سیاستهای امریکا و نتانیاهو

روزنامه نسل فردا ۱\۱۲\۱۳۹۵
بنیامین نتانیاهو در روزهای گذشته جهت بهبود روابط خود با دولت ترامپ وارد امریکا شد و در مصاحبه مطبوعاتی خود اظهار نمود از امریکا درخواست نموده است تا حاکمیت رژیم خود را بر بخشی از سرزمین کشور سوریه به رسمیت بشناسد . این عملکرد بیانگر نقض سریع اولین دانش واژههای علوم سیاسی و نقض آشکار حقوق بین الملل است . البته نباید فراموش کرد نتانیاهو در سال گذشته میلادی نیز این درخواستهایی را از دولت وقت ایالات متحده امریکا اعلام کرده بود که با مخالفت دولتمردان کاخ سفید مواجه شده . این پاسخ منفی غضب این به ظاهر سیاستمدار را برانگیخته بود و رسما اعلام کرد که منتظر دولت بعدی خواهم ماند . ازطرفی دونالد ترامپ به عنوان رییس جمهور منتخب ایالات متحده وعده داده بود که با سر کار آمدن دولت خود، زمینه همکاری با رژیم اشغالگر را بهبود خواهد بخشید . شاید این سخنان زمینه ای برای عنوان نمودن چنین تقاضایی بوده است . این بخش از سرزمین سوریه در سال ۱۹۶۸ میلادی توسط نیروهای اسراییلی به اشغال درآمده . خواسته های نتانیاهو بر اساس حقوق بین الملل فاقد وجاهت حقوقی بوده و با قواعد حقوق بین الملل در تناقص است . طبق حقوق بین الملل تصاحب سرزمینی که بواسطه زور یا نیروی نظامی باشد نمیتواند بعنوان مولفه سرزمین یک کشور یا دولت شناسایی و معرفی شود . حال با توجه به حاکمیت دولت سوریه بر این سرزمین مورد اشاره و تصاحب آن توسط نیروهای نظامی بدون رضایت کشور حاکم نقض صریح حقوق کشور سوریه است . بدلیل نبود سازمانهای بی طرف بین المللی و عدم وجود دستگاه قضایی بین المللی و ضمانت اجرایی لازم در حقوق بین المللی ما در قرن بیست و یکم شاهد چنین ادعاهای پوچ در جهان هستیم . برسمیت شناختن حاکمیت رژیم اشغالگر اسراییل بر سرزمینهای اشغالی امری خارج از شرایط لازم برای ایجاد دولت و کشور است . بر اساس تعاریف موجود برای ایجاد و یا به رسمیت شناختن یک دولت مولفه های جمعیت ، سرزمین ، حکومت و حاکمیت لازم است . که هر کدام از این مولفه ها بر اساس تعاریف خود باید واجد شرایطی باشند که بتوان وجود آنها را در کنار یکدیگر بعنوان یک کشور یا یک دولت معرفی کرد . در صورت نداشتن هر یک از مولفه های فوق ، دولت آن کشور بعنوان دولت شناسایی نمی گردد . با این تعاریف به جرات می توان گفت خرید سرزمین یا تصاحب به زور یک سرزمین عاملی برای ایجاد حق رسمیت دادن یک دولت یا کشور نیست . حال با چنین شرایطی که حاکمیت خود به عنوان یک دولت یا کشور سرزمینی شناسایی نمی شود چگونه انتظار دارد کشوری دیگر سرزمین تصاحب شده به زور را به عنوان بخشی از خاک خود بداند . نباید فراموش کرد در صورت دارا بودن کلیه شرایط لازم برای برسمیت شناختن یک دولت باز هم برسمیت شناختن یک دولت توسط دولتهای دیگر اختیاری است .

ترزا می و دوگانگی شدید

تعداد بازدید : ۷
ترزا می و دوگانگی شدید
نویسنده : پاتریک ساهاکیان
ترزا می، سیاست‌مداری که در دوگانگی شدید قرارگرفته، اولین رئیس دولتی است که پس از مراسم تحلیف صدوچهل‌وپنجمین رئیس‌جمهور آمریکا جهت دیدار وارد کاخ سفید و در روزهای جاری با چالشی بس عمیق مواجه شده است. با مطالعه نظام سیاسی بریتانیا درمی‌یابیم که در نظام حکومتی کشور بریتانیا، نخست‌وزیر دارای اختیارات بسیار و مسئول تعیین کابینه است و قدرت اجرایی و سیاسی کشور در اختیار ایشان است. در روزهای جاری ریاست مجلس عوام کشور انگلستان با سخنرانی ریاست‌جمهوری آمریکا در حضور نمایندگان مجلس مخالفت کرد و سیاست‌های ترامپ را به‌خصوص پس از اظهارات جدیدش به‌دوراز روابط دیپلماتیک خطاب کرد. این جنجال باعث تنش میان دو قوه کشور انگلستان و ایجاد این ذهنیت شد که رئیس دستگاه سیاست انگلستان در پیش‌داوری خود اشتباه کرده است و این خود تفکری مبنی بر ناتوانی سیاسی در عرصه سیاست خارجی ایجاد می‌کند یا اینکه یک دوگانگی در سیاست کشور وجود دارد. مجلس عوام انگلستان در تعیین نخست‌وزیر نقشی ندارد؛ ولی نخست‌وزیر برای ادامه کارش نیاز به حمایت این مجلس دارد. به‌هرحال این امری است که مشخص‌کردن آن دشوار است؛ به‌ویژه با مطالعه قوانین انگلستان درمی‌یابیم که وزیر کشور وقت انگلستان (وینستون چرچیل) در بعدازظهر روز جمعه‌ای (مردادماه ۱۲۹۰ شمسی) که خالی‌ترین زمان مجلس عوام بود قانونی مبنی‌بر سری‌بودن رفتار مسئولین کشوری و جرم‌دانستن افشای حقایق دولتی به مجلس برد و از عدم حضور اکثریت نمایندگان استفاده کرد و قانون مذکور را در نیم‌ساعت به تصویب رساند. این قانون در سال ۱۳۶۸ موردبازنگری قرار گرفت و تا امروز مصونیت مذکور مانع از افشاگری بسیاری از اتفاقات در آن کشور شده است (قانون اسرار دولتی). پس باید منتظر اتفاقات دیگری در صحنه سیاسی اروپا و آمریکا بود. از طرف دیگر واکنش سران کشورهای دیگر اروپایی درباره سیاست‌های مطروحه رئیس‌جمهور آمریکا در دیپلماسی و مسائل بین‌المللی ازجمله برجام نمایانگر سیاست‌های انزواگری این رئیس‌جمهور در روابط با دیگران است و شاید نظر دارد تحولات پیش‌آمده توسط «وودرو ویلسون» در سال ۱۹۱۷ میلادی و مخالفت با دکترین مونترویه مبنی بر عدم دخالت در مسائل خارجی سایر کشورهای جهان را به نحوی دستخوش تغییر کند.

واقعیت یا رویا

پاتریک ساهاکیان
سرمقاله روزنامه نسل فردا ۲۴\۱۱\۱۳۹۵
سخنان وعملکرد رییس جمهور جدید ایالات متحده امریکا در روزهای گذشته باعث ایجاد یک سری تفکرات در مسولین سیاست کشورهای منطقه گردید و این امکان را به آنها داد که به یک خودباوری کاذب روی آورده در صدد ایجاد تحول در سیاست منطقه گردند . سیاستمداران کشور ترکیه که از دیر باز منتظر چنین موقعیتی بودند وقت را مغتنم شمرده و سعی دارند در ایجاد تحول سهم بسزایی داشته و خودنمایی نمایند . با بررسی تاریخ سده گذشته کشور ترکیه تحولات بیشماری در صحنه سیاست داخلی و خارجی این کشور حادث گردیده است . در بررسی تحولات از سالهای ۱۹۹۰ میلادی ببعد در کشور ترکیه شاهد تاثیرپذیری سیاست داخلی کشور از سیاست خارجی آن بوده که این مطلب متزلزل بودن وضعیت سیاسی کشور مذکور را تایید می نماید . بهم خوردن معادلات ترکیه در سیاست خارجی ومنع پذیرش درخواست ورود به اتحادیه اروپا که می توان آنراشکست حیثیتی قلمداد کرد . ( کشوری که زمانی یکی از امپراتوریهای جهان بوده است بدنبال پذیرفته شدن در اتحادیه اروپا بوده است ) ترکیه بناچار سعی در نزدیکی به خاورمیانه یا بهتر بگوییم کشورهای غرب آسیا دارد . البته این سعی در تعامل با کشورهای منطقه تنها در راستای نیازهای کشور ترکیه است و در نهایت چندی پیش با تایید بیانیه ضد ایرانی در نشست استانبول مواضع قاطع خود را در تقابل با جمهوری اسلامی ایران به نمایش گذاشت . خرید نفت ، تامین نیرو و آموزش گروههای داعش ، تامین مایحتاج و حتی درمان مجروحان گروههای تروریستی و بارز تر از همه دستور سرنگونی هواپیمای جنگی روسیه نمونه هایی از سیاست های رییس جمهور ترکیه می باشد . مخالفتهای آشکار در مبارزه با تروریست باطن سیاستهای ترکیه را نمایان ساخت . این عملکرد نه تنها تایید سیاست دولتمردان ترکیه مبنی بر موج سواری سیاسی است بلکه نمایشی از مخالفت با آرامش و صلح پایدار در منطقه است . عملکرد و اظهارات اردوغان در زمان شروع عملیات بازپسگیری موصل مبنی بر مخالفت با خروج نیروهای ترکیه از خاک عراق که خود باعث ایجاد تاخیر در روند اجرایی شدن این عملیات شد . همچنین عملکرد اردوغان در مقابل کشور سوریه ، همسایه خود و سواستفاده از فرصتهای مختلف طی عناوین مختلف و تعرض به خاک آن کشور که حاکی از نقض حقوق بین الملل است گویای رویای کشورگشایی اردوغان است . کشور ترکیه که در حال حاضر گرفتار مشکلات عدیده داخلی است بجای پرداختن به این سیاستهای خارجی بهتر است در مسیر ایجاد ثبات در کشور و پیشگیری از ایجاد تنش در منطقه قدم بردارد . در روزهای گذشته تماسهای تلفنی اردوغان با ترامپ نمایی از ایجاد روابط نزدیک بین آنکارا و واشنگتن است . این رویداد در واقع از آرزوهای دیرین دولتمردان ترکیه بوده موقعیتی بس استثنایی برای این تشنگان قدرت و رسیدن به رویاهای خام است . برنامه سفرهای روزهای آتی اردوغان به کشورهای عربی منطقه شاید زمینه ای ایجاد بستری برای همنوایی بیشتر ترکیه با کشورهای عربی و اعمال سیاستهای مقابله با ایران باشد . اظهارات جدید وزیر امور خارجه ترکیه نزدیکی سیاستهای آنکارا و ریاض را صحه میگذارد .

