خروج آمریکا از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای، پایانی بر نهادگرایی

No Comments

یادداشت؛

خروج آمریکا از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای، پایانی بر نهادگرایی

ترامپ

عدم پایبندی به توافقات بین المللی، می تواند زمینه ساز ایجاد نقص ساختاری و حقوقی برای نهادها و سازمان های بین المللی و در راس آنها سازمان ملل باشد.

به گزارش خبرنگار ایمنا، پس از جنگ جهانی، رهیافت نهادگرایی متولد و به عنوان بستری برای پیشگیری از جنگ توسط نظریه پردازان روابط بین الملل، مطرح شد. به باور مطرح کنندگان این رهیافت؛ وجود نهادهای همکاری می‌توانست بستر همگرایی کشورها را به واسطه اهداف همسو و در نهایت منافع مشترک فراهم ساخته، در نهایت مانع از بروز جنگ شود.

سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی، زاده رهیافت نهادگرایی است. هدف از تشکیل سازمان ملل متحد، ایجاد بستری برای همکاری کشورها و حصول به منفعت مشترک بوده تا زمینه های بروز جنگ را محدود سازد. وجود نهادهای همکاری جویانه در زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در سازمان ملل، منافع مشترک را هدف قرار داده تا سبب همکاری جمعی شود.  

جهان دوقطبی و استراتژی ابرقدرت‌ها برای گسترش دیدگاه های سیاسی- اقتصادی، زمینه ساز تحول در نظام بین الملل شد. طبقه بندی کشورها به دو بلوک شرق و غرب، ابر قدرت ها را مجاب به تغییر در رویه رفتاری با کشورهای همسو از یک طرف و از طرف دیگر حمایت و تامین امنیت از ابعاد مختلف کرد.

منافع قدرت های بزرگ دوره جنگ سرد، نه تنها هم پیمانی با کشورهای همسو، بلکه گاهی نیز پیمان همکاری دو ابرقدرت را در تاریخ به یادگار  گذاشت. پیمان‌های ناتو و ورشو؛ دو پیمان رقیب، در آن برهه زمانی بودند که به منظور همکاری و ممانعت از نفوذ منعقد شدند. انعقاد پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد نیز زمینه همکاری نظامی بین دو ابر قدرت برای حفظ امنیت جهانی را فراهم کرد.

در واقع، پیشرفت تکنولوژی و ابداع جنگ افزارهای نوین در آن مقطع زمانی، نگرانی از حفظ صلح جهانی را به دنبال داشت، به همین منظور تنش زدایی در دستور کار دو ابرقدرت قرار گرفت و در ۸ دسامبر ۱۹۸۷ پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد به امضای ریگان و گورباچف روسای جمهور ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی رسید.

پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد تنها در بر گیرنده دو ابر قدرت آن روزگار است؛ این در حالی است که گسترش و پیشرفت تکنولوژی، دستیابی کشورهای دیگر از جمله چندین کشور اروپایی و چین به قدرت اتمی را امکان پذیر کرده و عضو نبودن این کشورها در پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد نگرانی آمریکا را در پی داشته است. در نتیجه خروج آمریکا از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد، فرصتی برای رفع محدودیت دسترسی به این تسلیحات است.

در واقع این اقدام آمریکا، عدم پایبندی به پیمان‌های بین المللی و نقض پیاپی این پیمان‌ها نشان از رویگردانی این کشور از نهادگرایی لیبرال و حاکمیت رویکرد رفتارگرایی در منش سیاسی دولتمردان امروزی آمریکا دارد. با توجه به نبود ضمانت اجرایی کافی برای معاهدات حقوق بین الملل، درک رعایت بسیاری از پیمانها، تنها با در نظر گرفتن رویکرد آرمان گرایانه قابل تفسیر است. 

پایبند نبودن آمریکا به پیمان های بین المللی که در واقع بخشی از حقوق بین الملل تلقی می شوند، راه برای رعایت نشدن این  قوانین از سوی سایر کشورها نیز هموار می سازد. ضمن اینکه تغییر رویه در پذیرش و پایبندی به توافقات بین المللی، می تواند زمینه ساز ایجاد نقص ساختاری و حقوقی برای نهادها و سازمان های بین المللی و در راس آنها سازمان ملل باشد.

نکته دیگر اینکه مولفه‌های تعیین سیاست کشورها، همواره مستقل نبوده و متاثر از سیاست دیگر اعضای جامعه بین المللی است، بنابراین رفتار توام با قدرت طلبی و حس برتری آمریکا، تنش زایی با دیگر اعضای جامعه بین المللی را به دنبال دارد.

ظاهرا در مقطع کنونی دولتمردان آمریکا به جای به کارگیری دیپلماسی برای متقاعد کردن سایر کشورها به محدودیت سلاح های اتمی، مسیری پر حاشیه را انتخاب کرده اند که چشم انداز آن چندان روشن نیست.

