روز: تیر ۲۹, ۱۳۹۶

اقتصاد مقاومتی

No Comments

 

قطر کشوری که از لحاظ  جغرافیایی با کشورهای عربستان سعودی مرز مشترک زمینی و مرز آبی با کشورهای ایران، کویت، عراق، عربستان، بحرین و امارات متحده عربی دارد . پس از تحریم  از طرف عربستان و هم پیمانان ریاض تنها می تواند از مسیر امن مرزهای هوایی و دریایی جمهوری اسلامی ایران دسترسی به جهان داشته باشد و بدین سان می توان گفت تنها راه ارتباطی این کشور با دنیا از طریق ایران است .  ایران با توجه به حمایتهای انسان دوستانه خود در اولین ساعات آغاز تحریم این کشور آمادگی خود را برای همکاری و تامین مایحتاج خصوصا مواد غذایی کشور همسایه خود اعلام و در حمایت از این کشور اولین محموله های مواد غذایی را به این کشور ارسال نمود .

اقتصاد دولت ترکیه به دلیل تحریم های لحاظ شده از کشورهای غربی و ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران توانسته است از فرصت استفاده کرده و با موج سواری سیاسی دوره شکوفا را پشت سر بگذرانید ولی  با پایان تحریم های ایران روزهای خوش اقتصادی ترکیه وارد دوره افول شده و اختلافات با روسیه و تحریم های اقتصادی این کشور ضربه ای مهلک بر پیکره اقتصاد ترکیه وارد کرد . شرایط نا امن برای سفر توریست پس از وقایع سیاسی این کشور تزلزل اقتصاد این کشور را با توجه به وابستگی شدید به درآمد حاصل از توریست که در این مقطع زمانی با رکود شدید مواجه شد سیر شیب تند منفی را از خود به ثبت رسانید . به هر حال ترکیه به دنبال فرصتی است  تا بتواند به دوره شکوفایی اقتصادی خود بازگردد . ترکیه که از حمایت کشورهای اروپایی بازمانده است  و سعی دارد به ایالات متحده  که به عنوان  تنها کشور حامی خود نگاه میکند روابط دوستانه خود را حفظ نماید در این برهه زمانی چه سیاستی را پیش خواهد گرفت ؟  البته نباید فراموش کرد سیاست های دونالد ترامپ که در آخرین سخنان خود اعلام شد  حمایت از آل سعود و محکومیت دوحه را انعکاس می دهد . آیا ترکیه به سمت متحدان ایالات متحده خواهد رفت ؟ یا با توجه به تحریم های اتخاذ شده برای قطر فرصت پیش آمده را مغتنم شمرده نهایت سعی و تلاش خود را به کار گرفته تا بتواند حداکثر سود را از این وضعیت بدست آورد ؟ به هر حال بین این دو باید تصمیم بگیرد .

گذشته از این سخنان باید در نظر داشت با توجه به شرایط خاص ایران و عنایت به منشور سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ، ایران یک کشور بی طرف بوده و می تواند سیاستهای خود را بر اساس قوانین و مصلحت کشور تدوین و اجرایی نماید . از طرفی حمایت اقتصادی ایران از قطر به عنوان کشور دوست و همسایه امری طبیعی است .

با توجه به شرایط پایدار و امنیت  حاکم بر آسمان ایران  ، آسمان ایران به عنوان امن ترین آسمان ( هوا از دید حقوق بین المللی که حد فاصل زمین تا اتمسفر می باشد ) محدوده پروازی و ترانزیت  می تواند برای کشوری که دارای یکی از قدرتمند ترین خطوط هوایی است ، مورد بهره برداری قرار بگیرد . از طرفی دیگر استفاده از امکانات این خط هوایی قدرتمند گامی در جهت تامین کمبودهای ناوگان هوایی کشور  باشد .

از طرفی با توجه به  تولیدات کشور ایران ، صادر کنندگان ایرانی می توانند  در راستای  تحقق سیاست کلی نظام جمهوری اسلامی ایران مبنی بر اقتصاد مقاومتی از این فرصت پیش آمده استفاده و بازاری سودمند برای کشور ایجاد نمایند . بماند که جهت تحقق رقابت در امر صادرات با دیگر رقیبان این بازار اقتصادی ، تولید کالاهای رقابتی ، تجهیز صنایعی چون بسته بندی و …. و مهمتر از همه تبلیغات در کشور مقصد را می طلبد که تامین و پوشش این ضروریات مستلزم ایجاد امکاناتی است که توابع زمانی و …… را به همراه دارد . حال زمان آن است که  وزارتخانه های  مربوطه در این خصوص اقدامی نمایند تا آیندگان در این خصوص با تاسف اظهار نظر ننمایند .