امپریالیسم

نویسنده : پاتریک ساهاکیان
مصداق امپریالیسم در سیاست های روز جهان رنگ و رویی جدید یافته است . واژه
های علوم اجتماعی خصوصا علوم سیاسی که از زیر گروههای علوم اجتماعی است دارای تعاریف متنوع بوده زیرا بکارگیری این واژگان زمینه تعریفی بسیار دارد . امپریالیسم دانش واژه ای بسیار کهن است که عملکرد آن با تمدن بشری مبدا پیدا میکند اما از نیمه دوم قرن نوزدهم رشد چشمگیری یافته ، امروزه نیز کاربرد بسیار دارد . در تعریف این واژه نظریات متفاوتی ارایه شده است اما آنچه اهمیت دارد عملکرد و هدف آن است . میتوان گفت سختی تشخیص اهداف که ناشی از طبیعت اعمال سیاست آنست باعث سردرگمی و مخفی ماندن اهداف آن تا زمان رسیدن به هدف نهایی است .
صدور بیانیه های روسا جمهور ایالات متحده امریکا باعنوان مبارزه با تروریسم بهانه ای جهت حضور در منطقه شده است . تماس تلفنی با اردوغان ، مسافرت رییس جدید سازمان سیا به ترکیه ، درخواست نیروهای نظامی بیشتر توسط ژنرال امریکایی فرمانده نیروهای نظامی مستقر در افغانستان ، نشانه هایی از حضور یک قدرت سیاسی درسرزمینی به دور از وطن است . حمله نظامی ایالات متحده امریکا به افغانستان که سر آغاز آن بهانه دفاع پیشگیرانه عنوان شد در ۱۵ مهرماه ۱۳۸۰ هجری شمسی ، صورت پذیرفت . این حمله ای بدون مجوز شورای امنیت بود . طبق قواعد حقوق بین المللی زمانی دفاع پیشگیرانه می تواند حادث شود که طرف مقابل حمله ای کرده باشد و احتمال تکرار حمله وجود داشته باشد .ولی در آن روزها حکومت افغانستان به دست طالبان بوده و القاعده که حمله به برجهای پنتاگون در ۱۱ سپتامبر را بر عهده گرفت حکومت رسمی افغانستان محسوب نمی گشت ، و این حمله ایالات متحده نقض قواعد حقوق بین الملل محسوب می شود . از طرفی طبق منشور سازمان ملل متحد تمامی کشورهای عضو سازمان ملل موظف هستند بیانه های خود را در غالب صلح جویی انتشار دهند و دولت وقت ایالات متحده امریکا برای مشروع جلوه دادن این حمله به دفاع پیشگیرانه متوصل شد و هیچگاه برای عملکرد خود بیانیه ای صادر نکرد ، حال با گذشت چند سال و پایان مدت استقرار نیروهای خارجی در افغانستان در سال ۲۰۱۴ ، ژنرال امریکایی در صحن مجلس سنا درخواست افزایش نیروهای نظامی مستقر در کشور افغانستان را مطرح می نماید . بطور خلاصه می توان این عملکرد را سرآغاز سلطه نظامی در افغانستان دانست . سلطه میتواند از یکی از ابعاد اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و نظامی شروع و به ابعاد دیگر سرایت نماید . قدرت نظامی یکی از شاخص ترین ابزارهای ایجاد سلطه و در نتیجه امپریالیسم است . بسیاری از فعالیتهای قدرتهای امپریالیستی در قرون گذشته تحت نقاب کمکهای بشری در زمینه های مالی، تکنولوژیک ، وامهای بین المللی و….. و در قرن بیست و یکم مبارزه با تروریست نمود دارد . نباید فراموش کرد بسیاری از سیاستها که با هدف امپریالیستی دنبال می شوند ، در صورت شکست در رسیدن به هدف نمیشود در مورد آنها به نحوی قضاوت کرد که این سیاست از ابتدا با هدف امپریالیستی بوده است . اهمیت موضوع زمانی بیشتر مشخص میشود که ژنرال امریکایی برای توجیه درخواست خود در مجلس سنا حضور کشورهایی روسیه ، پاکستان و ایران را در منطقه مطرح میکند . باید خاطر نشان کرد که امپریالیسم در حالت فقط اهداف سلطه منابع و اقتصاد نیست بلکه هدف موقعیت استراتژیک سرزمین مورد نظرنیزمیتواند باشد . سخنان ژنرال امریکایی در سنا گواه این هدف بود .
کمرنگ شدن اهمیت ترکیه به عنوان کشور عضو ناتو در منطقه ، نگرانی هایی را برای رییس جمهور این کشور ایجاد نموده است . این سخن اردوغان در روز چهارشنبه : امیدوارم پیروزی ترامپ منجر به اقداماتی سودمند برای خاورمیانه و برای حقوق وآزادی های اولیه شود . مهر تاییدی بر این نگرانی ها ، نشانه های وابستگی به نظامهای غربی خصوصا به ایالات متحده امریکا کشور ترکیه است . مذاکره ۴۵ دقیقه ای شب همان روز مابین ترامپ و اردوغان شاید برای رایزنی هایی پیرامون سخنان اردوغان باشد تا مسیری برای دخالت ایالات متحده در منطقه ایجاد شود . با توجه به تحولات در سیاست خارجی ترکیه و بحرانهای نهفته در ثبات سیاسی ، اقتصادی خصوصا پس از فروپاشی مدل یا بهتر است بگوییم شکست مدل ترکیه ، ترکیه در گیر یکسری بحرانها در سیاست داخلی و خارجی است از طرفی دیگر همسایگی این کشور با کشورهایی چون سوریه ، عراق و ایران اهمیت موقعیت این کشور را از لحاظ استراتژیک و ژيوپلتیک مشخص نموده ، در کنار یکدیگر قرار دادن این موارد میتوان گفت :ترکیه بستری با امتیازات فراوان برای نفوذ است . اگر تعاریف امپریالیسم را مرور نماییم متوجه خواهیم شد ، ترکیه به دلیل موقعیت استراتژیکی خود می تواند هدفی مناسب برای سلطه باشد . از طرفی دیگر ضعف سیاسی ، اقتصادی ترکیه از عوامل تاثیر گذار محسوب شده زمینه را برای پذیرش قدرتهای خارجی مهیا می سازد . نباید فراموش کرد ترکیه در حال جمع کردن متحدانی در منطقه است که بتواند موقعیت خود را تثبیت نماید و در صورت لزوم نسبت به تغییر در سیاست خارجی خود قدمهایی بردارد . تماسهای وزیر امور خارجه عربستان با مسولین کشور ترکیه و همچنین برنامه سفر شخص اول کشور ترکیه به قطر این ذهنیت را تقویت می نماید که ترکیه سعی دارد با کشورهای عربی که سیاستهایی همسو با کشورهای غربی دارند همنوا شود . دیدار با نخست وزیر بریتانیا ، صدراعظم آلمان و دیدارهایی که در روزهای جاری با دیپلماتهای کشورهای عربی دارد زمینه ساز نزدیکی این کشور در بعضی سیاستهایی است که نتیجه ای جز ایجاد مسیر برای دسترسی کشورهای غربی در منطقه ندارد . که این دسترسی ها یا بهتر است بگوییم نفوذها عاقبتی جز سلطه عاید این کشورها نمی نماید .