یادداشت از: پاتریک ساهاکیان-خبرنگار سیاسی ایمنا

طرح سوال، شفافیت و امید

No Comments

طرح سوال، شفافیت و امید
پاتریک ساهاکیان
شفافیت یکی از عناصر مهم نظام سیاسی دموکراتیک است براساس این مولفه، شفاف‌سازی حق مسلم ملت است. شفاف سازی به مفهوم دسترسی به اطلاعات و عملکرد کانون قدرت کشور است و شهروندان اختیار دارند از آنچه در طبقه قدرت می گذرد مطلع باشند. شفاف سازی باعث ایجاد اعتماد می شود اگر در جامعه اعتماد نسبت به مسئولین ایجاد شود مردم ایران ثابت کردند که همواره از نظام و دولتمردان پشتیبانی می‌کنند. در سال ۱۳۵۹ لغایت ۱۳۶۷ در طی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مردم ایران ثابت کردند که با اعتماد به نظام سیاسی کشور تمام وجود خود را در اخلاص قرار داده و از وطن و آرمان های انقلاب اسلامی دفاع کردند.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که در آن نظام سیاسی کشور بر اساس جمهوری اسلامی، تعریف شده است. در نظام سیاسی تفکیک قوا، اصلی حائز اهمیت است. از این رو بخش هایی از قانون اساسی به قوای سه گانه؛ مجریه، مقننه و قضائیه اختصاص یافته، در آن نحوه تعیین مسئولین و شرح وظایف و مسئولیت های آنها مشخص شده است. در همین قانون، در پخش قوه مجریه که ریاست آن بر عهده رئیس جمهور است، وظیفه رئیس جمهور اجرا و نظارت بر اجرای قانون اساسی، در کشور است.
رئیس جمهور برای انجام وظایف خود در راس وزارتخانه ها وزرا را تعیین، همچنین برای خود معاونین و دستیارانی انتخاب می نماید. وزرای پیشنهادی رییس جمهور، به مجلس معرفی می‌شوند تا برنامه های خود را به نمایندگان مردم در مجلس ارائه نمایند. نمایندگان با بررسی سوابق، تحصیلات، توانمندی و امکان اجرایی بودن برنامه ها ارائه شده نسبت به رای اعتماد به وزیر پیشنهادی اقدام می نمایند.
در قانون اساسی پیش بینی شده است؛ اگر وزیری در مقطعی از زمان مشخص شود که توانمندی لازم برای اجرایی کردن برنامه هایی که به نمایندگان مردم ارائه نموده است را نداشت، رییس جمهور می تواند وزیر را عزل نماید. اگر رییس جمهور نسبت به تغییر وزیر اقدامی صورت ندهد، نمایندگان مجلس می‌توانند نسبت به استیضاح وزیر مربوطه اقدام، وزیر را برکنار و رئیس جمهور باید وزیر جدیدی که واجد شرایط است را به مجلس برای دریافت رای اعتماد، معرفی نماید.
با توجه به جو سیاسی – اجتماعی حاکم بر کشور که سایه بر اقتصاد کشور نیز انداخته است، بسیاری از سیاسیون و کارشناسان در این روزها براین باور هستند که لازم و شایسته است تغییرات در کابینه دولت ایجاد شود. البته نباید فراموش کرد که با توجه به جو سیاسی حاکم؛ لازم است قبل از ایجاد تغییرات شفاف سازی صورت گیرد و مردم از کم و کیف اتفاقاتی که در زمان تصدی مسئولینی که تغییر پیدا می‌کنند، مطلع شوند.
بحث طرح سوال از رئیس جمهور پس از گذشت از فراز و نشیب های بسیار در طی یک سال گذشته با امضاء ۸۰ نماینده مجلس، تسلیم رئیس قوه مقننه شد. بر اساس آیین نامه؛ رئیس‌جمهور فرصت دارد در طی یک ماه آینده در مجلس شورای اسلامی حاضر و به سوالات نمایندگان پاسخگو باشد. این عملکرد نمایندگان به منزله تهدید رئیس جمهور نیست، شاید زمینه‌ای فراهم شود تا رئیس جمهور بتواند از فرصت پیش آمده در جهت خروج ازبحرانهای موجود درکشور بهره گیرد.
اعتماد و امید می‌تواند راه برون رفت از بحران حاکم بر کشور باشد.
اعتماد زمانی در جامعه پیش خواهد آمد که دولت شفاف سازی نماید و مردم را در جریان امور قرار دهد. مهم آن نیست که نتیجه چه خواهد بود، مهم عملکرد مسئولین است. اگر مردم دسترسی به اطلاعات داشته باشد میتوانند قضاوت درست تری داشته باشند و به دولت و نظام اعتماد کنند، توانمندی های خود را در طبقه اخلاص قرار داده، حمایت از کشور و نظام کنند. پشتوانه مردمی، اقتدار کشور را نمایان می‌سازد. در شرایطی که اقتدار بر کشور حاکم شود، دشمنان خارجی امکان نفوذ و تاثیرگذاری بر ملت را نخواهند داشت. رسالت رسانه ها و مطبوعات در چنین شرایطی بیشتر نمود می کند می‌تواند بر آینده تاثیر گذار باشد.
امید زمانی ظهور میکند که دولتمردان شفافیت داشته، برنامه هایی که امکان اجرایی شدن آنها وجود دارد برای مردم بازگو شود. یک دولتمرد موفق کسی است که درک درستی از شرایط موجود داشته و بتواند با تشخیص درست و با استفاده از نخبگان، شرایطی را پیش بیاورد که به مصلحت عامه باشد اما در این مسیر از عدالت خارج نشده و اعمال قانون را سرلوحه رفتار خود قرار دهد.
نخبگان؛ لایه میانی طبقه قدرت و عامه مردم هستند، می‌تواند درک درست از وضعیت موجود را به طبقه قدرت انتقال داده و نسبت به برنامه ریزی و ارایه برنامه های اجرایی برای بهبود، پیشرفت و ترقی کشور فعالیت نمایند.
طرح سوال از رئیس جمهور در مجلس نیز بر اساس معیار شفاف سازی و حمایت از کشورصورت می گیرد. اما آنچه لازم است نمایندگان در این مقطع زمانی که شرایط حاکم بر کشور، تحت تاثیرسیاست بین المللی است، شایسته است نمایندگان محترم مردم با در نظر گرفتن اولویت های کشور و به دور از بداخلاقی سیاسی با در نظر گرفتن مصلحت عامه و قانون مداری رفتاری شایسته به همگان نشان دهند.

نمایندگان بی نطق

No Comments

به نمایندگان باید تذکر دهیم به جای تذکر به دولت به خود بنگرند و تذکری به خود بدهند، مجلس جای فقط نظارت نیست بلکه محلی برای تدوین قوانینی است که مشروعیت  تصویب آن ها را مردم به شما داده اند. مردم امانتی نزد شما دارند که  سرنوشت ملت و کشور است. قدرت مجلس آنچنان است که می تواند بر هر چیزی تاثیر گذارد چون پشتوانه آن رای مردم است و مشروعیت آن از قانون. آقای نماینده چند طرح در دو سال گذشته در مجلس مطرح کرده ای، چند نطق در مجلس داشته ای که من از آن مطلع نیستم؟

چقدر برای حفظ حکومت و بهبود زندگی مردم به فکر کاهش فاصله طبقاتی بوده ای؟ جدی میدانی شکاف طبقاتی چه پیامدهایی برای کشور دارد؟

آقای نماینده مجلس به تو یادآوری میکنم ما ملت ایران به تو وکالت داده ایم حافظ قانون اساسی باشی و در مسیر رشد و ترقی کشور و ملت از اهرم تدوین قوانینی که می تواند آینده روشن را به ارمغان آورد، بهره گیری.  برترین قدرت کشور هستی اما آیا آنرا می دانستی؟

پس ایرانی بساز که شایسته ایرانی باشد.

