به‌عنوان یکی از بنیادهای سیاست خارجی بوده و تحولات و تغییرات نمی‌توانند این اصل را دستخوش تحول کنند.

افشای حقایق

No Comments
نویسنده : پاتریک ساهاکیان

دوره طلایی سیاست، قرن هجدهم میلادی بود، قرنی که سیاست در خفا بود و سیاست‌مداران طبقه خاصی بودند. امکان کسب دانش سیاست برای همگان فراهم نبود و تنها خانواده‌های خاص امکان فراگیری این علم را داشتند، قرنی که به‌دلیل خفی‌بودن سیاست در قاره اروپا، امکان تشخیص دوستی و دشمنی به‌راحتی امکان‌پذیر نبود.
وقوع جنگ‌های پیاپی روزهای سختی را برای ساکنین این قاره فراهم آورده بود؛ اما با پایان قرن هجدهم تحولات بسیاری در عرصه سیاست حاصل و مسیر خروج از سیاست از حالت نهان به آشکارا مبدل شد.
زمینه تحصیل و کسب دانش سیاست برای همگان مقدور و آرامش بیشتری برای ساکنین این قاره فراهم شد؛ البته نباید فراموش کرد بعدها زیاده‌خواهی‌ها و… جنگ‌های سخت و ویران‌کننده‌ای را پیش آورد. زندگی بدون وجود تاریخ، امری سخت است و تاریخ مملو از روش‌های تجربه‌شده گذشتگان است… ادامه از صفحه یک: روش‌هایی که بر اثر آزموده شدن می‌توان آن‌ها را دانش‌آزموده شده دانست و مسیر پیشرفت با مدنظر قراردادن و الهام‌گرفتن از تاریخ، سریع‌تر پیموده می‌شود. ناملایمات و سختی‌ها کمتر به‌سراغ می‌آید و شرایطی بهتر مهیا می‌شود. به‌هرحال پیشرفت تکنولوژی تأثیری شگرف بر انتقال اطلاعات گذاشته و در چنین روزگاری دسترسی و تبادل اطلاعات امری بسیار متداول و عادی است. از طرف دیگر افرادی که در صحنه سیاسی برای کسب جایگاه و منزلت با ساده جلوه دادن کارها، مدینه فاضله‌ای برای ملت می‌سازند باید بدانند، سیاست نیاز به دانش دارد و عوام‌فریبی و مخفی‌کردن واقعیت‌ها که جلوه‌ای دیگر از سیاست‌مدار و سیاست‌های وی به نمایش می‌گذارد در زمانی بسیار کوتاه چهره واقعی خود را نشان خواهد داد. کشورداری علم و فن است و تأثیرپذیر از عوامل تأثیرگذار فراوان که بخشی از آن‌ها از حیطه اختیارات فرد خارج است. وعده‌ها و سخنرانی‌های دولتمرد باید با پشتوانه علمی و تجربی همراه باشد تا حالت عوام‌فریبی به خود نگیرد و جنبه عملی داشته باشد. برای اداره کشور باید از علم و شایستگی لازم برخوردار بود. سردادن سخنانی آن‌چنانی که رؤیایی بیش نیست، انتظارات را به همراه دارد و عدم توانایی در انجام آن‌ها نارضایتی و ناباوری برای ملت ایجاد می‌کند. کشیدن دیوار در مرز مشترک و دریافت هزینه آن از مکزیک، تحول در نظام درمانی به‌واسطه نقض بیمه رئیس‌جمهور سابق (نقض بیمه اوباما)، خروج و نقض پیمان‌ها و توافق‌نامه‌های بین‌المللی و… سخنانی هستند که انجام آن‌ها نه‌تنها با تصمیم یک مقام نیست بلکه یک کشور نیز نمی‌تواند به‌تنهایی جنبه عملی به آن بدهد. افشای اطلاعات نهان در خصوص این وعده‌های ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده، پرده از عدم اجرایی‌بودن آن‌ها برداشت. طبق توافقات قبلی صورت‌گرفته پیمان پاریس که ایالات‌متحده نامه رسمی خروج از آن را در روزهای گذشته به سازمان ملل متحد ارسال کرد، خروج ایالات‌متحده در سال ۲۰۲۰ محقق می‌شود که در آن زمان این دوره ریاست‌جمهوری به پایان رسیده است. از طرف دیگر افشای مکالمه تلفنی بین دو رئیس‌جمهور ایالات‌متحده و مکزیک که باعث خشم رئیس‌جمهور ایالات‌متحده شد، خشمی که از سرخوردگی نزد حامیان خود ناشی شد، پرده از حقیقتی برداشت که طی آن ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده سعی داشت برخلاف واقعیت، عهده‌دار هزینه‌های ساخت دیوار مرزی را مکزیک جلوه دهد و از رئیس‌جمهور مکزیک خواسته بود تا از افشای واقعیت خودداری کند، واقعیتی که ایالات‌متحده عهده‌دار پرداخت هزینه‌های ساخت این دیوار است. عدم کسب رأی لازم برای تحول در نظام بیمه درمانی توسط سنای ایالات‌متحده در روزهای گذشته، عدم هم‌صدایی طرفین برجام مبنی بر نقض و ابطال این توافق‌نامه چندجانبه و… شکست‌های پیاپی ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده در اجرایی‌کردن وعده‌های انتخاباتی این رئیس‌جمهور است. عزل و نصب‌های پیاپی نمی‌تواند عاملی برای اجرایی‌شدن طرح‌ها باشد و می‌توان از آن بی‌ثباتی و نبود شناخت کافی از افراد و عدم درک وضعیت سیاسی داخل و خارج کشور دولت‌مرد را استنباط کرد.