وفای به عهد و برجام

وفای به عهد و برجام
پاتریک ساهاکیان
وفای به عهد از روزگاران قدیم در کشور ایران مرسوم بوده است . وقتی کسی عهدی با کسی می بست پایبند به عهد خود بود . در نظامهای حکومتی این سخن جایی برای گفتن ندارد و حکومتها سعی میکنند به هر بهانه ای از انجام تعهدات خود سر باز زنند ، عهدشکنی کنند . قوانین بین المللی خاصی هم وجود ندارد که طرفین را مجاب به اجرای تعهدات خود نماید . در نهایت تضامینی که برای انجام تعهدات وجود دارد بیشتر در غالب وفای به عهد است نه راه حلهای قضایی . اینها همه ناشی از ماهیت حقوق بین الملل است . حقوقی که جایگاه خود را دارد و تابعین آن سعی می نمایند با رعایت آن احترام متقابل ایجاد نمایند . تعریفی از حقوق بین الملل شاید صورت مسله را روشن تر نماید . حقوق بین الملل در تعریف مجموعه اصول و قواعدی است حاکم بر روابط تابعین آن . تابعین حقوق بین الملل نیز خاص خود است و شامل روابط بین کشورها (دولتها )، نحوه تشکیل و پیدایش و عملکرد سازمانهای بین المللی ، رابطه افراد با دیگر تابعین حقوق بین الملل میشود . در سطح بین المللی معاهدات بین کشورها و سازمانها منعقد میگردد و ماهیت این نوع معاهدات است که آنرا در ردیف معاهدات بین المللی قرار می دهد . حقوق بین الملل دارای منابعی است که از جمله آنها معاهدات المللیست . برجام اصطلاحی است نوظهور که در فرهنگ سیاسی کشور ایران جایگاهی به خود اختصاص داده و رسانه ها و جراید داخلی و خارجی کمتر روزی پیامی در مورد آن به مخاطبین خود انتقال نمی دهند . پیامی که محتوای آن حکایت از عدم اجرای مفاد و تعهدات نهفته در آن بوسیله کشورهای امضا کننده دارد . برجام مخفف برنامه جامع اقدام مشترک است . برنامه ای که بناست توسط امضا کنندگان به مرحله اجرا درآید و بر اساس شرایط معاهدات بین المللی ویژگیها و خصایصی بر آن حاکم است . با توجه به جایگاه معاهدات در حقوق بین الملل ، برای معاهدات تعریف و شرایطی در نظر گرفته شده است که اهمیت این منبع حقوقی را در سطح بین المللی مشخص می نماید . اگر بخواهیم تعریفی از معاهده در غالب حقوق بین الملل داشته باشیم که در روند ادامه بحث شاید بسیاری از سوالات را جوابگو باشد باید از آنجا شروع کنیم که معاهده بین المللی دو معنای وسیع و محدود دارد . معنای وسیع کلمه معاهده بین المللی در بر گیرنده طرفین معاهده است که خود باید از اعضای جامعه بین الملل باشند . معنای محدود آن به آیین و روش ترتیب انعقاد معاهده مربوط میشود ( نیروی معاهده سازی ) . در این فرآیند بحث مقامات صلاحیت دار برای انعقاد ، تشریفات عقد معاهده که خود مراحل مداکره ، نگارش ، امضا ، تصویب و الحاق ، مبادله اسناد و نهایتا ثبت و انتشار اسناد را در بر میگیرد مطرح است . در کنار مفاهیم معاهده بین المللی خصوصیات معاهدات بین المللی اهمیت این منبع حقوقی را بیشتر نمایان می سازد .از خصوصیات بارز معاهدات بین المللی می توان گفت : معاهده بین المللی حاصل توافق بین المللی اراده ها است . این خصوصیت اثبات موافقت امضاکنندگان با مفاد آنچه توافق مینمایند است . از دیگر خصوصیات معاهده بین المللی ، ایجاد تکلیف حقوقی است . این خصوصیت آنرا از سایر توافقات که به واسطه اسنادی دیگر چون اعلامیه مشترک تنظیم میشود ، متمایز میسازد . خصیصه دیگر معاهدات بین المللی که بر اساس کنوانسیون بین المللی ۱۹۶۹ وین مطرح است ، اراده تابعین حقوق بین الملل است که باعث ایجاد معاهده بین المللی میشود . این کنوانسیون ایجاد معاهده بین المللی را ناشی از توافق بین دولتها می داند . البته باید در نظر داشت کنوانسیون ۱۹۸۶ وین ، سازمانهای بین المللی را بعنوان طرفین معاهدات بین المللی برسمیت شناخته است . خصیصه ای دیگر مقررات معاهدات بین المللی را تابع حقوق بین الملل میداند و نه تابع حقوق داخلی کشورها . خصایص دیگر معاهدات بین المللی کتبی بودن آن بر اساس کنوانسیون ۱۹۶۹ وین و همچنین عناوین مختلف معاهدات که در اختیار دولتهاست را مطرح مینماید . مسله حایز اهمیت در معنای محدود معاهده بین المللی که باعث امضای آن می شود ، امضای آن توسط روسای کشورهای مذاکره کننده است . امضایی که در معاهدات بین المللی پیش بینی شده است و باعث اعتبار بخشیدن به آن میشود امضای آن توسط بالاترین مقام اجرایی دولتهاست .
این امضا توام است با تشریفاتی که در قانون اساسی کشورها لحاظ شده . امضای رییس جمهور و سپس ارسال آن برای گرفتن رای از پارلمان . این اقدام باعث تبدیل معاهده به یک قانون می شود و اجرای آن برای واحدهای اجرایی کشورها الزامی می شود .
موارد فوق بیانگر اهمیت معاهدات بین المللی است . لزوم اجرای آن به عنوان منبع حقوق برای کشورها از لحاظ بین المللی و داخلی ضروری است .
برجام یک معاهده چند جانبه است ، معاهده ای که بین چند کشور به امضا رسیده و امضا کنندگان خود را موظف به اجرای مفاد آن باید بدانند .
در بین طرفین این معاهده امضا کشورهایی وجود دارد که اعضای دایمی قدرتمندترین رکن سازمان ملل می باشند . کشورهایی که در قدرتمند ترین رکن بزرگترین ( تعداد کشورهای عضو) سازمان جهانی قرارگرفته اند و برای خود حقی را ایجاد نموده اند به نام حق وتو . این کشورها باید با عملکرد شایسته خود یک کشور مورد اطمینان و نمونه به نمایش بگذارند تا الگوی سایر کشورهای جهان باشد . مسیر حقوق بین الملل را به سمتی هدایت نمایند تا وفای به عهد اعتبار خود را بدست آورد و کشورهای جهان برای اعتبار و خوش نامی خود ارزش قایل شوند . این ارزش باعث تثبیت و اجرای حقوق بین الملل برای سایر تابعین آن شود .
اما امروز نه تنها خبرگزاریهای داخلی بلکه خبرگزاریهای خارجی نیز در خصوص بد عهدی های ایالات متحده امریکا سخن به میان می آورند .
مجوز فروش هواپیما به ایران را چگومه باید ارزیابی کنیم ؟ آیا باید در سیستم حکومتی ایالات متحده امریکا روزنه ای توسط رییس جمهور پیدا شود تا بتواند به قول و قرارهای خود جنبه عملی ببخشد ؟ یا فشارهای مالی بر کارخانه ها ، مدیران آن را بر آن داشت تا بخاطر از دست ندادن معامله ای با این حجم دولت ایالات متحده امریکا را مجاب به موافقت نماید . به هر حال برداشتن تحریم فروش هواپیما به ایران امری پیش بینی شده در متن برجام بود ، منتها سیاست های ایالات متحده امریکا ایجاب میکرد حرکت آنرا کندتر نماید .

فروپاشی مدل ترکیه

فروپاشی مدل ترکیه
پاتریک ساهاکیان