قوم گرایی یا ملی گرایی

No Comments

قوم‌گرایی یا ملی‌گرایی

پاتریک ساهاکیان

دموکراسی نظام سیاسی و گونه‌ای از حکومت است که دیرینگی آن به چندین سده پیش از پیامبر مسیحیان برمی‌گردد. ارسطو آن را حکومتی نامناسب می‌پنداشت. در آینده این‌گونه حکومت در کشورهای اروپایی مطرح شد. ارسطو بر این باور بود که شاید گروهی که برای حکومت گزینش می‌شوند، شایستگی‌های لازم برای فرمان راندن بر عامه را نداشته و به‌صرف انتخاب، نیرویی بی‌شمار در اختیار بگیرند که به دلایلی از جمله ناتوانی‌های شخصی یا حتی نشانه‌های شخصیتی نتوانند، آنچه درخور عامه است را به مطلوب برسانند.

به‌هرحال در روزگار ما دموکراسی نظام سیاسی است که بنیاد بسیاری از حکومت‌ها را تشکیل می‌دهد. انتخابات و اندیشه‌های مردم دموکراسی غیر مستقیم را مطرح می‌کند و حضور مردم پای صندوق رأی، انتقال نظریات را نمایش می‌دهد.

حکومت عراق نیز بر پایه‌های دموکراسی استوار است. مردم عراق برای تعیین سرنوشت خود و مشروعیت حکومت در انتخابات شرکت کردند. مشروعیتی که میزان آرای اتخاذشده روشنگر مشارکت و پشتیبانی مردم از حکومت است. راستی باید دید در عراق چه نسبت از مردم در انتخابات شرکت کردند. این مشارکت رزمایش بزرگی برای حکومت آینده کشور به شمار می‌رود.

ائتلاف‌های بزرگ در عراق تشکیل شدند، این ائتلاف‌ها روشنگر وجود تعدد عقاید و نظریات است. نظریاتی که شاید با یکدیگر متفاوت است و در این برهه زمانی اتحاد آن‌ها رمز پیروزی در انتخابات باشد. ائتلاف مقتدی صدر توانست بیشترین آرا صندوق‌ها را به خود اختصاص دهد. ولی مگر به‌جز این است که به‌صرف پیروی از مراجع شیعی عراق، روحانیون شیعه نباید در حکومت آن کشور، مقامی را اختیار کنند.

امروز در فضای بیرون از انتخابات ولی به پشتوانه آرا مردم، مقتدی صدر با گروه‌ها و احزاب دیگر زایش ائتلاف‌های جدید را دامن زده است. اگر مقتدی صدر اطمینان داشت که می‌تواند معمار کابینه باشد، هرگز به ائتلاف با دیگران اقدام نمی‌کرد.

علوم سیاسی، زیر مجموعه‌ای از علوم اجتماعی و به گفته‌ای علوم نرم محسوب می‌گردد. ولی هستند دلایلی که آنرا بتوان در زمره علوم سخت قرار داد. وجود فرمول‌هایی که در دنیای امروزی، کاربرد آن مرسوم، سیر تکاملی این علم را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

گذشته کشورها و مؤلفه‌های متغیر تأثیرگذار بر سیاست کشورها پدیده‌هایی هستند که اگر به آن‌ها اتکا نشود، شاید مسیر حرکت حکومت‌ها به سمت و سویی حرکت کند که سرانجام راه رفتن روی یخ نازک باشد و احتمال شکستن هر لحظه آن‌که نابودی را رقم خواهد زد را باید انتظار داشت.

با نگاهی اجمالی به تاریخ نه‌چندان دور عراق به سادگی درمی‌یابیم، تنها کشوری که بدون چشم‌داشت به یکپارچگی کشوری و استقلال عراق همواره در کنار ملت عراق بوده، حاکمیت ایران بوده است. ایران کشوری که در دفاع از تمامیت ارضی و حاکمیت خود هشت سال دفاع را در کارنامه خود به قیمت چند صد هزار شهید و ویرانی و آوارگی شهرها و روستاها را که نتیجه سیاست‌های غیر انسانی خودکامه پیشین کشور عراق بوده را ثبت کرده است و پس از سرنگونی خودکامه عراق؛ همپای ملت عراق از تمامیت ارضی و استقلال آن دفاع کرده و برای اثبات این ادعا، شهدا حرمین گواهی خواهند داد.

داعش و گروه‌های تروریستی دیگر زمانی که تصمیم به تصرف خاک کشورهای مسلمان منطقه گرفتند، ایران پیشگام شد و با پشتیبانی‌های خود شکست را برای این گروه‌های ضد بشری ثبت کرد.

امروز کابینه جدید عراق باید بیندیشد که ایران چه نقشی در به قدرت رسیدن دولت عراق داشته است. آیا اگر پشتیبانی‌های ایران که بنا به درخواست دولت‌های وقت عراق بوده است، نبود؛ کشوری وجود داشت تا انتخاباتی برگزار کند و دولتی برپا شود.

قوم‌گرایی و ایجاد هویتی غیر ازآنچه ملی گرایی باشد، نتیجه‌ای جز وابستگی و تعصب نیست، دنیای سیاست، دنیای عقلانی است و حکومت‌های عقلانی با اتخاد تصمیمات بر محور عقل‌گرایی می‌توانند در پیشبرد اهداف خود موفق باشند. مصلحت، اهمیت دارد چون عقل در آن نهفته است و تعصب خالی است چون باوری بی‌پایه است.

امروز که مقتدی صدر موفق شده است، اعتماد ملت عراق را در حد نیاز جلب نماید؛ نیاز است بدون دیدگاه‌های قوم‌گرایی و تعصبات بی‌اساس، از رویکرد قوم‌گرایی و وابستگی به قدرت‌هایی که در منطقه به دنبال بهره‌گیری از توانمندی‌های عراق، سیاست‌های خود را تدوین می‌کنند، تصمیماتی بر پایه تجربه‌های گران بار، که سره بودن آن‌ها را ملت عراق سالیان متمادی است، گواه هستند اخذ نماید.

کشور عراق امروزه دارای عوامل واگرایی بسیاری است که نمود آن‌ها در تعدد احزاب و ائتلاف‌ها مشهود است. کابینه جدید تنها در شرایطی کامیاب خواهد بود که بتواند از این حالت خارج شود و تهدیدها را تبدیل به فرصت نماید. عوامل تفرقه و واگرایی را کنار گذارد و با آموخته‌ها برآمده از تاریخ، نسبت به خودسازی دولتی که بتواند با کمترین تأثیرپذیری از سیاست کشورهای بیگانه، همبستگی و انسجام ملت را بر پایه‌های همگرایی دوستان خود بنا نهد، دولتی برپا و در صورت نیاز از آنان که کارکردی مثبت را نمایان کرده‌اند بهره گیرد تا آنچه خواست ملت عراق و رویکرد راهبردی ایران است را تحقق بخشد.