انزوای رییس جمهور

No Comments

دولتمرد موفق  کسی است که درک واضح از شرایط داخلی و خارجی کشور داشته باشد . بتواند در کنار خود نخبگانی داشته باشد تا از نظرات آنها در مسیر تدوین و اجرای سیاستهای کشور استفاده نماید . سخنان متضاد سیاستمدار ناشی از عدم ثبات افکار وی دارد . نداشتن تخصص کافی و همچنین عدم انتخاب نیروهای کارآمد نشانه ای از ضعف دولتمرد است . زیرا دریافت درکی واضح از شرایط موجود و همچنین اطلاعات کم و بعضا نادرست عواملی هستند که تصمیم گیری را برای دولتمرد سخت می نمایند . شاید حرکت دولت را نیز در مسیر سراشیبی که نهایتا به دره منتهی شود قرار دهد . به هرحال آنچه امروز در سیاست ایالات متحده مشهود است فصل جدیدی از انزواطلبی است . در مدت کوتاهی که از دوره ریاست این رییس جمهور ایالات متحده میگذرد در رسانه ها به کرات سخن از اختلاف نظر بین او و مسولین کشور به گوش می رسد . برکناری مسول امنیت کاخ سفید ، برکناری رییس اف بی آی ، برکناری مقامهای قضایی و ….. سخن از عدم توانایی حفظ نخبگان  در کنار خود است . از طرفی دیگر با عدم درکی مناسب از سیاست جهان خصوصا منطقه خلیج فارس و خاورمیانه با نگاهی کاملا اقتصادی به منطقه نسبت به معاملاتی اقدام می نماید که در صحنه سیاسی توجیهی برای آن ندارد . سخنان روز گذشته وی مبنی بر دلیل حضور خود در اجلاس ریاض که به گفته وی پیامد مالی داشته و در مقابل دریافت  میلیاردها دلار در جلسه حاضر شده است سخنی است که بیانگر طرز فکر این سیاست مدار را بازگو می نماید . از دیگر سخنان ایشان که نظر نویسنده را به خود جلب کرد می توان گفت در آخرین سخنرانی خود پس از ناکامی وزیر امور خارجه ایالات متحده در رایزنی حل اختلافات منطقه بین دوحه – ریاض و همپیمانان عربستان ، که نشانی از ناراحتی بدلیل عدم توانایی در آن مشخص بود ، دلیل محکومیت قطر به پشتیبانی از گروههای تروریستی را این چنین بیان می نماید : زمانی که در ریاض بودم سوال کردم حامی تروریست در منطقه کیست و در جواب انگشتها  قطر را نشانه گرفتند . بله دلیل ایشان فقط شنیده ها بوده است !!!  دلایلی که ایشان در روز جاری با الفاظی به دور از شان و منزلت یک دیپلمات در خصوص قطر به زبان آورد بر پایه شنیده ها بوده است . در کنار این سخنان نباید فراموش کرد سخنان این مقام در دنیای دیپلماسی ارزش خود را از دست داده است . سخنان اخیر دبیرکل سازمان ملل که در سایت رسمی سازمان انعکاس یافته است نشانه ای از پایبندی جمهوری اسلامی ایران به تعهدات خود در زمینه برجام است که بواسطه آژانس انرژی اتمی راستی آزمایی شده و صحت گزارشات که حاکی از رعایت کلیه توافقات برجام است رعایت شده است ولی از طرفی دیگر ایالات متحده در اجرای تعهدات خود ناکام بوده است . این واقعیت خود سندی بر متعهد بودن ایران در عرصه بین المللی بوده و ایرانیانی که وفای برعهد را برای خود الزام می دانند . از طرفی دیگر سخنان یاوه ریاست جمهوری ایالات متحده  در خصوص برجام را اثبات می کند . برجام یک توافقنامه چند جانبه است و اظهار نظر یک کشور تاثیری بر آن نمی تواند داشته باشد .  به هر حال حرکت دبیر کل از یکطرف و ایستادگی موگرینی به عنوان نماینده اتحادیه اروپا بر لزوم اجرای برجام نشانه هایی از بی اعتباری سخنان ریاست جمهوری ایالات متحده است . بماند از نمونه های دیگری که در جی بیست و پیمان پاریس و …… باعث اثبات انزواطلبی شده است . به هر حال سیاستهای پوپولیستی هیچگاه نتوانسته است جایگاهی برای بانیان و منتخبین آن داشته باشد و در طول زمان هویت و ماهیت آنها روشن شده و متحمل شکست هایی شده اند . شاید  یادآوری پایان دوره انزواطلبی ایالات متحده ( دکترین مونرویه  ۱۸۲۳)  و ورود این قاره به مسایل جهانی ( وودر ویلسون ۱۹۱۷ ) به عنوان بخشی از تاریخ جهان و کشورش تاثیری در دیدگاههای این مقام داشته باشد و از تاریخ درس بگیرد .