در سال های اخیر ، ترکیه می کوشید تا به عنوان نمونه ای از یک کشور موفق در امور اقتصادی و سیاسی خود را به کشور های جهان اسلام و به ویژه در خاورمیانه معرفی کند . در واقع رسیدن به «مدل ترکیه » به عنوان کشوری پیشرفته و موفق در آستانه بدل شدن به هدف کشور های منطقه بود . اما این مدل به همان سرعت که رشد یافت و مقبولیت پیدا کرد ، رفته رفته رنگ باخت و جاذبه خود را در خاورمیانه از دست داد . گفتگویی ذیل با دکتر بشیر اسماعیلی استاد دانشگاه و کارشناس روابط بین الملل در مورد ظهور و سقوط مدل ترکیه انجام شده است که در ادامه می خوانید:
در دو دهه پایانی قرن گدشته اتفاقاتی در جهان رخ داد که بر کشورهایی منطقه تاثیری فراوان داشت ، کشور ترکیه با توجه به این تحولات نسبت به تغییرات ساختاری در عرصه کشور داری دست زد تا شاید بتواند وضعیت خود را بهبود بخشد . به نظر شما این تحولات از چه بابت نیاز بود ؟
کشور ترکیه در صدد بود که یک نظام مطلوب سیاسی – اقتصادی را پایه گزاری نماید تا تدریجا به یک مدل مطلوب در خاورمیانه و جهان اسلام تبدیل شود . در واقع این کشور در صدد بود دستاورد های توسعه ای خود را به عنوان الگویی برای بقیه کشورهای منطقه نهادینه کند. از لحاظ اقتصادی ، موفقیت های این کشور بیشتر از این که ساختاری باشد ، پوسته ای و ویترینی بود . به عنوان مثال به آراستگی خیابانها رسیدگی کرد ، سطح رفاه عمومی را تا حدی افزایش داد ، استاندارد های زندگی در شهر های بزرگ را بالا برد ، مکانهای توریستی را باز سازی و تجهیز کرد .همچنین نرخ صادرات و جذب سرمایه گذاری خارجی را افزایش داد . از لحاظ سیاسی ژست های دموکراتیک و در راستای القای توسعه سیاسی خود به نمایش گذاشت . بنحوی که در چند سال گذشته اگر در منطقه سخنی از دموکراسی می شد نظر ها به ترکیه ایجاد شده معطوف می گردید . به موازات این اقدامات ، رسانه های ترکیه ای به گونه اغراق آمیزی به بازنمایی خوشبختی و پیشرفت مردم این کشور مبادرت کردند . آنها مجموعه های تلویزیونی بیشماری در شهر های استانبول ، آنکارا ، آنتالیا و امثال آن ساختند که جلوه ای از ترکیه زیبا و آرام همراه با مردمانی مرفه و در عین حال پویا به نمایش می گذاشتند .اما مجموعه این تلاش ها ، با وجود توفیقات اولیه در نهایت رنگ باخت و پوچی آن هویدا شد

آقای دکتر! شما معتقدید با توجه به اقداماتی که از طرف دولتمردان ترکیه صورت گرفت این مدل با شکست مواجه شد . دلایل شکست این مدل از لحاظ سیاسی چه بوده است ؟
مدل ترکیه به دلیل نداشتن زیرساخت های لازم در رابطه با توسعه سیاسی ، جامعه مدنی ، تساهل و تسامح اجتماعی و هویت ملی مبتنی بر اقتدار گرایی این کشور با شکست مواجه شد . به عنوان مثال در حالی ترکیه می کوشید که کشور نمونه حقوق بشری در منطقه معرفی گردد که سابقه تاریخ هولناکی را در این زمینه داراست . نظر بگیرید که در دوره افول حکومت عثمانی ، حکومت وقت اقدام به نسل کشی ارامنه در سال ۱۹۱۵ کرده است . این نسل کشی از جهاتی در زمره بزرگترین نسل کشی های تاریخی است که با سبوعیت و دد مشی بی سابقه ای ،در یک مدت زمان کوتاه افراد بیشماری را مشمول « نسل کشی درمانی » می کند ! نمونه دیگر در این راستا، کنش دولت ترکیه با اقلیت کردها ست .ارعاب و سرکوب و شکنجه کرد های ترکیه که همراه با تحقیر و نادیده گرفتن آنها سالهاست صورت می پذیرد ، مغایر با تمامی قواعد حقوق بشری و انسانی است . در عین حال آزادی مطبوعات ، رسانه ها ، احزاب و حتی فضای مجازی که مورد مباهات ترکیه بود ، در عمل لوث شده و نمایشی از آب در آمد . حتی حاکمیت در مساله پارک گزی ، یک اعتراض اجتماعی را به مساله امنیتی فراگیر تبدیل کرد .گذشته از این مساله جایگاه نظامیان در این کشور و رابطه آنها با نهاد های دموکراتیک از زمان آتاتورک نامشخص باقی مانده است . نیروی های اپوزوسیون مثل فتح الله گولن ، هرگز نتوانسته اند تعامل دموکراتیکی با دولت فعلی برقرار کنند … چطور می توان در چنین شرایطی ، مدعای الگوی نظام سیاسی سالم برای همسایگان خود داشت ؟
از لحاظ اقتصادی چطور ؟ علل ناکارامدی مدل اقتصادی ترکیه چیست ؟
یکی از زمینه های اقتصادی که ترکیه بر آن تکیه کرده مقوله افزایش حجم صادرات این کشور بوده است . در نظام تقسیم کار بین المللی ،؛ آنچه سهم ترکیه شده چیزی جز فروش « خرده ریز » نیست در شرایطی که سود اصلی در تجارت آی تی ، شرکت های دانش بنیان ، قطعات ، دارو و امثالهم نصیب ایالات متحده و اروپا می شود ، ترکیه با صادرات کالاهای غیر استراتژیک ، سود ناچیزی از تجارت جهانی می برد .البته اقتصاد بزرگ شده و اعداد و ارقام رشد اقتصادی را نشان می دهند ، اما نوع اجناس صادراتی ترکیه به انقلاب اقتصادی که این کشور سعی در نمایش ان را داشت منجر نگردیده است . در عین حال ترکیه بدهی های اقتصادی قابل توجهی دارد و نرخ تورم در این کشور رو به تزاید بوده است . ورشکستگی های چرخشی در دهه های گذشته ، بنیان اقتصاد ترکیه را تضعیف کرده و هراس از تکرار رکود ها را فراگیر کرده است . نکته مهم دیگر آنکه ترکیه بیش از حد بر درآمد توریسم خود تاکید مینماید . حال آنکه توریسم یک درآمد ارزشمند اما متزلزل محسوب می گردد . آفت های درآمد گردشگری متنوعند ؛ از جمله اینکه رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸ ، کشور های توریستی مثل یونان و مصر را با کاهش ناگهانی درآمد مواجه ساخت و به بروز ناآرامی های سیاسی و اجتماعی در آنها انجامید . در عین حال مناقشات سیاسی ، تروریسم و سیاست خارجی هم گردشگری را تحت تاثیر قرار می دهند . به عنوان مثال بمب گذاری های سال های اخیر در ترکیه منجر به افول ویران کننده توریسم این کشور شده است . همچنین اختلافات این کشور با روسیه و ایران پیرامون مسایل منطقه ، از رونق گردشگری این کشور به طور محسوسی کاسته است . به صرف تحول در ظاهر شهر ها ، خودرو ها و شهروندان ترکیه ، نمیتوان اقتصاد آنها را پویا به حساب آورد . کما اینکه شهر های کشور های اروپای شرقی هم بسیار دیدنی و مدرن هستند ، اما زیربنای اقتصاد انها هنوز عقب مانده و توسعه نیافته است .
آقای دکتر با توجه به اجرای طرحهای اقتصادی بر مبنای گسترش صنعت توریسم در ترکیه از یک طرف و از طرف دیگر سیاستهای دولتمردان ترکیه از بابت ایجاد یک مدل برای کشورهای اسلامی که لزوم آن تغییر سیاستهای سیاسی و نزدیکی به سیاست ایجاد یک حکومت دینی در آن کشور است . شریعت و آموزهای دینی دین اسلام مغایر با آنچه دولتمردان ترکیه بمنظور جذب توریست در کشور انجام میدهند می باشد . این دوگانگی را شما چگونه تحلیل میکنید ؟
ترکیه سرزمین تضاد ها و تناقضات است . انها بین اسلام و سکولاریسم ، بین شریعت و مدرنیسم ، بین دموکراسی و اقتدار گرایی و بین خاورمیانه و اروپا سرگردان مانده اند . ترکیه نه تنها در مسایلی مثل گردشگری ، که اساسا در هویت ملی و ارایه یک تعریف از خود دچار تضاد است .
فرجام نظام سیاسی در ترکیه چیست ؟ آیا اقتدارگرایی تحکیم می شود یا جنبش دموکراتیکی سر بر می آورد ؟