به بهانه رونمایی از بنای یادبود شهدای ارامنه

No Comments

به بهانه رونمایی از بنای یادبود شهدای ارامنه

پاتریک ساهاکیان

تاریخ سرگذشت نیاکان است . گذشتگانی که با اعمال خود یادگاری برای آیندگان باقی گذاشته اند . مطالعه تاریخ به نسل ها یادآوری میکند گذشتگان چه کرده اند ؟ میراث معنوی به جا مانده از گذشتگان باعث سربلندی یا سرافکندگی اقوام و ملت ها میگردد . ساعت ۱۱ بامداد روز ۲۰ بهمن ۹۶ است . در ارامستان ارامنه اصفهان ، خانواده های معظم شهدای ارامنه ، پیشوای مذهبی ارامنه اصفهان ، خلیفه اعظم کوجانیان ، روحانیون ارمنی ، مسولین شورای خلیفه گری اصفهان ، آقای وکیلی (به نمایندگی از طرف نماینده ولی فقیه ، معاون رییس جمهور ،  استاندار اصفهان و بنیاد شهید ) و نمایندگان اقلیت های مذهبی کشور بهمراه اعضای جامعه ارامنه اصفهان  گرد هم آمده اند تا  انجام مراسم رونمایی از بنای یادبود شهدای ارامنه را برگزار نمایند . حضور بر مزار دلاورانی که روزی با نثار با ارزش ترین داشته خود ، جان خود را در راه دفاع از میهن فدا کرده اند .  شهید واژه ای با ارزش و مقدس در زبان های مختلف ، واژه ای که یادآور گذشت و ایثار ، مایه سربلندی و افتخار برای خود و اطرافیان است . این شهیدان در طول هشت سال دفاع مقدس جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به این مقام شامخ نایل شده اند . سندی که دشمنان ایران با دیدن آن در می یابند ، اقوام ایرانی صرفنظر از دین و مذهب ، زبان و قومیت هرگاه لازم باشد برای حفظ استقلال و آزادی کشور حتی جان خود را فدا می نمایند . افتخار امروز جامعه ، مدیون این دلاور مردان صحنه جنگ است که در راه آرمان های والای خود از دشمن هراسی نداشته  و در جهت دفاع از تمامیت ارضی  وطن به جنگ با تجاوزگر رفته اند . بنای یادبود شهدای ارامنه اصفهان و جنوب ایران نمادی از همزیستی ادیان در کشور است . در این مراسم مجری برنامه از پیشوای مذهبی ارامنه و روحانیون درخواست نمود تا با انجام مراسم مذهبی ، تطهیر بنای یادبود را انجام دهند ، سپس از آقای وکیلی ، نماینده بنیاد شهید استان دعوت شد تا سخنانی ایراد نمایند و در پایان نمایندگان دانش آموزان حاضر با انجام برنامه هنری مراسم را با پایان رساندند .

کناره گیری یا اعلام حکومت مطلقه ؟

No Comments

کناره گیری یا اعلام حکومت مطلقه ؟

پاتریک ساهاکیان

اعلام انتخابات ریاست جمهوری زودرس می تواند نشانی از خستگی یا ناتوانی یک رییس جمهور باشد ، خصوصا زمانی که در برهه زمانی نزدیک به پایان دوره دوم باشد . به عبارتی ساده تر نشانی از کناره گیری است . این نظریه زمانی مطرح است که در یک نظام جمهوری که رییس جمهور نهایتا می تواند برای دو دوره چند ساله انتخاب شود ، بدون در نظر گرفتن مدت چند ساله بودن هر دوره .

در روزهای گذشته رییس جمهور ، جمهوری آذربایجان فرمان انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری را صادر کرد .  فرمانی که در نگاه اول نشانی از کناره گیری دارد . اما با بررسی مسایل ، دیدگاه تغییر یافته و فرضیه هایی ایجاد می شود که در جای خود پشتوانه هایی برای رسیدن به نظریه دارد .

ژئوپلتیک و ژئوکالچر :

وجود ذخایر نفتی آذربایجان باعث شده است ، این کشور کانون توجه کشورهای وارد کننده این منابع قرار گیرد . موقعیت جغرافیایی آن راه ارتباطی بین ایران و روسیه است و در مجاورت دریای خزر قرار گرفته است .  با دارا بودن ذخایر گاز و نفت است کانون توجه کشورهای نیازمند است .

دین رسمی با این وجود که ۸۵ درصد جمعیت این کشور را شیعیان و ۱۵ درصد را اهل تسنن تشکیل می دهند ، وجود ندارد . حاکمیت این کشور پس از استقلال کشور ، ادامه دهنده سیاست های ضد دینی در دوره اتحاد جماهیر شوروی بوده و حتی می توان گفت بر اساس تدوین قوانین جدید ، فعالیت های دینی در کشور محدود شده است . از جمله ممانعت در پخش اذان و …….

حکومت و قدرت رییس جمهور :

تغییرات در قانون اساسی کشور آذربایجان در سال ۲۰۱۶ حکایت از افزایش دوره ریاستی منتخب جدید برای دوره هفت ساله دارد . انتخاب دوره با بیشترین زمان در نظام حکومت جمهوری از نظر تحلیلگران سیاسی، نشانه ای از عدم ثبات سیاسی – اجتماعی کشور است . اما در کنار این نظریه ، تغییرات  یکسان در قانون اساسی  دو کشور با وحدت زبانی ، ترکیه و آذربایجان نشانه ای از کسب زمان بیشتر برای اجرایی کردن برنامه های بلند مدت است . اگر سطح برنامه های را از لحاظ زمانی بخواهیم طبقه بندی کنیم ، در این دوره زمانی اجرایی شدن برنامه های مدت دار میسر و نتایج آن مشخص خواهد شد . از طرفی نداشتن محدودیت دوره های انتخاباتی ، نظام جمهوریت را با تردید مواجه می نماید و راهی برای گریز از این نظام محسوب میگردد . آنچه مهر تایید بر این ادعا می گذارد ، تغییرات در قانون اساسی سال ۲۰۱۶ است که در طی آن به اختیارات رییس جمهور افزوده شد .

نظام سیاسی کشور آذربایجان به نحوی بوده که شکل حکومت شباهتی به جمهوری نداشته و می توان آنرا دیکتاتوری خواند . اختیارات از آن رییس جمهور بوده و تحت نظر هیچ مرجعی نمی باشد . تعیین سیاست های داخلی و خارجی با شخص رییس جمهور بوده و انتخابات ریاست جمهوری تاثیر بسزایی در روند روابط خارجی با دیگر کشورها ، خصوصا همسایگان دارد .