حواشی‌ کابینه دوازدهم

No Comments
نویسنده : پاتریک ساهاکیان

گمانه‌زنی‌ها در خصوص اعضای کابینه دولت دوازدهم تبدیل به یقین شد و در هفته گذشته، ریاست‌جمهوری وزیران کابینه خود را به مجلس معرفی کرد. اجرای بخشی از وظایف رئیس‌جمهور که به استناد آیین‌نامه حداکثر ظرف پانزده روز پس از مراسم تحلیف باید توسط ایشان صورت می‌پذیرفت، نمایندگان مردم در خانه ملت با توجه به برنامه‌های این افراد معرفی‌شده می‌توانند آنان را تائید کنند و رأی اعتماد دهند. با معرفی وزیران کابینه دولت دوازدهم به مجلس حواشی در این خصوص وارد مرحله‌ای جدید شد. آنچه در این مرحله حائز اهمیت است توجه به برنامه‌ها و توانایی‌های وزیران پیشنهادی برای اجرایی‌کردن برنامه‌های پیشنهادی است؛ اما متأسفانه حواشی‌ این مرحله خود را پررنگ‌تر نمایش داده و ذهن جامعه و رسانه‌ها را به خود جلب کرده است، حواشی‌ چون سهم‌خواهی گروه‌ها و اقشار مختلف از رئیس‌جمهور برای حضور در کابینه یا عدم به‌کارگیری زنان در کابینه. اگر مبنای درخواست گروه‌های هم‌رأی با ریاست‌جمهوری را در نظر بگیریم باید بگوییم این گروه‌ها در دانش‌واژه‌های علوم‌سیاسی در قالب ائتلاف قرار می‌گیرند و در تعریف آن در خصوص انتخابات پارلمانی و ریاست‌جمهوری باید گفت؛ اتحاد موقت گروه‌ها و نیروهای سیاسی است که هدف‌های معینی را دنبال می‌کنند؛ ولی نباید فراموش کرد که ائتلاف تعهدی برای پیروز انتخابات نداشته و اتحاد گروه‌های هم‌فکر، هم‌آرا و دارای هدف مشترک را بیانگر است؛ پس سهم‌خواهی گروه‌های هم‌آرا با رئیس‌جمهور با مفهوم واژه‌های سیاست مغایرت دارد. نباید فراموش کرد گروهی دیگر با سردادن شعارهایی چون عدم معرفی وزیر زن توسط رئیس‌جمهور، سعی دارند ذهنیت تبعیض را ازیک‌طرف و از طرف دیگر تزلزل جایگاه نیمی از جامعه را پیش آورند. باید در نظر داشت اگر سخن این افراد بر اساس حضور زنان در دولت است، باید یادآوری شود که دولت متشکل از رئیس‌جمهور، معاونین و وزیران است و در ترکیب آن، معاونین زن دیده می‌شوند؛ اما اگر منظور وزیر زن است، می‌توان گفت صلاحدید ریاست‌جمهوری عدم تطابق برنامه‌ها با توانایی افراد بوده و منظور حذف نیمی از جامعه، تبعیض یا تائید عدم توانایی زنان جهت عهده‌داربودن چنین مسئولیت‌هایی نبوده است. آنچه اهمیت موضوع، در این مقطع زمانی است، توجه به برنامه‌ها و توانایی‌های وزیران معرفی‌شده است که نمایندگان ملت باید با بررسی دقیق و عدم توجه به مسائل حاشیه‌ای به تعیین‌تکلیف نهایی اقدام کنند و از بین افراد معرفی‌شده، واجدشرایط‌ترین‌ها را با آرای خود برای ریاست بر وزارت‌خانه‌ها تائید کنند. آنچه اهمیت دارد تشخیص برنامه‌هایی است که باید جنبه عملی پیدا کند و پیشرفت و ترقی را برای همگان به ارمغان بیاورد. یک دولتمرد زمانی موفق است که بتواند، درک مناسبی از وضعیت داشته باشد و در کنار آن با شناخت و به‌کارگیری نخبگان، در جهت تدوین و اجرای برنامه‌ها با هدف رسیدن به منافع ملی اقدام کند و در این مسیر از کلیه امکانات و اختیارات خود بهره گیرد. اتحاد عامل تأثیرگذار بر اجرایی‌شدن برنامه‌ها محسوب می‌شود و نباید اجازه داد با معطوف‌کردن افکار جامعه به حواشی‌ بی‌مورد، اتحاد جامعه دچار تزلزل شود. پس ملت ایران برای موفقیت ریاست‌جمهوری که زمانی کاندیدای گروهی بود و امروز رئیس‌جمهور کشور است باید در کنار ایشان بوده و مسیر اجرایی‌کردن برنامه‌ها و سیاست‌های وی را در چارچوب قانون اساسی هموار سازد.