تمایلات نو عثمانی گرایی و میل به نظام سیاسی شبه سلطانی ، همانند پادشاهی های متمرکز و متصلب شیوخ در ترکیه امروزی قابل انکار نیست . آخرین تحولات در ترکیه در مسیر تغییرات در قانون اساسی به سود مقام ریاست جمهوری و افزایش اختیارات این نهاد به صرف منویات شخصی اردوغان است ، وی با افزایش اختیارات و قدرت ریاست جمهوری در صدد است قدرت را برای چند سال اینده و دست کم تا جایی که امکانپذیر است انحصاری کند . دورنمایی از یک تحول سیاسی در آینده نزدیک متصور نخواهد بود.
در خصوص سیاست خارجه عملکرد ترکیه چگونه بوده است ؟ آیا با رفتار یک دولت دور اندیش و عاقل مطابقت دارد ؟
دو نمونه از اشتباهات سیاست خارجی ترکیه مربوط می شود به اصرار به پیوستن به اتحادیه اروپا که مربوط به چندین سال اخیر می باشد و همچنین مساله سوریه که امر متاخری می باشد . در رابطه با اتحادیه اروپا ، این اتحادیه ترکیه را که روزی در قالب امپراطوری عثمانی ، رقیب اروپا محسوب میشد ، شایسته پیوستن به خود نشخیص نداد . این امر جدایی از اثرات سیاسی – اقتصادی ، لطمه حیثیتی عظیمی برای ترکیه است . در حالیکه جمهوری اسلامی سال هاست آمریکا را به هیچ حساب نکرده و در شعار و عمل این قدرت هژمون را به چالش می کشد ، ترکیه مثل یک دولت آرزومند و شیفته ، سال ها به دنبال اروپا کهه قدرت درجه دویی نسبت به آمریکاست دوید ، و در نهایت هم اروپا مثل یک عنصر نامطلوب ، این کشور را در حلقه خود راه نداد !
مساله سوریه هم که کلکسیونی از اشتباهات استراتژیک و خطاهای محاسباتی ترکیه را به نمایش گذاشت که شرح آنها از حوصله بحث خارج است .
پس از مواردی که مطرح شد در ترکیه کودتایی ولو نافرجام توسط ارتش صورت گرفت ، تاثیرات این کودتا بر وضعیت ترکیه را چگونه ارزیابی میکنید ؟
میخ نهایی به تابوت کشور ترکیه را کودتا کوبید . اگر پس تمام وقایع سیاسی – اقتصادی – فرهنگی ترکیه ، پوسته ای از آن باقی مانده بود ، کودتا نابودی آنرا هم رقم زد . چرا که در قالب کودتا قتصاد مجددا لطمه خورد ؛ ارزش پولی تقلیل یافت ، بورس ترکیه سقوط کرد ، مسافرت و توریسم تحت تاثیر قرار گرفت و شوک ناشی از این حادثه تاثیرات منفی ماندگاری را بوجود آورد. از نظر سیاسی هم ترکیه به تسویه حساب های گسترده ، دستگیری ، شکنجه و بستن فضای سیاسی روی آورد . شرایط فوق العاده در کشور برقرر گردیده و هر گونه صدای مخالفی به سرعت خاموش می گردد .
اگر بخواهیم بحث را جمع بندی کنیم وضعیت ترکیه را چگونه می بینید؟ و پیشنهاد و توصیه ای که به ترکیه برای آینده وخروج از این وضعیت میکنید چیست ؟
این مدل که زمانی حتی توسط بعضی از پژوهشگران روابط بین الملل به ایران هم اکیدا توصیه می شد ، عملا از اعتبار ساقط شده است . ترکیه بایستی به دنبال مدل بومی پیشرفت خود ، فارغ از فشار های جهانی یا آمال و آرزوهای بلند پروازانه باشد . بازتعریف هویت اسلامی که از زمان مدرنیزاسیون این کشور سعی بر نفی و انکار آن بوده است ، می تواند راهگشا باشد . در این میان ، خلا پدید آمده از جاذبه مدل هایی همچون ترکیه در منطقه ، فرصت را برای جمهوری اسلامی ایران جهت ایفای یک نقش محوری و الگویی فراهم می آورد . امنیت و ثبات که مهترین دستاورد کشور در منطقه ای آشوب زده و بحران خیز است ، در صورتی که با توفیقات اقتصادی همراه گردد ، نمونه ای از یک کشور پیشرو و موفق برای همسایگاه ، به ویژه در میان شیعیان فراهم خواد آورد .

گاهشمار میلادی

گاه نامه کلمه مدون کلمه گاهشماریست ، این کلمات مترادف با کلمه تقویم و سالنامه است . هنگامی که به جستجوی کلمه تقویم ، در فرهنگ دهخدا بپردازیم با معنی تعیین وقت و زمانها یا محاسبه وقت مواجعه می شویم . آغاز تقویم با شروع زندگی اجتماعی و کشاورزی بشر و نیاز او برای تعیین زمانبندی کشاورزی بوده است . سر آغاز نخستین تقویم ها ی مدون که بر اساس اهله ماه( حرکت ماه ) بوده به ۰۰۰/۳۰ سال قبل باز میگردد و تقویم های خورشیدی قدمتی با ۴۲۴۱ سال قبل از میلاد را تجربه می نماید . نقل شده است مصریان ، اولین تقویم های خورشیدی را در آن سالها بکار گرفته اند . اما بابلیان اولین اقوامی هستند که سال را بر اساس ۱۲ ماه که هر ماه ۳۰ روز را در بر میگیرد در نظر گرفته اند . گاه نامه های متفاوتی در دنیا وجود داشته و کشورهای مختلف بر اساس شرایط خود نسبت به انتخاب یک نوع گاه نامه اقدام نموده اند . در حال حاضر اکثریت کشورهای جهان مگر افغانستان، ایران، عربستان سعودی، اتیوپی و نپال از تقویم میلادی که مبدا آن تولد حضرت عیسی است استفاده می نمایند . تقویم میلادی را آخرین کشوری که به عنوان تقویم رسمی خود پذیرفته است کشور یونان است که در سال ۱۹۲۳ آنرا بعنوان تقویم رسمی خود پذیرفت . رواج این تقویم ابتدا در کاتولیکهای مسیحی شروع و سپس پروتستانها و پس از آن ارتودکسها مورد استفاده قرار داده اند و در حال حاضر بجز مسیحیان بعضی از کشورهای مسلمان منجمله مصر از این تقویم استفاده می نماید .
ارمنستان نیز بنا به تصمیم جاثلیق سیمون ایروانی در قرن ۱۸میلادی به خاطر هماهنگی با سایر کشورهای جهان تحویل سال نو را در روز یکم ژانویه جشن گرفت .
در زمانهای بسیار دور تقویمی که مورد استفاده ارامنه قرار گرفته است تحویل و آغاز سال آن مصادف با ۲۱ ماه مارس میلادی بوده است ، تعیین آن بدلیل برابری طول روز با شب در این روز از یک طرف و از طرف دیگر همزمانی این روز با شروع بهار و آغاز زندگی مجدد طبیعت بوده است . این روز بزبان ارمنی کاقاند نامیده می شده است . کاقاند بزبان ارمنی به مفهوم جشن بزرگ است و در این روز در تمامی نواحی ارمنی نشین جشن های با شکوهی برگزار می شده ومردم در پرستشگاههای آن زمان برای خدایان خود قربانی میکردند . ۲۱ ماه مارس مصادف است با آغاز سال شمسی . ارامنه مبنای خاص دیگری برای آغاز سال داشته اند که به ۲۴۹۲ سال قبل از میلاد باز میگردد . مبنای آن تاریخ حمله هایک ناهاپت به بل و شکست دادن بل در این روز بوده که مصادف است با ۱۱ اکتبر سال میلادی . این روز را به زبان ارمنی ناواسارت می نامیدند . ناواسارت نام دختر هایک ، فاتح اساطیری که اولین ماه سال این تقویم به این نام نامیده شده است و بقیه ماههای سال نیز بر اساس نام دختران و پسران این فاتح نامگذاری شده بود . در مقطع زمانی که آغاز سال مصادف با ۱۱ اکتبر بوده است امکان برگزاری جشنها همراه با پذیرایی هایی مجلل مقدور نبوده است . دلیل این امر همزمانی تحویل سال با روزهای دوره پرهیز و روزه بوده و با توجه به محدودیت این ایام ، سفرههای پذیرایی با حبوبات پر می شده است . تزیین این سفره ها یک نان که به نان سال معروف بوده و در داخل آن یک سکه از واحد پولی که به آن دوولت گفته میشد پنهان بوده را شامل می شده است . در زمان تحویل سال آن نان را به ۱۲ قسمت تقسیم می نمودند و بین اعضای خانواده تقسیم می کردند ، شخصی که تکه ای از نان را سهم میبرد که سکه را در خود داشت به عنوان شخص خوش شانس سال شناخته می شد . دو نماد ویژه ایام سال نو عبارتند از بابا نویل و درخت کاج ، بابانویل نمادی از اشخاصی است که در سرمای زمستان به عنوان یار و یاور مردم بوده و در زمان کاقاند نیز به نام بابا کاقاند (کاقاند بابا به ارمنی ) معروف و نمادی از افرادی است که در سرمای زمستان معجزه میکردند . در خصوص درخت کاج می توان گفت ، ارامنه قبل از یکتاپرستی ،چیزهای مختلف از جمله درخت را می پرستیده اند . پس از آن نیز از شاخه های ضخیم درخت بید برای تزیین درخت سال بهره گرفته و انواع خوراکیها از جمله گردو – سیب و حتی شیرینی ها را از آن برای سفره شب عید می آویختند . مرور زمان باعث تغییر در آداب و سنن افراد میگردد و نحوه مناسبات مختلف دستخوش تغییر تا ما امروز درختان کاج را به شکل تزیین شده امروزی به عنوان نماد سال نو کاقاند بابا را به شکل بابا نویل نظاره گر باشیم . پاتریک ساهاکیان