احزاب و تاثیر آنها :

تعدد احزاب در آذربایجان نمایان است . اما فعالیت آنچنانی نداشته و تحت تاثیر تدابیر امنیتی از طرف حکومت و حزب حاکم توان رشد ندارند . به طور کلی می توان گفت احزاب در آذربایجان به استثنا حزب حاکم ، فعالیت فصلی داشته و در زمان انتخابات فعال می شوند . اکثر رهبران احزاب ، در دوره فعالیت سیاسی سابقه بازداشت و یا برخورد از طرف حکومت را یدک می کشند . نهایتا می توان گفت بیش از ۶۰ حزب در آذربایجان وجود داشته که حدود ۴۰ حزب رسما ثبت شده هستند . در یک تقسیم بندی می توان احزاب را به سه گروه کلی تقسیم نمود که عبارتند از احزاب حکومتی ، احزاب غربگرای مخالف و احزاب مستقل مخالف .

حزب حاکم فعلی بر اساس منشور خود حزبی استوار بر پایه های ملی گرایی و سکولاریسم می باشد .

ایجاد هویت ترکی و همگرایی ترکیه  و آذربایجان :

با وجود اینکه پیشینه تاریخی این کشور نشان می دهد حدود ۲۰۰ سال از جدایی این سرزمین از سرزمین مادری خود ، ایران می گذرد و آذری بودن ملت این کشور بر کسی پوشیده نیست . اما تحت تاثیر بنیان پانترکیسم ، تنها به استناد زبان مشترک ، هویتی جدید و مشترک با دیگر کشورهای ترک زبان ، خصوصا بانی پانترکیسم یعنی ترکیه برای خود ایجاد می نماید .

بنا به ادعاهای سیاستمداران و تحلیلگران سیاسی حکومتی ، گفتمان سیاست خارجی این کشور بر پایه های عملگرایی استوار بوده و ایدئولوژی نقشی بر آن ندارد . روابط منطقه ای آن مشتمل بر سه بخش رابطه سه جانبه است که عبارتند از :  آذربایجان – ترکیه – گرجستان ،  آذربایجان – ترکیه – ترکمنستان ، آذربایجان – ایران – روسیه.

ولی آنچه مهم است ، ادعای این نوع تقسیم بندی نیست بلکه حقیقت ، گفتمان این روابط است که از اهمیت خاصی برخوردار بوده و نتیجه واقعی  را نمایان می سازد . تاثیر پذیری از سیاست خارجی کشورهای غالب بر سیاست خارجی این کشور که عمدتا خریدار منابع انرژی و فروشندگان تسلیحات نظامی بوده یا کشور همسایه ای که در رویای اتحاد ترک زبانان بوده و همسایگان دیگر را مانع می دانند ، نقش عمده در تعیین این گفتمان دارند .

وقوع تحولات مشابه در کشور ترکیه ،اتحاد دو کشور و وجود تفکرات پان ترکیسمی در این کشورها مشخصه های بارز همسویی در استراتژی های آتی دارد . استراتژی هایی که شاید در دراز مدت تبدیل به سیاست مشترک گردد. اقتصاد استوار بر منابع نفت و گاز و لزوم انتقال این منابع از طریق خاک همسایگان ،  تاثیر بسزایی در وابستگی دارد .

سیاست :

نیاز کشورهای قدرتمند غربی به ذخایر نفتی و گازی این کشور ، اهمیت ایجاد روابط اقتصادی و به نوبه خود تاثیرگذاری بر روابط سیاسی را هویدا می سازد . البته نباید فراموش کرد در مسایل نظامی تکیه بر توان نظامی این کشورها  باعث شده است تا رویکرد غربگرانه شدت یابد و همواره متکی بر این قدرتها بماند . خرید تسلیحات نظامی از رژیم صهیونیستی و ایالات متحده باعث شده تا سیاست های خارجی آن کشورها سایه بر سیاست این کشور انداخته و نهایتا حکومت بر اساس مواضع آنها تصمیم گیری نماید .

 

نبود احزاب قدرتمند و کاندید مقتدر ، نفوذ و قدرت حکومت فعلی در قوای کشور عوامل تاثیر گذاری هستند که مانع از ظهور کاندید رقیب توانمند میکردد ، ریسک علی اف را در انتخابات کاهش می دهد . اعلام انتخابات زودرس یک حرکت نمایشی برای قدرت نمایی ظاهری بیش نیست .  حتی با وجود بایکوت انتخابات زودرس از طرف احزاب اپوزیسیون ، احتمال اعلام انتخاب مجدد الهام علی اف بسیار زیاد است . و نتیجه آن تلاش برای ایجاد تحولات جدید در منطقه بر اساس مواضع دیگر کشورهای ترک زبان خواهد بود . اما آنچه مهم است سیاست خارجی کشورها تابعی از عوامل تاثیر گذار بسیار بوده و سیاست خارجی کشورهای منطقه و کشورهای جهان از این عوامل تاثیرگذار محسوب میگردند .

زبان و سیاست

No Comments

زبان و سیاست

پاتریک ساهاکیان

زبان ، قدرت برتر در دنیای سیاست است . زبان نه تنها وسیله ای برای سخن گفتن و ایجاد ارتباط  ، بلکه وسیله ای برای فکر کردن است . انتقال تفکرات انسان ها به وسیله آن صورت می پذیرد . در بسیاری موارد هر آنچه به وسیله آن بازگو می شود ، نظرات شخص بیان کننده را انعکاس می دهد . توانایی آن ، در صحنه سیاست باعث برجسته شدن شخص میگردد . تا حدی که گفته می شود سیاستمدار قدرتمند آنست که بتواند از زبان خود برای پیشبرد اهداف بهره گیرد . شاید به همین دلیل است که دیپلماسی را آنهایی برنده هستند که دارای توانمندی در استفاده از زبان هستند . به هر حال شکست در دیپلماسی آغاز جنگ است . در دنیای سیاست هستند اندیشمندانی که جنگ را ادامه دیپلماسی با ابزاری دیگر می دانند . هر کدام از این گروه ها دلایلی دارند که در جای خود قابل بحث است . در روزگار کنونی که دسترسی و تولید تسلیحات نظامی هسته ای در جهان با سرعتی بسیار زیاد در حال پیشرفت است . قدرت ویرانگری این سلاح ها تهدیدی جدی برای کره خاکی است . تفاوتی در جانداران و بی جانان نیست . گونه های مختلف تفاوتی با یکدیگر ندارند و سراسر کره خاکی در سرنوشت با یکدیگر برابر خواهند بود . شرایطی که یک اشتباه شاید نابودی کلی را رقم بزند . تغییر در ادبیات گفتگوی افراد صاحب منصب جهان ، زمینه های جنگ و بحران را در کشورها افزایش می دهد .  یک سال از به زمامداری رییس جمهور ایالات متحده امریکا می گذرد . سخنان تهدیدآمیز ، جنگ و نبرد ، توهین و ……. ادبیاتی است که این رییس جمهور در یکسال گذشته در زبان سیاسی خود بکار گرفته است . لزوم تغییر در این ادبیات نه تنها برای حفظ صلح جهانی بلکه برای ممانعت از انزوای  ایالات متحده نیز ضروری بنظر می رسد .

