فروپاشی مدل ترکیه

No Comments

فروپاشی مدل ترکیه
پاتریک ساهاکیان
در سال های اخیر ، ترکیه می کوشید تا به عنوان نمونه ای از یک کشور موفق در امور اقتصادی و سیاسی خود را به کشور های جهان اسلام و به ویژه در خاورمیانه معرفی کند . در واقع رسیدن به «مدل ترکیه » به عنوان کشوری پیشرفته و موفق در آستانه بدل شدن به هدف کشور های منطقه بود . اما این مدل به همان سرعت که رشد یافت و مقبولیت پیدا کرد ، رفته رفته رنگ باخت و جاذبه خود را در خاورمیانه از دست داد . گفتگویی ذیل با دکتر بشیر اسماعیلی استاد دانشگاه و کارشناس روابط بین الملل در مورد ظهور و سقوط مدل ترکیه انجام شده است که در ادامه می خوانید:
در دو دهه پایانی قرن گدشته اتفاقاتی در جهان رخ داد که بر کشورهایی منطقه تاثیری فراوان داشت ، کشور ترکیه با توجه به این تحولات نسبت به تغییرات ساختاری در عرصه کشور داری دست زد تا شاید بتواند وضعیت خود را بهبود بخشد . به نظر شما این تحولات از چه بابت نیاز بود ؟
کشور ترکیه در صدد بود که یک نظام مطلوب سیاسی – اقتصادی را پایه گزاری نماید تا تدریجا به یک مدل مطلوب در خاورمیانه و جهان اسلام تبدیل شود . در واقع این کشور در صدد بود دستاورد های توسعه ای خود را به عنوان الگویی برای بقیه کشورهای منطقه نهادینه کند. از لحاظ اقتصادی ، موفقیت های این کشور بیشتر از این که ساختاری باشد ، پوسته ای و ویترینی بود . به عنوان مثال به آراستگی خیابانها رسیدگی کرد ، سطح رفاه عمومی را تا حدی افزایش داد ، استاندارد های زندگی در شهر های بزرگ را بالا برد ، مکانهای توریستی را باز سازی و تجهیز کرد .همچنین نرخ صادرات و جذب سرمایه گذاری خارجی را افزایش داد . از لحاظ سیاسی ژست های دموکراتیک و در راستای القای توسعه سیاسی خود به نمایش گذاشت . بنحوی که در چند سال گذشته اگر در منطقه سخنی از دموکراسی می شد نظر ها به ترکیه ایجاد شده معطوف می گردید . به موازات این اقدامات ، رسانه های ترکیه ای به گونه اغراق آمیزی به بازنمایی خوشبختی و پیشرفت مردم این کشور مبادرت کردند . آنها مجموعه های تلویزیونی بیشماری در شهر های استانبول ، آنکارا ، آنتالیا و امثال آن ساختند که جلوه ای از ترکیه زیبا و آرام همراه با مردمانی مرفه و در عین حال پویا به نمایش می گذاشتند .اما مجموعه این تلاش ها ، با وجود توفیقات اولیه در نهایت رنگ باخت و پوچی آن هویدا شد

آقای دکتر! شما معتقدید با توجه به اقداماتی که از طرف دولتمردان ترکیه صورت گرفت این مدل با شکست مواجه شد . دلایل شکست این مدل از لحاظ سیاسی چه بوده است ؟
مدل ترکیه به دلیل نداشتن زیرساخت های لازم در رابطه با توسعه سیاسی ، جامعه مدنی ، تساهل و تسامح اجتماعی و هویت ملی مبتنی بر اقتدار گرایی این کشور با شکست مواجه شد . به عنوان مثال در حالی ترکیه می کوشید که کشور نمونه حقوق بشری در منطقه معرفی گردد که سابقه تاریخ هولناکی را در این زمینه داراست . نظر بگیرید که در دوره افول حکومت عثمانی ، حکومت وقت اقدام به نسل کشی ارامنه در سال ۱۹۱۵ کرده است . این نسل کشی از جهاتی در زمره بزرگترین نسل کشی های تاریخی است که با سبوعیت و دد مشی بی سابقه ای ،در یک مدت زمان کوتاه افراد بیشماری را مشمول « نسل کشی درمانی » می کند ! نمونه دیگر در این راستا، کنش دولت ترکیه با اقلیت کردها ست .