فروپاشی مدل ترکیه

فروپاشی مدل ترکیه –
روزنامه نسل فردا ۱دیماه ۹۵
پاتریک ساهاکیان
در سال های اخیر ، ترکیه می کوشید تا به عنوان نمونه ای از یک کشور موفق در امور اقتصادی و سیاسی خود را به کشور های جهان اسلام و به ویژه در خاورمیانه معرفی کند . در واقع رسیدن به «مدل ترکیه » به عنوان کشوری پیشرفته و موفق در آستانه بدل شدن به هدف کشور های منطقه بود . اما این مدل به همان سرعت که رشد یافت و مقبولیت پیدا کرد ، رفته رفته رنگ باخت و جاذبه خود را در خاورمیانه از دست داد . گفتگویی ذیل با دکتر بشیر اسماعیلی استاد دانشگاه و کارشناس روابط بین الملل در مورد ظهور و سقوط مدل ترکیه انجام شده است که در ادامه می خوانید:
در دو دهه پایانی قرن گدشته اتفاقاتی در جهان رخ داد که بر کشورهایی منطقه تاثیری فراوان داشت ، کشور ترکیه با توجه به این تحولات نسبت به تغییرات ساختاری در عرصه کشور داری دست زد تا شاید بتواند وضعیت خود را بهبود بخشد . به نظر شما این تحولات از چه بابت نیاز بود ؟
کشور ترکیه در صدد بود که یک نظام مطلوب سیاسی – اقتصادی را پایه گزاری نماید تا تدریجا به یک مدل مطلوب در خاورمیانه و جهان اسلام تبدیل شود . در واقع این کشور در صدد بود دستاورد های توسعه ای خود را به عنوان الگویی برای بقیه کشورهای منطقه نهادینه کند. از لحاظ اقتصادی ، موفقیت های این کشور بیشتر از این که ساختاری باشد ، پوسته ای و ویترینی بود . به عنوان مثال به آراستگی خیابانها رسیدگی کرد ، سطح رفاه عمومی را تا حدی افزایش داد ، استاندارد های زندگی در شهر های بزرگ را بالا برد ، مکانهای توریستی را باز سازی و تجهیز کرد .همچنین نرخ صادرات و جذب سرمایه گذاری خارجی را افزایش داد . از لحاظ سیاسی ژست های دموکراتیک و در راستای القای توسعه سیاسی خود به نمایش گذاشت . بنحوی که در چند سال گذشته اگر در منطقه سخنی از دموکراسی می شد نظر ها به ترکیه ایجاد شده معطوف می گردید . به موازات این اقدامات ، رسانه های ترکیه ای به گونه اغراق آمیزی به بازنمایی خوشبختی و پیشرفت مردم این کشور مبادرت کردند . آنها مجموعه های تلویزیونی بیشماری در شهر های استانبول ، آنکارا ، آنتالیا و امثال آن ساختند که جلوه ای از ترکیه زیبا و آرام همراه با مردمانی مرفه و در عین حال پویا به نمایش می گذاشتند .اما مجموعه این تلاش ها ، با وجود توفیقات اولیه در نهایت رنگ باخت و پوچی آن هویدا شد

آقای دکتر! شما معتقدید با توجه به اقداماتی که از طرف دولتمردان ترکیه صورت گرفت این مدل با شکست مواجه شد . دلایل شکست این مدل از لحاظ سیاسی چه بوده است ؟
مدل ترکیه به دلیل نداشتن زیرساخت های لازم در رابطه با توسعه سیاسی ، جامعه مدنی ، تساهل و تسامح اجتماعی و هویت ملی مبتنی بر اقتدار گرایی این کشور با شکست مواجه شد . به عنوان مثال در حالی ترکیه می کوشید که کشور نمونه حقوق بشری در منطقه معرفی گردد که سابقه تاریخ هولناکی را در این زمینه داراست . نظر بگیرید که در دوره افول حکومت عثمانی ، حکومت وقت اقدام به نسل کشی ارامنه در سال ۱۹۱۵ کرده است . این نسل کشی از جهاتی در زمره بزرگترین نسل کشی های تاریخی است که با سبوعیت و دد مشی بی سابقه ای ،در یک مدت زمان کوتاه افراد بیشماری را مشمول « نسل کشی درمانی » می کند ! نمونه دیگر در این راستا، کنش دولت ترکیه با اقلیت کردها ست .ارعاب و سرکوب و شکنجه کرد های ترکیه که همراه با تحقیر و نادیده گرفتن آنها سالهاست صورت می پذیرد ، مغایر با تمامی قواعد حقوق بشری و انسانی است . در عین حال آزادی مطبوعات ، رسانه ها ، احزاب و حتی فضای مجازی که مورد مباهات ترکیه بود ، در عمل لوث شده و نمایشی از آب در آمد . حتی حاکمیت در مساله پارک گزی ، یک اعتراض اجتماعی را به مساله امنیتی فراگیر تبدیل کرد .گذشته از این مساله جایگاه نظامیان در این کشور و رابطه آنها با نهاد های دموکراتیک از زمان آتاتورک نامشخص باقی مانده است . نیروی های اپوزوسیون مثل فتح الله گولن ، هرگز نتوانسته اند تعامل دموکراتیکی با دولت فعلی برقرار کنند … چطور می توان در چنین شرایطی ، مدعای الگوی نظام سیاسی سالم برای همسایگان خود داشت ؟
از لحاظ اقتصادی چطور ؟ علل ناکارامدی مدل اقتصادی ترکیه چیست ؟
یکی از زمینه های اقتصادی که ترکیه بر آن تکیه کرده مقوله افزایش حجم صادرات این کشور بوده است . در نظام تقسیم کار بین المللی ،؛ آنچه سهم ترکیه شده چیزی جز فروش « خرده ریز » نیست در شرایطی که سود اصلی در تجارت آی تی ، شرکت های دانش بنیان ، قطعات ، دارو و امثالهم نصیب ایالات متحده و اروپا می شود ، ترکیه با صادرات کالاهای غیر استراتژیک ، سود ناچیزی از تجارت جهانی می برد .البته اقتصاد بزرگ شده و اعداد و ارقام رشد اقتصادی را نشان می دهند ، اما نوع اجناس صادراتی ترکیه به انقلاب اقتصادی که این کشور سعی در نمایش ان را داشت منجر نگردیده است . در عین حال ترکیه بدهی های اقتصادی قابل توجهی دارد و نرخ تورم در این کشور رو به تزاید بوده است . ورشکستگی های چرخشی در دهه های گذشته ، بنیان اقتصاد ترکیه را تضعیف کرده و هراس از تکرار رکود ها را فراگیر کرده است . نکته مهم دیگر آنکه ترکیه بیش از حد بر درآمد توریسم خود تاکید مینماید . حال آنکه توریسم یک درآمد ارزشمند اما متزلزل محسوب می گردد . آفت های درآمد گردشگری متنوعند ؛ از جمله اینکه رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸ ، کشور های توریستی مثل یونان و مصر را با کاهش ناگهانی درآمد مواجه ساخت و به بروز ناآرامی های سیاسی و اجتماعی در آنها انجامید . در عین حال مناقشات سیاسی ، تروریسم و سیاست خارجی هم گردشگری را تحت تاثیر قرار می دهند . به عنوان مثال بمب گذاری های سال های اخیر در ترکیه منجر به افول ویران کننده توریسم این کشور شده است . همچنین اختلافات این کشور با روسیه و ایران پیرامون مسایل منطقه ، از رونق گردشگری این کشور به طور محسوسی کاسته است . به صرف تحول در ظاهر شهر ها ، خودرو ها و شهروندان ترکیه ، نمیتوان اقتصاد آنها را پویا به حساب آورد . کما اینکه شهر های کشور های اروپای شرقی هم بسیار دیدنی و مدرن هستند ، اما زیربنای اقتصاد انها هنوز عقب مانده و توسعه نیافته است .
آقای دکتر با توجه به اجرای طرحهای اقتصادی بر مبنای گسترش صنعت توریسم در ترکیه از یک طرف و از طرف دیگر سیاستهای دولتمردان ترکیه از بابت ایجاد یک مدل برای کشورهای اسلامی که لزوم آن تغییر سیاستهای سیاسی و نزدیکی به سیاست ایجاد یک حکومت دینی در آن کشور است . شریعت و آموزهای دینی دین اسلام مغایر با آنچه دولتمردان ترکیه بمنظور جذب توریست در کشور انجام میدهند می باشد . این دوگانگی را شما چگونه تحلیل میکنید ؟
ترکیه سرزمین تضاد ها و تناقضات است . انها بین اسلام و سکولاریسم ، بین شریعت و مدرنیسم ، بین دموکراسی و اقتدار گرایی و بین خاورمیانه و اروپا سرگردان مانده اند . ترکیه نه تنها در مسایلی مثل گردشگری ، که اساسا در هویت ملی و ارایه یک تعریف از خود دچار تضاد است .
فرجام نظام سیاسی در ترکیه چیست ؟ آیا اقتدارگرایی تحکیم می شود یا جنبش دموکراتیکی سر بر می آورد ؟