اگر بخواهیم  سطح و دامنه سیاست را به طور خلاصه به سه سطح تقسیم نماییم ، می توانیم آنرا به سطوح سیاست داخلی ، منطقه ای و بین المللی تقسیم نماییم .

در سطح داخلی سخنان ریاست جمهوری ، محکوم نمودن سیاستمداران قبل و غیر موجه جلوه دادن عملکرد و تصمیمات آنها نشانه ای از عدم رفتار دیپلماتیک است . پوشش ضعف و تشویش افکار عمومی شهروندان از طریق این سیاست پیش گرفته ، رییس جمهور بوده در کنار این عمل تغییرات پیاپی در کابینه خود عدم اجرایی بودن برنامه ها توسط منصوبین را آشکار می سازد . که به هر حال نقص در برنامه یا مجری را به اثبات می رساند . در هر دو صورت ضعف رییس کابینه را نمایان می سازد . عدم تصویب بودجه کاخ سفید توسط نمایندگان مجالس ایالات متحده ، اهرم فشاری برای تعدیل سیاست اتخاذ شده توسط رییس جمهور است . که تنها در صورت عقب نشینی رییس جمهور ، نمایندگان نسبت به حل بحران پیش روی کاخ سفید اقدام می نمایند . و درنهایت نمره منفی برای رییس جمهور به همراه خواهد داشت .

در سطح منطقه ای و همسایگان ، شکست در اجرای وعده انتخاباتی ، مبنی بر کشیدن دیوار بین کشور خود و مکزیک بود . طرحی که با وعده های توخالی رییس جمهور ، کنگره اجرای آنرا تایید کرد . اما در مرحله اجرایی با شکست مواجه شد .

در سطح بین المللی ، خروج از توافقنامه پاریس ، ایجاد اختلافات در کشورهای منطقه غرب آسیا ، تبدیل کشورهای منطقه غرب آسیا به انباری از باروت که احتمال برافراشتن آن همیشه وجود دارد . حمایت های بی جهت از صهیونیست و سخنانی مبنی بر تغییر محل سفارت خود در آن منطقه و انتقال آن به قدس . بیان این طرح باعث ایجاد شکاف بین همپیمانان ایالات متحده در منطقه با واشنگتن گردید .  شدت بخشیدن به اختلافات با کره شمالی و تهدید کره شمالی که عواقبی جز افزایش تنش بین کشورهای درگیر و افزایش نگرانی از حملات موشکی کره شمالی برای همسایگان در بر نداشته است .

برجام به عنوان یک توافقنامه بین المللی چند جانبه ، اجرای آن برای طرفین الزامی محسوب میگردد . به چالش کشیدن این توافقنامه توسط رییس جمهور به منظور ایجاد ذهنیت ضعف دستگاه دیپلماسی و ریاست جمهوری گذشته ایالات متحده ، عدم توانایی اتحادیه اروپا و کشورهای طرف توافق اروپایی و در نهایت ایجاد تصویری دیگر و غیر واقعی  از جمهوری اسلامی برای جهان بوده است . اقدامی که در طی آن رییس جمهور ایالات متحده سعی نمود سیاست های خود را اجرایی نماید بدون توجه به عواقب حاصل از آن . اقدامی که بر سر آن اختلاف نظر بین کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا با ایالات متحده وجود دارد . نهایتا در صورت عدم توافق ممکن است انزوای ایالات متحده را ایجاد نماید . در کنار آن عدم پایبندی ایالات متحده به اجرای برجام یا نقض آن ، حصول به توافق با کره شمالی را تحت شعاع قرار داده و راه حل دیپلماتیک را سخت تر می نماید .

شاید همه این اقدامات ریاست جمهوری ایالات متحده در جهت متقاعد کردن ملت خود باشد تا بتواند آنها را متقاعد نماید که پیروزی در انتخابات را مدیون وعده هایی است که در زمان انتخابات داده است . وعده هایی که سیاستمداران پوپولیست را می سازد .

یک دولتمرد موفق همواره در این فکر است که برای بدست آوردن چه چیزی باید چه چیزی دیگری را از دست بدهد ؟ آیا این اقدام منافعی دارد ؟

زبان سیاستمداران نباید بی جهت گشوده شود . زبان در سیاست باید توام با فکر باشد . آنچه گفته می شود باید حاصل تفکر باشد .  آینده ، تمایز بین فکر و زبان را به نمایش می گذارد و شاید نتایج آن برای ملتی غیر قابل جبران باشد . 

لزوم تغییر سیاست خارجی ایالات متحده در جهان چند قطبی

No Comments

لزوم تغییر سیاست خارجی ایالات متحده در جهان چند قطبی

پاتریک ساهاکیان

در عرصه سیاسی واژگان علوم سیاسی دارای تعاریف مختلف هستند . اندیشمندان این رشته چون رشته های دیگر علوم اجتماعی ، بر اساس تحلیل خود برای واژگان ، تعاریفی عنوان می نمایند که بنا به کاربرد این واژگان مفهوم می یابند . قدرت واژه ای پر کاربرد در دنیای سیاست است . واژه ای که می توان گفت کسب آن هدف سیاست است . سیاستمداران همواره در جهت کسب آن مبارزه می کنند البته این مبارزه با ابزار مختلف است گاهی دیپلماسی و گاهی ابزاری دیگر به نام جنگ . مهم آنست که قدرت حاصل شود . دولت ها و دولتمردان نیز از بیم توانایی های نظامی دیگر کشورها سعی می نمایند توان نظامی خود را افزایش دهند تا در صورت نیاز به آن متوصل شوند .  در جریان پیگیری بسیاری از اهداف از طریق دیپلماسی نیز نمایش توان نظامی را بکار میگیرند ، البته در این مرحله بیشتر به آمار و اعداد اکتفا می نمایند یا مانورهای نظامی که نمایشی از توانمندی کشورشان را در معرض دید دیگران قرار می دهند. تفاوتی نمیکند برای نمایش توان دفاعی باشد یا توان حمله باشد ، مهم اثبات و نمایش توان نظامی است . از دیگر واژگان که اغلب در ارتباط با قدرت بکار می رود ، واژه نفوذ است . واژه ای که همراه با قدرت نظامی نیست و به کارگیری این روش باعث اعمال سیاست ها بدون اعمال زور است . روشی که در دنیای امروزی کاربرد بسیار دارد .