کابینه دوازدهم و سیاست خارجی

No Comments
نویسنده : پاتریک ساهاکیان

نمایندگان مردم در خانه ملت پس از شنیدن برنامه‌های پیشنهادی و بررسی توانمندی افراد معرفی‌شده، به وزیران برگزیده خود برای کابینه دوازدهم رأی ‌اعتماد دادند، آرایی که مجوز ورود افراد تائیدشده به پاستور را برای چهار سال آتی صادر کرد. در بین این روسای وزارت‌خانه‌ها، افرادی وجود دارند که معرفی آنان با نظر مقام معظم رهبری صورت می‌پذیرد. یکی از وزیران که با نظر بالاترین مقام سیاسی کشور معرفی می‌شود، وزیر امورخارجه است که در کنار دو وزیر دفاع و اطلاعات قرار می‌گیرد. دلیل این امر، براساس آنچه در قانون اساسی کشور تحت عنوان وظایف رهبری نهادینه شده است، مشخص می‌شود. در بخش رهبری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تعیین برنامه و خط‌مشی سیاست خارجی کشور و اعلان جنگ و صلح را می‌توان از بارزترین وظایف این مقام عالی کشور دانست که در ارتباط مستقیم با وزارت امورخارجه بوده و ریاست این وزارت‌خانه با شخص وزیر است. طبیعی است نظر طراح و تعیین‌کننده خط‌مشی سیاست خارجی کشور در خصوص انتخاب مجری و معمار باید مدنظر باشد تا شاهد اجرای بهتری باشیم. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سیاست کلی نظام در عرصه سیاست خارجی کشور ایران در قانون اساسی کشور به‌‌صراحت قید شده است. سیاست خارجی کشورها به‌طورمعمول ثابت است یا با حرکتی بسیار کند، دستخوش تغییر می‌شود؛ اما گفتمان کشورها امری مشمول تغییر است و عواملی بسیار بر آن تأثیرگذار هستند. از عوامل تأثیرگذار که حائز اهمیت ویژه است و نقش اساسی در گفتمان کشور دارد، خصوصیات و ویژگی‌های افراد تصمیم‌گیرنده است. پیشینه فردی شخص وزیر امورخارجه کابینه دوازدهم کشور، بیانگر تخصص و توانمندی‌هایی است که اگر بخواهیم در این خصوص قلم برانیم، از حوصله این مقاله خارج خواهد شد. آنچه حائز اهمیت است، توانمندی‌های ایشان است. توان این سیاست‌مدار برجسته بود که توانست در شرایط سخت پیش‌آمده، با توانمندی خود و بهره‌گرفتن از رهنمود‌های مقام معظم رهبری و رئیس‌جمهور، مسیر دیپلماسی و مذاکره را جایگزین روش‌های دیگر کند. از بارزترین ویژگی‌های یک سیاست‌مدار یا دولت‌مرد، توانایی تبدیل تهدیدها به فرصت‌هاست. وزیر امور خارجه کشورمان نیز در کارنامه دوره گذشته خود نمایشی از این رویکرد داشته است. بحث هسته‌ای تبدیل به تهدیدی شده بود که با مذاکرات فشرده تخصصی تبدیل به فرصت شد. برجام، توافقی است که دیدگاه صلح‌جویانه، نوع‌دوستی، پایبندی به توافقات بین‌المللی و… ایران و عدم پایبندی ایالات‌متحده به توافق‌نامه‌های بین‌المللی را برای جهانیان اثبات کرد. برجام در ابعاد