ارعاب و سرکوب و شکنجه کرد های ترکیه که همراه با تحقیر و نادیده گرفتن آنها سالهاست صورت می پذیرد ، مغایر با تمامی قواعد حقوق بشری و انسانی است . در عین حال آزادی مطبوعات ، رسانه ها ، احزاب و حتی فضای مجازی که مورد مباهات ترکیه بود ، در عمل لوث شده و نمایشی از آب در آمد . حتی حاکمیت در مساله پارک گزی ، یک اعتراض اجتماعی را به مساله امنیتی فراگیر تبدیل کرد .گذشته از این مساله جایگاه نظامیان در این کشور و رابطه آنها با نهاد های دموکراتیک از زمان آتاتورک نامشخص باقی مانده است . نیروی های اپوزوسیون مثل فتح الله گولن ، هرگز نتوانسته اند تعامل دموکراتیکی با دولت فعلی برقرار کنند … چطور می توان در چنین شرایطی ، مدعای الگوی نظام سیاسی سالم برای همسایگان خود داشت ؟
از لحاظ اقتصادی چطور ؟ علل ناکارامدی مدل اقتصادی ترکیه چیست ؟
یکی از زمینه های اقتصادی که ترکیه بر آن تکیه کرده مقوله افزایش حجم صادرات این کشور بوده است . در نظام تقسیم کار بین المللی ،؛ آنچه سهم ترکیه شده چیزی جز فروش « خرده ریز » نیست در شرایطی که سود اصلی در تجارت آی تی ، شرکت های دانش بنیان ، قطعات ، دارو و امثالهم نصیب ایالات متحده و اروپا می شود ، ترکیه با صادرات کالاهای غیر استراتژیک ، سود ناچیزی از تجارت جهانی می برد .البته اقتصاد بزرگ شده و اعداد و ارقام رشد اقتصادی را نشان می دهند ، اما نوع اجناس صادراتی ترکیه به انقلاب اقتصادی که این کشور سعی در نمایش ان را داشت منجر نگردیده است . در عین حال ترکیه بدهی های اقتصادی قابل توجهی دارد و نرخ تورم در این کشور رو به تزاید بوده است . ورشکستگی های چرخشی در دهه های گذشته ، بنیان اقتصاد ترکیه را تضعیف کرده و هراس از تکرار رکود ها را فراگیر کرده است . نکته مهم دیگر آنکه ترکیه بیش از حد بر درآمد توریسم خود تاکید مینماید . حال آنکه توریسم یک درآمد ارزشمند اما متزلزل محسوب می گردد . آفت های درآمد گردشگری متنوعند ؛ از جمله اینکه رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸ ، کشور های توریستی مثل یونان و مصر را با کاهش ناگهانی درآمد مواجه ساخت و به بروز ناآرامی های سیاسی و اجتماعی در آنها انجامید . در عین حال مناقشات سیاسی ، تروریسم و سیاست خارجی هم گردشگری را تحت تاثیر قرار می دهند . به عنوان مثال بمب گذاری های سال های اخیر در ترکیه منجر به افول ویران کننده توریسم این کشور شده است . همچنین اختلافات این کشور با روسیه و ایران پیرامون مسایل منطقه ، از رونق گردشگری این کشور به طور محسوسی کاسته است . به صرف تحول در ظاهر شهر ها ، خودرو ها و شهروندان ترکیه ، نمیتوان اقتصاد آنها را پویا به حساب آورد . کما اینکه شهر های کشور های اروپای شرقی هم بسیار دیدنی و مدرن هستند ، اما زیربنای اقتصاد انها هنوز عقب مانده و توسعه نیافته است .
آقای دکتر با توجه به اجرای طرحهای اقتصادی بر مبنای گسترش صنعت توریسم در ترکیه از یک طرف و از طرف دیگر سیاستهای دولتمردان ترکیه از بابت ایجاد یک مدل برای کشورهای اسلامی که لزوم آن تغییر سیاستهای سیاسی و نزدیکی به سیاست ایجاد یک حکومت دینی در آن کشور است . شریعت و آموزهای دینی دین اسلام مغایر با آنچه دولتمردان ترکیه بمنظور جذب توریست در کشور انجام میدهند می باشد . این دوگانگی را شما چگونه تحلیل میکنید ؟
ترکیه سرزمین تضاد ها و تناقضات است . انها بین اسلام و سکولاریسم ، بین شریعت و مدرنیسم ، بین دموکراسی و اقتدار گرایی و بین خاورمیانه و اروپا سرگردان مانده اند . ترکیه نه تنها در مسایلی مثل گردشگری ، که اساسا در هویت ملی و ارایه یک تعریف از خود دچار تضاد است .