در زمان جنگ سرد این روش کاربرد بسیار داشت تا حدی که برای پیشگیری از نفوذ کشور رقیب  و یارگیری ، اتحادیه ها یا بهتر بگوییم پیمان های بین المللی ایجاد شد . ( پیمان آنتلانتیک شمالی – ناتو و پیمان ورشو ) . شعار هر دو پیمان ، اتحاد کشورهای عضو پیمان و دشمن دانستن هر کشوری که بخواهد با یکی از کشورهای همپیمان دشمنی نماید . این پیمان ها به ظاهر با این شعار تاسیس شدن  ولی در اصل مبارزه با نفوذ رقیب بود . جهان دو قطبی و یارگیری دو ابر قدرت وضعیت واقعی بود .

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، جهان دو قطبی راه تک قطبی شدن را در پیش گرفت . تحولات سیاسی – نظامی جهان باعث شد تا این وضع برای مدت زمان طولانی ادامه نیابد و مدعیانی توانمند به صحنه بیایند تا تک روی تک ابر قدرت جهان ، روزهایی خوش و ماندگار را برای خود تجربه ننماید .

خبر سفر معاون رییس جمهور ایالات متحده به غرب آسیا در این شرایط بحرانی که تصویب بودجه کشور ، معضل تعطیلی بخشی از ادارات کاخ سفید را به همراه خواهد داشت ، حکایت از نگرانی بیش از حد سیاستمداران این کشور دارد . برنامه سفر آشکار است ، دیدار با دولتمردان کشورهای لیبی ، مصر و ….. انتقال سفارت ایالات متحده از تل آوویل به بیت المقدس . انتقال سفارت به معنای به رسمیت شناختن شهر بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم اشغالگر است و این عمل باعث برانگیخته شدن کشورهای منطقه خواهد شد . باید در نظر داشت مصر و لیبی دو کشوری هستند که در همسایگی این منطقه قرار گرفته و رییس جمهوری کشور مصر ( جمال عبدالناصر) با هدف هم پیمانی کشورهای عرب منطقه در جهت مبارزه با رژیم اشغالگر اتحادیه عرب را بنیانگذاری کرد . انتقال سفارت ایالات متحده  به معنای به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم اشغالگر است . این عمل در جهت نزدیکی ایالات متحده و هم پیمان منطقه ای خود ( صهیونیسم ) است . مبارزه با متحدان کشورهای قدرتمندی چون چین و روسیه سیاست کلی ایالات متحده بوده ، با توجه به احساس خطر کردن از چند قطبی شدن جهان سعی در اجرایی کردن سیاست های بین المللی در این زمینه را بعنوان اولویت ، پذیرفتن . پس در کنار انتقال سفارت باید توافقی با کشورهای لیبی و خصوصا مصر داشته تا از بروز مشکلات جدید جلوگیری بعمل آید . نتیجه از اهمیت بسیاری برخوردار است . سرلوحه هدف از تشکیل اتحادیه عرب در اصل پیوند کشورهای منطقه در مقابله با رژیم اشغالگر بوده است . در حال حاضر اعتراض کشورهای دیگر منطقه حتی کشورهای هم پیمان  نیز در خصوص انتقال سفارت بر ایالات متحده پوشیده نیست  . اما نیاز به همپیمانی چون رژیم اشغالگر در کفه ترازو سنگینی می کند ، سیاست خارجی ایالات متحده را به آن سمت می کشاند تا حتی با وجود این مخالفت ها ، از اقدام خود عقب نشینی نکند مگر آنکه …….

زمانی که در این شرایط وزیر دفاع ایالات متحده سخن از لزوم افزایش بودجه تسلیحاتی به میان می آورد و نگرانی خود را در خصوص قدرتمند شدن رقبایی چون چین و روسیه به زبان می آورد . قطعا نگرانی ها تنها قدرت نظامی این کشورها نبوده ، بلکه توانایی نفوذ در مناطق مختلف دنیا نیز مطرح است . پس شرکای تجاری و هم پیمانان قدرت های دیگر  نیز برای ایالات متحده نگرانی هایی می توانند ایجاد نمایند .

در این برهه زمانی بحث تولد و حضور قدرت دیگری نیز مطرح است . بحث قدرتمند شدن اتحادیه اروپا و رقیبی چند رنگ در جهان که ادعاهایی نیز دارد . بحث هایی چون برجام و اختلاف نظر در خصوص آن  بین واشینگتن و اتحادیه اروپا یا کشورهای مدعی قدرت در قاره سبز ، باعث انزوای بیشتر ایالات متحده در این شرایط سخت شده است .

اتحاد دو کره به نگرانی های دولتمردان ایالات متحده افزود . اتحادی که چین نیز از آن استقبال کرد و به ایالات متحده پیشنهاد کرد ، استراتژی خود را در قبال کره شمالی عوض نماید . اتحادی که در تغییر سیاست خارجی ایالات متحده نقش تعیین کننده می تواند داشته باشد .

نگرانی ترامپ از برجام شاید نتیجه اتحاد اروپا ، روسیه و چین با یک قدرت منطقه غرب آسیا باشد . که می تواند بسیاری از معادلات سیاسی ایالات متحده را تحت شعاع قرار دهد .

به هر حال سیاست خارجی ایالات متحده نیاز به تحولی بسیار دارد . بازنگری در آن لزوم بقا است .