بازی دوگانه

No Comments

مولفه های متغیر در تعیین سیاست خارجی کشورها گاهی تحت تاثیر عواملی قرار میگیرد که کنترل آنها خارج از حیطه اختیارات کشور می باشد . اگر آنها را در زمره عوامل خارجی تاثیر گذار بر سیاست کشورها طبقه بندی نماییم باید بخشی از آنها را بصورت عوامل رسمی چون سیاست کشورهای همسایه ، کشورهای جهان ، سازمانها و نهادهای بین المللی چون سازمان ملل بعنوان اعضای جامعه بین الملل و بخشی دیگر بعنوان گروههای معترض منطقه ای و گروههای تروریستی می توانیم دسته بندی نماییم . بروز اختلافات در بین کشورها و عدم وجود اتحادیه های منطقه ای باعث عدم همنوایی و همبستگی کشورهای منطقه ای و مسیر دخالت کشورهای خارج از منطقه را افزایش می دهد . شاید هم بخشی از این اختلافات ناشی از تفرقه افکنی های کشورهای دیگر برای نیل به اهدافی که می توان به جرات گفت پیامد اقتصادی و به دنبال آن منفعت سیاسی در بر دارد می باشد . تخیلات بلند پروازانه دست اندر کاران سیاست  کشورهای منطقه و در راس آنها عربستان ، سیاست خارجی این کشورها را دستخوش تحولی شگرف نموده و از وضعیت سنتی و محافظه کارانه تبدیل به یک سیاست بی ثبات و تند نموده است .  تاثیرات آن می تواند به تحول در وضعیت منطقه منجر شده و صلح منطقه را دستخوش تغییر نموده  و باعث ایجاد یک منطقه نظامی و درگیر جنگ نماید . ایجاد بازار برای فروش تسلیحات نظامی به کشورهای منطقه که سفر رییس جمهور ایالات متحده به عربستان یکی از بزرگترین معاملات  تسلیحاتی را بهمراه داشت  انگیزه ای دیگر برای ایجاد نفاق و تشنج در منطقه است. از طرف ایجاد وضعیت متشنج منطقه ، کشور قطر را بر آن داشت تا معامله ای را که مدتها در انجام آن مردد بود جامعه عمل پوشانده و آنرا به مرحله اجرایی برساند . دست اندر کاران و تصمیم گیرندگان سیاست در عربستان بدون توجه به موقعیت و وضعیت کشور قطر ، تنها با در نظر گرفتنن شرایط خود نسبت به تغییر دیپلماسی در منطقه اقدام نمودند و در یک حرکت ناشیانه حرکتی را شروع نمودند که در صورت عدم تغییر مسیر  در دراز مدت گزینه های نظامی را جانشین دیپلماسی می نماید .  اقدامات حکام سعودی به بهانه مبارزه با تروریست و درگیر کردن ایران با موضوع  بدون داشتن دلایل ، نشانه هایی از واهمه از رودرویی با ایران به عنوان قدرت منطقه  و از طرفی عدم اعتنا به حاکمیت دوحه بر سرزمین خود است .

سفر وزیر امور خارجه ایالات متحده به منطقه به منظور رایزنی برای حل اختلاف بین دوحه و ریاض و متحدانش ،  نه تنها نتوانست باعث تغییر در شرایط نماید بلکه باعث تشدید تنش و ناکارآمدی رایزنیها توسط مسولین  کشورهای منطقه گردید . سخنان ریاست جمهوری آن کشور در محکوم کردن بی دلیل دوحه و اظهارات نسنجیده وی مبنی بر تغییر پایگاه نظامی خود در خاک دوحه و متهم کردن دوحه به  کمکهای مالی به گروههای تروریستی و همچنین جانب داری از سیاستهای ریاض زمینه افزایش اختلافات را ایجاد نمود  . سخنان وی پشتوانه ای برای حکام بی تجربه سعودی که تحت تاثیر سیاستهای ایالات متحده هستند شده  تا سیاستهای ناکارآمد خود را ادامه داده و به نحوی مجری سیاستهای تدوین شده کشورهای غربی خصوصا ایالات متحده گردند . رفتار تنش زا ترامپ نتیجه بی تجربه گی این مقام امریکا است که بازار اقتصادی را با سیاست درآمیخته و بدون داشتن تخصص وارد این صحنه شده است . حال باید در نظر گرفت تاثیر سیاستهای ایالات متحده و غرب در منطقه به عنوان یک مولفه متغیر بر سیاست خارجی کشورها چه تاثیراتی به همراه دارد ؟

مداخله کشورهای منطقه به لحاظ درگیر بودن با مشکلات منطقه شاید از دلسوزی بیشتر برخوردار بوده و ایجاد بستری برای تغییر روابط و برگشت شرایط به حالت حل اختلافات از راه دیپلماسی را ایجاد نماید . ایجاد موضع خصمانه حکام آل سعود در مقابل ایران مسیر رایزنی و حل اختلاف دیپلماتیک در منطقه را با دشواریهایی همراه نموده است .