مختلف جلوه‌ای از تبدیل‌کردن تهدید به فرصت بود. اعتمادسازی و برچیده‌شدن تفکرات ضد ایرانی و ایران‌هراسی، زمینه همکاری‌های چندجانبه را مهیا کرد و در پایان عمر کابینه قبلی با ایجاد معاونت بازرگانی، زمینه ایجاد همکاری‌های بیشتر وزارت‌خانه‌های دیگر را با کشورهای دیگر هموار کرد. با معرفی وزیر امور خارجه کابینه یازدهم به مجلس برای تصدی‌گری یک دوره دیگر، رئیس‌جمهور درصدد ادامه روند اجرای برنامه‌های دوره قبل این وزارت‌خانه بوده است. با مطالعه برنامه‌های این وزیر برای دوره جدید مواردی مشاهده می‌شود که درنهایت باعث پیشرفت در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خواهد شد. با توجه به گستردگی مطالب، نکاتی درباره برنامه‌های پیشنهادی وزیر محترم جهت شفافیت مطرح می‌شود: ۱٫ بهبود روابط با کشورهای منطقه و جهان: بهبود وضعیت منطقه از لحاظ امنیت و صلح پایدار در کنار بحث‌های اقتصادی و… نیازمند ایجاد وحدت و از بابت تحکیم وحدت، تشکیل اتحادیه‌های همکاری براساس شاخص‌های مشترک کشورهای منطقه است.
ایران با برخورداری از توانایی‌ها و پتانسیل‌های لازم در ابعاد مختلف می‌تواند به‌عنوان هسته مرکزی جهت ایجاد چنین تشکل‌هایی پیش‌قدم باشد و با توانایی‌های فردی افراد تصمیم‌گیرنده کشور در این زمینه بستر لازم را جهت شکل‌گیری این نوع همبستگی‌ها فراهم کند. نبود چنین اتحادیه‌های همکاری در منطقه، مسیر ایجاد نفاق بین کشورهای منطقه را هموار می‌کند که عواقب آن، بهره‌برداری کشورهای دیگر مناطق از وضعیت ناامن و عدم‌صلح منطقه است. در عرصه بین‌المللی ایجاد موقعیت برای شناساندن جایگاه ایران به‌عنوان کشوری صلح‌طلب و صاحب روابطی با احترام متقابل، دارای امنیت و ویژگی‌های خاص با توجه به تبلیغات دشمنان این کشور، کاری بس دشوار است که وزیر امور خارجه کشورمان با توانمندی‌های خود توانسته ضمن پیروی از رهنمودهای مقام معظم رهبری، چهره واقعی کشور را نزد جامعه بین‌المللی نمایان سازد و عرصه را برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک مهیا کند. وی پس از عبور از این مرحله و بهبود روابط با کشورهای جهان، درصدد است درزمینه بهبود مناسبات اقتصادی ازجمله تجارت، سرمایه‌گذاری خارجی و… با جامعه بین‌المللی اقدامی شایسته صورت دهد که ایجاد چنین مناسباتی، بستری امن و قابل‌اطمینان می‌طلبد و گفتمان کشور در چند سال گذشته این نحوه گفتمان را لحاظ و بستر مورد نیاز را مهیا کرده است. توجه وزارت امورخارجه به مسائل ‌اقتصادی کشور که زمینه‌ای برای مبارزه با بیکاری و پرشدن سفره خانوارهاست، از برنامه‌های قابل ستایش این وزارت‌خانه است که در سال اقتصاد مقاومتی، اشتغال و تولید جنبه عملی می‌یابد.