تمایلات نو عثمانی گرایی و میل به نظام سیاسی شبه سلطانی ، همانند پادشاهی های متمرکز و متصلب شیوخ در ترکیه امروزی قابل انکار نیست . آخرین تحولات در ترکیه در مسیر تغییرات در قانون اساسی به سود مقام ریاست جمهوری و افزایش اختیارات این نهاد به صرف منویات شخصی اردوغان است ، وی با افزایش اختیارات و قدرت ریاست جمهوری در صدد است قدرت را برای چند سال اینده و دست کم تا جایی که امکانپذیر است انحصاری کند . دورنمایی از یک تحول سیاسی در آینده نزدیک متصور نخواهد بود.
در خصوص سیاست خارجه عملکرد ترکیه چگونه بوده است ؟ آیا با رفتار یک دولت دور اندیش و عاقل مطابقت دارد ؟
دو نمونه از اشتباهات سیاست خارجی ترکیه مربوط می شود به اصرار به پیوستن به اتحادیه اروپا که مربوط به چندین سال اخیر می باشد و همچنین مساله سوریه که امر متاخری می باشد . در رابطه با اتحادیه اروپا ، این اتحادیه ترکیه را که روزی در قالب امپراطوری عثمانی ، رقیب اروپا محسوب میشد ، شایسته پیوستن به خود نشخیص نداد . این امر جدایی از اثرات سیاسی – اقتصادی ، لطمه حیثیتی عظیمی برای ترکیه است . در حالیکه جمهوری اسلامی سال هاست آمریکا را به هیچ حساب نکرده و در شعار و عمل این قدرت هژمون را به چالش می کشد ، ترکیه مثل یک دولت آرزومند و شیفته ، سال ها به دنبال اروپا کهه قدرت درجه دویی نسبت به آمریکاست دوید ، و در نهایت هم اروپا مثل یک عنصر نامطلوب ، این کشور را در حلقه خود راه نداد !
مساله سوریه هم که کلکسیونی از اشتباهات استراتژیک و خطاهای محاسباتی ترکیه را به نمایش گذاشت که شرح آنها از حوصله بحث خارج است .
پس از مواردی که مطرح شد در ترکیه کودتایی ولو نافرجام توسط ارتش صورت گرفت ، تاثیرات این کودتا بر وضعیت ترکیه را چگونه ارزیابی میکنید ؟
میخ نهایی به تابوت کشور ترکیه را کودتا کوبید . اگر پس تمام وقایع سیاسی – اقتصادی – فرهنگی ترکیه ، پوسته ای از آن باقی مانده بود ، کودتا نابودی آنرا هم رقم زد . چرا که در قالب کودتا قتصاد مجددا لطمه خورد ؛ ارزش پولی تقلیل یافت ، بورس ترکیه سقوط کرد ، مسافرت و توریسم تحت تاثیر قرار گرفت و شوک ناشی از این حادثه تاثیرات منفی ماندگاری را بوجود آورد. از نظر سیاسی هم ترکیه به تسویه حساب های گسترده ، دستگیری ، شکنجه و بستن فضای سیاسی روی آورد . شرایط فوق العاده در کشور برقرر گردیده و هر گونه صدای مخالفی به سرعت خاموش می گردد .
اگر بخواهیم بحث را جمع بندی کنیم وضعیت ترکیه را چگونه می بینید؟ و پیشنهاد و توصیه ای که به ترکیه برای آینده وخروج از این وضعیت میکنید چیست ؟
این مدل که زمانی حتی توسط بعضی از پژوهشگران روابط بین الملل به ایران هم اکیدا توصیه می شد ، عملا از اعتبار ساقط شده است . ترکیه بایستی به دنبال مدل بومی پیشرفت خود ، فارغ از فشار های جهانی یا آمال و آرزوهای بلند پروازانه باشد . بازتعریف هویت اسلامی که از زمان مدرنیزاسیون این کشور سعی بر نفی و انکار آن بوده است ، می تواند راهگشا باشد . در این میان ، خلا پدید آمده از جاذبه مدل هایی همچون ترکیه در منطقه ، فرصت را برای جمهوری اسلامی ایران جهت ایفای یک نقش محوری و الگویی فراهم می آورد . امنیت و ثبات که مهترین دستاورد کشور در منطقه ای آشوب زده و بحران خیز است ، در صورتی که با توفیقات اقتصادی همراه گردد ، نمونه ای از یک کشور پیشرو و موفق برای همسایگاه ، به ویژه در میان شیعیان فراهم خواد آورد .

ترکیه کشوری با بحرانهای نهفته

نویسنده : پاتریک ساهاکیان ۱۳ آدر ۱۳۹۵
با مرور تحولات جهان در دهه های گذشته می توان استنباط کرد لزوم تحولات در کشور ترکیه امری طبیعی است . تحولاتی که در دهه ۸۰ میلادی سده قبل معادلات دنیای سیاست را دگرگون ساخت و موازنه قدرت را برهم ریخت ، خواه ناخواه دنیا را متاثر نمود و سهم کشورهای وابسته به هر یک از ابرقدرتهای از این تحولات بیشتر بود ، کما اینکه هنوز هم بعضی از رجال بر مسند حکومت هنوز با این واقعه کنار نیامده و سعی می نمایند با شرایط کاذب ناشی از وابستگی به حکومتها به حکمرانی های خود ادامه داده و مشکلاتی غیر قابل جبران نه تنها برای ملت خود بلکه برای منطقه خود پیش می آورند .
غرب آسیا که در سال ۱۹۰۲ توسط آلفرد ماهان به نام خاورمیانه نامیده شد ، در بر گیرنده کشورهای حوزه خلیج فارس بود . اما بعدها منطقه محصور خاورمیانه بزرگتر شده و چیرول خبرنگار روزنامه تایمز مقاله ای در این خصوص نوشت . همین امر توجه کشورهای غربی را به این منطقه معطوف نمود بنحوی که در سال ۱۹۱۱ میلادی لرد کرزن در مجلس بریتانیا در خصوص اهمیت ایران و ترکیه در این منطقه سخنرانی نمود ، واژه خاورمیانه را بکار برد . خاورمیانه اصطلاح بکار گرفته برای یک منطقه فرهنگی است و محدوده آن از لحاظ جغرافیایی محدود نمی شود . از طرفی دیگر با یک موضوع وحدت بخش که دین اسلام میباشد ، انسجام منطقه را تضمین می نماید . با قبول اختلافات از بابت محدوده کشورهای تشکیل دهنده این پهنه جغرافیایی ، باید گفت این منطقه در آخرین وضعیت خود ۲۲ کشور را در برگرفته است که کشور ترکیه را میتوان به عنوان دروازه و لولای آسیا و اروپا در نظر گرفت . هستد کشورهایی که بخاطر حفظ امنیت خود خواهان قرار گرفتن در منطقه غرب آسیا بوده که در این زمره می توان پاکستان و افغانستان را اشاره کرد و از طرفی دیگر کشورهایی هستند که بنا به دلایلی مبهم دوست دارند از لحاظ تقسیمات جغرافیایی در این محدوده قرار نگیرند از جمله ترکیه و قبرس ،که در این زمره قرار میگیرند . تحولات چند دهه گذشته سران و حاکمان کشور ترکیه گواه این مطلب می باشد . شاید یکی از موانع و موارد تفرقه انداز جهت پیشگیری و ممانعت همبستگی کشورهای منطقه و تشکیل سازمانهای همکاری منطقه ای که گامی مهم برای ایجاد همبستگی کشورهای منطقه است ، عدم تحدد منطقه باشد .
از مهمترین عوامل مورد توجه قرار گرفتن غرب آسیا ، قرار گرفتن قلب جهان در این منطقه است که مورد تایید جغرافی دانان سیاسی جهان می باشد . از طرفی دیگر سوق الجیشی یا استراتژیک بودن منطقه بدلیل ایجاد حاشیه حلالی شکل جهت محدود کردن امپراطوری که به آبهای آزاد دسترسی نداشت ، سالیان متمادی توجه کشورهای غربی و خصوصا ایالات متحده آمریکا را به خود جلب نموده است . این اهمیت تا جایی پیش رفت که دولتمردان آمریکایی بفکر تقویت کشورهای منطقه افتاده و جهت این تقویت برنامه های حمایتی خاصی در نظر گرفتند .
وجود ذخایر انرژی از یک طرف و وجود بازارهای مصرفی از طرفی دیگر اهمیت اقتصادی منطقه خاورمیانه را محرز میکند .
وجود چنین امتیازاتی در منطقه خاورمیانه چه از لحاظ اقتصادی و چه از لحاظ استراتژیک و ژئوپلتیک نظر کشورهای غربی ، خصوصا آمریکا را به منطقه جلب کرده و این کشور جهت کسب و تثبیت موقعیت خود ، بحرانهایی را در منطقه پیش خواهد آورد . کشورهای منطقه همواره باید سعی نمایند با ایجاد اتحاد و اتخاذ سیاستهای همسو در مسیر تعیین استراتژی برون رفت از این بحرانها قدم بردارند .
همچنان که از عنوان مقاله بر می آید ، در این مقاله سعی شده است وضعیت ترکیه بعنوان کشوری با بحرانهای نهفته مورد بررسی قرار گیرد . پس با توجه به موقعیت ترکیه در خاورمیانه و همچنین عضویت آن کشور در ناتو بحث را ادامه میدهیم .
از طرفی پس از جنگ جهانی دوم و تعیین مرزهای جغرافیایی و با هدف دفاع دسته جمعی ، در ۴ آوریل ۱۹۴۹ پیمانی به نام پیمان آتلانتیک شمالی با نام اختصاری ناتو را با عضویت ده کشور اروپایی ، کانادا و ابالات متحده امریکا به امضا رسید . این پیمان که برای تقویت نظام دموکراسی و شعار آزادی ، به پیشنهاد ایالات متحده آمریکا با اساسنامه ۱۴ ماده ای تشکیل شد ، ترکیه را در سال ۱۹۵۲ به عضویت خود پذیرفت . بهانه ترکیه برای عضویت در این پیمان ، تهدیدات نظامی اتحاد جماهیر شوروی بود .
با ادله موجود در تعاریف قبلی می توان گفت کشور ترکیه یکی از کشورهای خاورمیانه محسوب میگردد اما کشوری که دوست ندارد در این تقسیم بندی عضوی از منطقه باشد و شاید بهتر باشد سخن اساتید رشته سیاست را محترم شمرده و در یک جمله کوتاه بگوییم ترکیه کشوری در خاورمیانه که نگاهش به سمت خاورمیانه است ولی دلش به سمت اروپا . این توصیف ، وصفی واقع گرانه است . درخواست عضویت این کشور در اتحادیه اروپا شعار جدایی طلبی این کشور را از منطقه ای که به آن تعلق دارد محرز میکند . اتحادیه ای که در آن حرف اول را دموکراسی میزند . نظامی که دولتمردان ترکیه با آن هیچ سنخیتی ندارند .
اگر کمی به تاریخ برگردیم باز هم به جایی میرسیم که پیمان ناتو به منظور ایجاد وحدت میان اعضای خود در جهت ممانعت از تعارض کمونیسم بوده ، پایه آن بر اصل پنجم اساسنامه پیمان که مفهوم آن دفاع دسته جمعی است و جهت ترویج نظام دموکراسی و با شعار آزادی که همواره در طول تاریخ در این پیمان شعاری بیش نبوده است ، تشکیل شده است . البته نباید فراموش کرد با توجه به فروپاشی اتحاد جماهیر شوری و بهم خوردن موازنه قوا در جهان ، هدف اصلی و ظاهری وجود این پیمان اعتبار خود را از دست داد . رفته رفته ماهیت اصلی آن برای همگان محرز خواهد گشت . ترکیه با اعتنا به اصل پنجم این پیمان سعی می نماید قدرت نمایی هایی در منطقه داشته باشد ، اما لازمست با توجه به شرایط حاضر تجدید نظری در تدوین سیاستهای آتی یا دکترین سیاست خارجی خود با کشورهای منطقه نماید .
سخن از اتحادیه اروپا و ناتو به میان آمد و عدم پذیرش ترکیه در اتحادیه یا بهتر است بگوییم رد تقاضای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا . بله اگر نگاهی بسیار سطحی هم به هدف تاسیس پیمان ناتو و نظام حاکم براعضای اتحادیه اروپا داشته باشیم وجه مشترک آنها توجه هر خواننده ای را بخش نظامهای آنها یعنی اصل پایه آنها بر محوریت دموکراسی به خود جلب می نماید . بدون توجه به اعتبار دموکراسی که از بحث این مقاله خارج می باشد تنها با در نظر گرفتن این وجه مشترک که لزوم پایبندی اعضا به آن متضمن عضویت در این ساختاره می شود چگونه کشوری که الفبای دموکراسی را قبول ندارد سعی در ابقا یا حضور آن دارد ؟ یا فراتر از آن رفته باید بگوییم ناتو با دیدن تمام عهدشکنی های ترکیه در خصوص قواعد دموکراسی ، بر چه معیاری یا هدفی عضویت آنرا کان لم یکان اعلام نمی دارد ، پس به جرات می توان گفت بازی دیگری بدون داشتن قاعده ای در کار است . و شاید این بازی فقط توسط یک بازیگر هدایت می شود و تمامی اعتقادات و اعتبارات بر اصل دموکراسی زیر سوال است . از نشانه های بارز و اصلی دموکراسی وجود پارلمان است و از ارکان پارلمان آزادی اظهارنظر نمایندگان است . حال دولت ترکیه بنا به دستور رییس جمهور خود تعدادی از نمایندگان پارلمان را به دلایلی مبهم در زندان جای میدهد و آزادی اندیشه را در خفقان فرو می برد . تعداد روزنامه نگاران در بند این کشور تنها به دلیل خبر رسانی از حد و مرز گذشته است . اینها تماما نکاتی است که با اصل دموکراسی منافات دارد . رییس جمهور ترکیه برای فراافکنی افکار از وضعیت حکومت کشور با بیان سخنانی که عذر بدتر از گناه بر آن صدق می نماید ، سعی در محکوم کردن رییس جمهور کشوری دیگر دارد و برای آن کشور تعیین تکلیف می نماید .
دولت رجب طیب اردوغان با پیش گرفتن سیاستهای …. و ابراز لطف و محبت به گروههای تروریستی داعش که هدفی جز بدنامی برای مسلمانان ، نابود کردن میراث تمدنهای مختلف ، دخالت در امور داخلی کشورها و مهمتر به خطر انداختن تمامیت ارضی کشورها یا حاکمیت کشورها که در واقع استقلال این کشورها می باشد ندارد ، سعی در کشورگشایی هایی دارد . از جمله مقاومت در برابر اجرای نقشه بازپس گیری موصل در عراق ، ایجاد مانع تراشی برای نظامیان روسی که در عملیات آزادسازی شهرهای کشور سوریه از متجاوزین همکاری می نمودند .
سخنان رییس جمهوری ترکیه در روزهای گذشته ، بیانگر اختلاف نظرهای شدید با قدرتهای منطقه یعنی سیاستهای ایران و روسیه بوده و گواهی است بر مخالفت این دولت با ایجاد امنیت در منطقه . شاید این سخنان امتیازی برای ماندن در ناتو قلمداد شود .
حال با کنار گذاشتن درخواست این کشور جهت ورود به اتحادیه اروپا توسط پارلمان اروپا ، لازمست با تغییر در سیاستهای غیر مشخص ، اصلاح گفتمان و همکاری با کشورهای منطقه خصوصا ایران سعی نماید موقعیت برای خود ایجاد نماید . بهتر است از کارهای دور از عقل ، منجمله تایید بیانیه های ضد ایرانی صادره در اجلاسهایی که از روند آنها تبعیض را به راحتی میتوان استنباط کرد دوری نماید . به جای دامن زدن به بحرانهای منطقه ای ، دیپلماسی اتخاذ نماید تا اشتباهات گذشته را جبران نماید .