فرجام نظام سیاسی در ترکیه چیست ؟ آیا اقتدارگرایی تحکیم می شود یا جنبش دموکراتیکی سر بر می آورد ؟

تمایلات نو عثمانی گرایی و میل به نظام سیاسی شبه سلطانی ، همانند پادشاهی های متمرکز و متصلب شیوخ در ترکیه امروزی قابل انکار نیست . آخرین تحولات در ترکیه در مسیر تغییرات در قانون اساسی به سود مقام ریاست جمهوری و افزایش اختیارات این نهاد به صرف منویات شخصی اردوغان است ، وی با افزایش اختیارات و قدرت ریاست جمهوری در صدد است قدرت را برای چند سال اینده و دست کم تا جایی که امکانپذیر است انحصاری کند . دورنمایی از یک تحول سیاسی در آینده نزدیک متصور نخواهد بود.
در خصوص سیاست خارجه عملکرد ترکیه چگونه بوده است ؟ آیا با رفتار یک دولت دور اندیش و عاقل مطابقت دارد ؟
دو نمونه از اشتباهات سیاست خارجی ترکیه مربوط می شود به اصرار به پیوستن به اتحادیه اروپا که مربوط به چندین سال اخیر می باشد و همچنین مساله سوریه که امر متاخری می باشد . در رابطه با اتحادیه اروپا ، این اتحادیه ترکیه را که روزی در قالب امپراطوری عثمانی ، رقیب اروپا محسوب میشد ، شایسته پیوستن به خود نشخیص نداد . این امر جدایی از اثرات سیاسی – اقتصادی ، لطمه حیثیتی عظیمی برای ترکیه است . در حالیکه جمهوری اسلامی سال هاست آمریکا را به هیچ حساب نکرده و در شعار و عمل این قدرت هژمون را به چالش می کشد ، ترکیه مثل یک دولت آرزومند و شیفته ، سال ها به دنبال اروپا کهه قدرت درجه دویی نسبت به آمریکاست دوید ، و در نهایت هم اروپا مثل یک عنصر نامطلوب ، این کشور را در حلقه خود راه نداد !
مساله سوریه هم که کلکسیونی از اشتباهات استراتژیک و خطاهای محاسباتی ترکیه را به نمایش گذاشت که شرح آنها از حوصله بحث خارج است .
پس از مواردی که مطرح شد در ترکیه کودتایی ولو نافرجام توسط ارتش صورت گرفت ، تاثیرات این کودتا بر وضعیت ترکیه را چگونه ارزیابی میکنید ؟
میخ نهایی به تابوت کشور ترکیه را کودتا کوبید . اگر پس تمام وقایع سیاسی – اقتصادی – فرهنگی ترکیه ، پوسته ای از آن باقی مانده بود ، کودتا نابودی آنرا هم رقم زد . چرا که در قالب کودتا قتصاد مجددا لطمه خورد ؛ ارزش پولی تقلیل یافت ، بورس ترکیه سقوط کرد ، مسافرت و توریسم تحت تاثیر قرار گرفت و شوک ناشی از این حادثه تاثیرات منفی ماندگاری را بوجود آورد. از نظر سیاسی هم ترکیه به تسویه حساب های گسترده ، دستگیری ، شکنجه و بستن فضای سیاسی روی آورد . شرایط فوق العاده در کشور برقرر گردیده و هر گونه صدای مخالفی به سرعت خاموش می گردد .
اگر بخواهیم بحث را جمع بندی کنیم وضعیت ترکیه را چگونه می بینید؟ و پیشنهاد و توصیه ای که به ترکیه برای آینده وخروج از این وضعیت میکنید چیست ؟
این مدل که زمانی حتی توسط بعضی از پژوهشگران روابط بین الملل به ایران هم اکیدا توصیه می شد ، عملا از اعتبار ساقط شده است . ترکیه بایستی به دنبال مدل بومی پیشرفت خود ، فارغ از فشار های جهانی یا آمال و آرزوهای بلند پروازانه باشد . بازتعریف هویت اسلامی که از زمان مدرنیزاسیون این کشور سعی بر نفی و انکار آن بوده است ، می تواند راهگشا باشد . در این میان ، خلا پدید آمده از جاذبه مدل هایی همچون ترکیه در منطقه ، فرصت را برای جمهوری اسلامی ایران جهت ایفای یک نقش محوری و الگویی فراهم می آورد . امنیت و ثبات که مهترین دستاورد کشور در منطقه ای آشوب زده و بحران خیز است ، در صورتی که با توفیقات اقتصادی همراه گردد ، نمونه ای از یک کشور پیشرو و موفق برای همسایگاه ، به ویژه در میان شیعیان فراهم خواد آورد .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*