حقوق بین الملل و ضمانت اجرا

No Comments

حقوق بین الملل و ضمانت اجرا

پاتریک ساهاکیان

پیدایش حقوق بین الملل سرآغازی برای حاکمیت قواعد حاکم برروابط بین کشورها ، سازمانها و نهادهای بین المللی و افراد است . حقوقی که بخشی از آن قواعدی در خصوص نحوه رفتار کشورها در قبال یکدیگر را تعریف می نماید . پیروی از این قواعد نشانه احترام به آن است . نبود ضمانت اجرایی برای این نوع حقوق باعث اختلاف در وجود ولزوم آن بین سیاسیون و حقوقی ها به شمار می رود . نهایتا تقبل حاکمیت این حقوق در روابط اعضا جامعه بین المللی نشانه احترام به آن است و اعضای جامعه بین المللی به عنوان مخاطبان ، در صورت رعایت در مسیر ارج نهادن به آن و حفظ حریم اعضا اقدام نموده اند .  شاید یکی از ضمانت های اجرایی که حقوقی ها برای این نوع حقوق تعریف می نمایند اصل پایبندی به آن برای حفظ اعتبار و آبروی کشورها باشد . به نحوی که در صورت عدم رعایت آن صدور بیانه های نقض ، باعث نقض اعتبار و آبرو میگردد . حاکمیت یکی از چهار مولفه تشکیل دهنده کشورها است . عنصری غیر مادی که همبستگی دیگر عناصر را تضمین می نماید . احترام به حاکمیت دولت ها بر کشورها ، از قواعدی است که در حقوق بین الملل درج شده و نقض آن به نشانه عدم رعایت حقوق بین المللی و توهین به دولت ها محسوب می شود .  ایجاد سازمان های بین المللی توسط اعضای جامعه بین المللی برای نیل به اهدافی از پیش تعیین شده  امری مرسوم است . هدف از تشکیل بسیاری از این سازمان ها ایجاد زمینه های همکاری در خصوص موضوعات اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی بوده ، ضرورت  تشکیل آنها به واسطه ارایه خدمات و همکاری ها برای اعضا بوده است . نباید فراموش کرد تشکیل سازمان های همکاری حتی بنا بر ضرورت بر اساس رعایت شرایط خاصی است که نباید با حقوق بین الملل در تناقص باشد .

دخالت ایالات متحده امریکا در مسایل داخلی کشورها خصوصا کشورهای غرب آسیا منافی با حقوق بین الملل قلمداد نمی گردد ؟ از طرفی اقدامات نظامی در منطقه با اهداف سود جویانه است ؟

از عوامل همگرایی کشورهای منطقه غرب آسیا وجود عامل وحدت بخش دین اسلام است . کشورهای این منطقه دارای دین متحد می باشند ولو اینکه وجود فرقه های مختلف در آن باعث تبدیل این همگرایی به واگرایی میگردد . اما باید خاطر نشان کرد : دین مشترک باعث ایجاد هویت مشترک برای کشورهای منطقه گردیده است که از آن هویت اسلامی پدید آمده است . هویتی که دو واقعیت انکار ناپذیر در سایه آن باعث ایجاد اتحاد میگردد . این دو عامل عبارتند از مقابله با صهیونیسم و دشمن دانستن رژیم اشغالگر در پهنه فلسطین ، اتفاق نظر در خصوص روند فعالیت حزب الله لبنان است . عدم ایجاد اتفاق نظر در جهت تشکیل یک اتحادیه کارآمد در منطقه باعث ضعف و شکنندگی در برابر دیگر کشورهای میگردد . غرب و در راس آن ایالات متحده نظر دارد با ایجاد نفاق بین کشورهای مسلمان منطقه از ایجاد وحدت بین کشورهای منطقه ممانعت بعمل آورد . رنگ هویت اسلامی را با پر رنگ کردن هویت عربی کم رنگ نمایش دهد .

ایجاد پایگاه نظامی غیر رسمی یا حضور نظامیان امریکایی در شمال سوریه ( مرز مشترک با عراق و ….. ) نشانه ای از نقض واضح حقوق بین الملل است . حضور این نظامیان که بدون رضایت و حتی با اعتراض دولت رسمی سوریه همراه است نشانه ای از عدم به رسمیت شناختن حاکمیت دولت سوریه بوده و بی احترامی و توهین به این دولت در کنار نقض حقوق بین الملل محسوب میگردد . استمرار مداخلات نظامی ایالات متحده در منطقه امری جدید نبوده و می توان آنرا به عنوان بخشی از سیاست کلی ایالات متحده محسوب نمود . سیاستی که از پیآمدهای آن می توان رضایت کارخانه های تولید تسلیحات نظامی را بر شمرد یا رضایت رژیم اشغالگر را . اقدام نظامی علیه عراق به بهانه حمله عراق به کویت ، تصرف نظامی افغانستان با بهانه حمله پیش دستانه در قبال وقایع یازده سپتامبر از جمله اقداماتی محسوب میگردند که مداخله نظامی ایالات متحده را در منطقه به وضوح نمایش می دهد و قضاوت دلایل برای این نوع اقدامات را می توان بر عهده خواننده گذاشت . از دلایل تاکید ایالات متحده مبنی بر حضور نظامیان در خاک سوریه شاید در کنار دلایل دیگر نگرانی ایالات متحده از نفوذ روسیه در خاک کشورهای دیگر دانست . هرچند جهان پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی روند تک قطبی را پیشه کرد ولی چند قطبی شدن جهان ، انتظاری دست یافتنی است .

زمانی که دیپلماسی به پایان میرسد و نتایج لازم به دست نمی آید گزینه نظامی برای این منظور بکار گرفته می شود .

نقض حاکمیت دولت ها بر سرزمین و جمعیت کشورها امری است که پیامدی چون هرج و مرج را به دنبال داشته و ممکن است عمومیت یابد . در چنین شرایطی بسیاری از کشورها به بهانه های واهی نقض قانون کرده و اقدامی مشابه انجام می دهند که نهایتا عدم ثبات را به دنبال خواهد داشت . عدم خروج و حضور نیروی نظامی ترکیه در خاک عراق پس از آزاد سازی خاک این کشور از دست نیروهای اشغالگر داعش با بهانه گیریهای بی جا  . تکرار این عمل در شمال سوریه ،  مقاومت در برابر نظامیان تحت امر دولت سوریه در شرایطی که نیروهای مخالف با دولت رسمی کشور در حال نبرد هستند ، عدم به رسمیت شناختن حاکمیت دولت سوریه و اهانت به آن محسوب می شود . از طرفی اعتراض وزیر دفاع و نخست وزیر کشور ترکیه به ایران و روسیه در خصوص حمایت این دو کشور از دولت فعلی سوریه  و همچنین عدم پایبندی ترکیه به توافق حاصله در آستانه  نقض یک توافقنامه چند جانبه محسوب میگردد .

حمایت سایر دولت ها  از معترضین و مخالفین حکومت های کشورهای دیگر اقدامی ناقض حقوق بین الملل محسوب میگردد . در حقوق بین الملل این امر صراحتا عنوان شده است . اقدامی که رییس جمهور و دستگاه دیپلماسی ایالات متحده در قبال ایران صورت داده و دولتمردان ترکیه نیز بارها آن را در قبال دیگر دولت ها تکرار نموده اند .

در نهایت می توان گفت اگر تدبیری برای الزام به رعایت حقوق بین الملل یا به عبارتی  ضمانت اجرایی برای حقوق بین الملل لحاظ نگردد ، وجود آن بار به منزل نخواهد رسانید .