تحقق و توسعه اقتصاد بر پایه توریست

تحقق و توسعه اقتصاد بر پایه توریست
نویسنده : پاتریک ساهاکیان – نسل فردا ۳۰ تیرماه ۱۳۹۵
برای ورود به هر مقوله باید ازتاریخ و تعریف آن وارد شد ، شروع صنعت گردشگری به قرن ۱۹ میلادی بازمی گردد ، زمانی که خانواده های مرفه فرانسوی ، فرزندان خود را برای ادامه تحصیل یا کسب تجارب، راهی کشورهای دیگر می کردند و برای اولین بار از کلمه توریست استفاده کردند. کلمه توریسم از کلمه یونانی به معنی گردش برداشته شده و به مرور زمان توسط فرانسویان، ایتالیایی ها و ساکنین دیگر کشورها کاربرد پیدا کرده است. کلمه توریسم نیز در طی مرور زمان، تعاریفی دیگر به خود گرفت و با تحولات ازجمله ورود طبقه متوسط به توریست، متحول شد، در نهایت در سال ۱۹۶۳میلادی در کنفرانس بین‌المللی ترانسپورت و جهانگردی در رم از این صنعت تعریفی به رشته تحریر درآمد که عبارت بودازاینکه : توریست یا بازدیدکننده موقت کسی است که به منظور تفریح ، استراحت، گذراندن تعطیلات، بازدید از نقاط دیدنی ، انجام امور پزشکی ، درمانی و معالجه، تجارت، ورزش ، زیارت ، دیدار خانواده ، ماموریت و شرکت در کنفرانس‌ها، به کشورهای غیر از کشور خود سفر می‌کنند ، مشروط بر اینکه حداقل مدت اقامت او از ۲۴ ساعت کمتر و از سه ماه بیشتر نبوده و کسب و پیشه هم مدنظر نباشد. سازمان جهانی جهانگردی نیز در دسته‌بندی اصطلاحات خود ، جهانگرد یا گردشگر را کسی که حداقل یک شب در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی به سر ببرد ، گردشگر یک روزه را کسی که یک روز به مکان دیگری می رود ولی شب را در آنجا سپری نمی کند ، دیدار کننده را کسی که به مکانی غیر از محیط معمولی خود سفر می کند و کمتر از ۱۲ ماه در آنجا اقامت بر می گزیند و هدف اصلی آن از این مسافرت عدم کسب درآمد و دریافت پول باشد ، نهایتا مسافر را کسی که بین دو یا چند نقطه مسافرت می کند تعریف می کند . سه ویژگی در تعاریف فوق مشهود است و آن این است که مدت زمان سفر در مورد جهانگرد باید بیش از سه ماه و کمتر از ۱۲ ماه باشد ، فاصله مکانی بیش از ۷۰ کیلومتر بوده و انگیزه سفر باید تفریحی ، استراحتی ، فرهنگی ، دیدار از آثار باستانی و تاریخی ، بازدید از مناظر طبیعی یا موارد مشابه باشد .
تحقق و توسعه اقتصاد بر پایه توریست
اینها تعاریفی است که در سطح جهان برای همه ساکنین آن یکسان است ، توانایی های دست اندرکاران این حرفه است که در کشورهای مختلف نتایج ، آمار و در نتیجه بازدهی فعالیت دست اندرکاران این صنعت را قلم خواهند زد . باید توانایی ومنابع موجود را قدر بدانیم و در جهت استفاده بهینه از این منابع جهت تحقق نهایت بازدهی ، برنامه ریزی و در اجرای سیاست ها و برنامه های تدوین شده قدم برداریم . اگر از تعریف اقتصاد که می‌گوید طراحی و استفاده از منابع محدود در جهت حصول نتایج نامحدود است، بهره بگیریم و آن را به عنوان یک الگو در زمینه فعالیت های اقتصادی به کار بگیریم، باید بگوییم ، منابع لازم جهت استفاده در جهت تحقق و توسعه اقتصاد بر پایه توریست به وفور در کشوردیده می شود . چه خوب است که منابع لازم برای یک پایه اقتصادی که در کشورهای جهان به عنوان یک نوع اقتصاد شناخته می شود، در کشورمان وجود دارد . به جرات می توان گفت در کمتر کشور جهان ترکیب این همه امکانات و منابع در یک کشور تجمع دارد. شرایط آب و هوایی چهار فصل و …….. همه امکانات طبیعی است که جهت استفاده بهینه در کنار دیگر منابع موجود ، جهت دسترسی به نهایت بازده قرار گرفته است . وجود طبیعت سرسبز و بکر ، دریا ها و دریاچه ها ، نقاط دیدنی جغرافیایی دیگر همچون کوه ها ، آب و هوای متفاوت در جای جای کشور ( کوهستانی ، معتدل ، بیابانی و کویری) آثار باستانی ومیراث فرهنگی که گواهی بر قدمت این سرزمین و گویای فرهنگ و تمدن مردمان آن است ، وجود اقامتگاه و امکانات لازم به منظور افزایش آن، اماکن زیارتی در شهرهای مختلف که در راس آنها حرم امام رضا(ع) و سایر معصومین قرار گرفته اند ، وجود تخصص‌های خاص پزشکی در کشور که زمینه ای جهت مسافرت بیماران از اقصی نقاط به منظور معالجه است و ……. همه امکاناتی است که باید مورد استفاده قرار گرفته تا بتوانیم هر چه بیشتر بر اقتصاد مقاومتی که از فرمایشات رهبر انقلاب است و میسر نخواهد شد؛ مگر آنکه پایه اقتصاد کشور را از نفت و صنایع نفتی به صنایعی دیگر خصوصا صنعت گردشگری که از صنایع مهم بوده و با وجود منابع لازم امکان رشد و توسعه آن با برنامه ریزی‌های صحیح محقق خواهد شد . از طرفی دیگر نه تنها راهی برای پیشبرد اقتصاد مقاومتی است، جزو صنایعی است که به راحتی اصل ۴۴ را می توان در آن اجرایی کرد و از نتایج آن بهره مند شد . در خصوص این امرکه یکی از اهداف و می توان مهم ترین انگیزه قلم راندن نویسنده بر برگ های سفید کاغذ باشد در پایان مقاله نکاتی ذکر می شود که زمینه را برای تفکر خواننده در خصوص تاثیرات این نوع صنعت بر اقتصاد مقاومتی مهیا سازد . این فعالیت اقتصادی در صورت رونق به عنوان فعالیتی که می تواند چندین صنعت را تحت الشعاع خود قرار داده و تاثیرات آن باعث رونق اقتصادی بخش عظیمی از اقتصاد کشور شود، به عنوان یک صنعت معرفی می شود .
تاثیرات سیاسی گردشگری
لازم است در اینجا به تاثیرات سیاسی گردشگری نیز اشاره ای داشته باشیم ، اگر به بحث توریسم از دیدگاه سیاسی نگاهی داشته باشیم، می توان عنوان کرد همیشه رویکرد تاثیرات توریسم بر سیاست محل مسافرت توریست ، نباید به تنهایی مورد بررسی قرار گیرد و می‌توان گفت توریست را باید به عنوان سفیر و محقق نگاه کرد ، انتظار داشت تا آنچه را در کشور از لحاظ آنچه بر سیاست کشور تاثیر گذار است، به مردمان کشور خود انتقال خواهد داد . اینجاست که در کنار فواید اجتماعی، اقتصادی توریسم بحث سیاسی آن به واسطه وجود محله‌ای که فرهنگ و تاریخ یک قوم را به نمایش می گذارد در جهت آشنایی از وضعیت زندگی آن قوم در نظام فعلی کشور نیز اطلاعات صحیح کسب تا بتوانند آن را به نحو صحیح به جامعه خود انتقال دهند. ارایه این اطلاعات باید با ظرافتی خاص و به نحوی صورت گیرد که به دور از تحریفات به کشور مبدا قابل انتقال باشد . در کنار اهمیت بخش سیاسی توریسم ، بخش اقتصادی آن نیز نقش خود را تداعی می کند ، نقشی که برای بعضی از کشورها تاثیر بر اقتصاد کشور دارد و رقمی در تولید ناخالص ملی و سایر مولفه های اقتصادی به خود اختصاص می دهد و در کشورهایی دیگر تاثیر پر رنگ این رقم در ردیف خود ادامه حیات کشور را میسر می گرداند ، به عبارت دیگر اقتصاد کشور مبتنی بر پایه توریسم است. اهمیت توریسم در اقتصاد را می توان به اشتغال نیز تعمیم داد و آیتم اشتغالزایی توریسم ، ارزش و جایگاه آن را در اقتصاد محرز می کند واین نکته به قدری حائز اهمیت است که سازمان جهانی گردشگری ، آن را به شرح ذیل دسته بندی می کند :
۱- اشتغال مستقیم ، اشخاصی که در موسسات مرتبط گردشگری کار می کنند از قبیل هتل ها ، رستوران ها ، فروشگاه های گردشگری و آژانس های مسافرتی .
۲ ـ اشتغال غیر مستقیم ، مشاغل ایجاد شده در بخش‌های عرضه از قبیل کشاورزی ، شیلات و صنایع .
۳ ـاشتغال القایی ، اشخاصی که از طریق خرج کردن درآمدی که شاغلان مستقیم و غیر مستقیم کسب کرده‌اند، حمایت می شوند.
۴ ـ اشتغال ساختمانی، شغل هایی که در بخش احداث بناهای گردشگری تولید می شوند .
نباید فراموش کرد وجود محله ای چون جلفای اصفهان، مکانی است که باید به واسطه دارا بودن اماکن دیدنی ، وجود فرهنگی خاص به دلیل اجتماع یک قوم و در کنار این امکانات وجود دیگر امکاناتی چون ساختمان‌های بزرگ تاریخی و فرهنگی که امکان تبدیل آنها به واحدهای اقامتی سنتی که خود عاملی برای جذب توریست بوده و در کنار آن وجود رستوران هایی با فضای سنتی و مدرن در کنار یکدیگر ، اماکن دیدنی و تاریخی همچون کلیساها و …… ودر کنار آنها میدانی با گذشته پر حکایتش که مزین به ساعتی آفتابی شده و در آن محل مغازه های کافی شاپ و خوراکی فضایی را برای استراحت رهگذران فراهم کرده است ، میدانی که با کمی تغییر ممکن است به یکی از جاذبه های توریستی مهم اصفهان تبدیل شود خصوصا که به دو کلیسای بسیار زیبا بسط می یابد ، امکان ایجاد فضای توریستی را اجتناب پذیر می کند. سازمان یافته بودن تمامی حرکات توریستی از مهم ترین ارکان این فعالیت است که باید به درستی رعایت شود که هم بتوانیم منابع را به درستی به کار بگیریم و هم بتوانیم از ایجاد یک سری مشکلات و گرفتاری ها جلوگیری به عمل آوریم . به نظر نویسنده مقاله ، بهتر است با ایجاد وتبدیل محله جلفا به یک محله توریستی با وجود امکانات بسیار از طرفی اشتغالزایی که یکی از مزایای ویژه این صنعت است را افزایش داده، بافت منطقه را با تبدیل آن به یک محله توریستی از خطرتخریب نجات داده و در جهت تامین وضعیت معنوی آن نیز قدمی بسیار بزرگ برداشته شود . در کنار تمامی موارد فوق اهمیت موضوع زمانی بیشتر پدیدار می شود که استفاده از تمامی پتانسیل های موجود در محله جلفا گامی بزرگ در جهت پیشبرد اهداف اقتصاد مقاومتی می‌تواند باشد . برای نیل به هر هدفی وجود امکانات الزامی است . برای روشن شدن بیشتر مطلب ، باید تعریف، اهداف و ارکان اقتصاد مقاومتی را به عنوان الگوی رفتار اقتصادی کشور در نظر گرفت و پایه های فعالیت های اقتصادی قرار داد ، اشاره‌ای کرد تا خواننده را در مرحله تفکر قرار داد . در تعریف اقتصاد مقاومتی باید گفت همچنان که از تعریف لغوی آن می‌توان استنباط کرد ، اقتصادی بر مبنی مقاومت است ، آنچه مهم است این نوع اقتصاد باید توان مقاومت در خصوص جلوگیری از نفوذ و فشار کشورهای دیگر و توطئه داشته باشد . ارکان این نوع اقتصاد که می توان گفت بانی آن رهبر معظم انقلاب است ، در کنار مقاوم بودن ، استفاده از همه ظرفیت های دولتی و مردمی است ، رکنی که وظیفه را برای همگان چه ظرفیت های دولتی و چه ظرفیت های خصوصی مشخص می سازد و در این راستا همکاری این گروه ها را الزام می کند که می توان گفت بخشی از اجرای اصل ۴۴ در آن محرز است و نتیجه آن میدان دادن به مردم و پشتیبانی نهادها و ادارات و موسسات دولتی و خصوصی است ، ایجاد اشتغال و ارایه تسهیلات توسط بانک ها نیز در جهت تحقق این رکن اقتصاد مقاومتی است. در خصوص رکن حمایت از تولید ملی در اقتصاد مقاومتی همچنان که رهبر معظم انقلاب فرمودند واحدهای کوچک و متوسط که تاثیر در معاش مردم دارند و اشتغالزایی در آنها امری واجب است بیشتر مورد توجه باید قرار گیرد . اهمیت منابع ارزی بسیار بوده و در هر نوع اقتصاد خصوصا اقتصاد مقاومتی تاثیری بسزا خواهد داشت ، به همین دلیل رهبر معظم توجه مسئولان را به این رکن حائز اهمیت دانسته و به مسئولان نیز توصیه کرده است در این خصوص تصمیمات درست اتخاذ کنند . با مطالعه توصیه های رهبری در خصوص نحوه مصرف و صرفه جویی که فرموده اند کم مصرف کنید و در صورتی که مصرف لازم باشد، لازم است از کالاها وخدمات تولید شده داخلی استفاده کنید نیز آخرین رکن اقتصاد مقاومتی را شامل می شود . با توجه به مطالب فوق و انطباق ارکان اقتصاد مقاومتی با صنعت توریسم می توان نتیجه گیری کرد توسعه این صنعت که تاثیری مستقیم بر چندین صنعت دیگر داشته و صنعت لقب گرفتن این فعالیت را می توان مدیون نوع فعالیت که تاثیرات آن بر چندین صنعت است را مطرح کرد و می توان گفت تاثیر بسزایی در تحقق ارکان اقتصاد مقاومتی دارد . با اندکی تفکر می توان به این نتیجه رسید که با برنامه ریزی درست و فعالیت سازمان یافته در جهت رشد و توسعه این صنعت و ایجاد زمینه فعالیت برای این صنعت، زمینه رشد اقتصادی کشور بر پایه اقتصاد مقاومتی را فراهم خواهد کرد . توسعه صنعت توریسم، رشد و پیشرفت اقتصادی که مبتنی بر صنعت توریسم است را پیش آورده ،زمینه بسیار مطلوبی برای تحول پایه اقتصادی کشور است و گذر از پایه اقتصاد نفتی که گرفتاری ها و مشکلات وجود این منبع انرژی برای همگان مشخص است به پایه اقتصادی مبتنی بر توریسم را ورق می زند . با عنایت به نکات فوق الاشاره نیاز به کارگیری منابع و استفاده بهینه از منابع موجود جهت تحقق این امر نمایان می شود . با وجود موقعیت و منابعی که با کمترین هزینه و در محدوده زمانی بسیار کوتاهی می توان بازدهی آن را شاهد بود ، لزوم تفکر در خصوص تبدیل محله جلفا را به یک مجموعه توریستی مشخص می کند .